Tuesday, December 04, 2007

گزارش گاردین راجع به دکتر زهرا عامری





خانم دکتر را خفه کرده اند؟
نگاه گاردين به سرنوشت يک زن جوان در بازداشت - سه شنبه 13 آذر 1386 [2007.12.04]
رابرت تيت ‏
زهرا بني يعقوب هيچ دليلي براي پايان دادن به زندگي اش نداشت. او در حال ترقي در شغل طبابت بود و ‏رابطه اي عاشقانه با مرد زندگي اش داشت. به نظر مي رسد همه انگيزه هاي لازم براي زندگي کردن را ‏داشت. ‏
اما وقتي او در بازداشت نيروهاي بسيج کشته شد، علت مرگ او را خود کشي اعلام کردند. بسيج نام سازمان ‏تحت حمايت رهبر عالي ايران، آيت الله خامنه اي است که عمل به آداب اسلامي را به زور تحميل مي کند.‏در حال حاضر خانواده بني يعقوب اصرار دارند که مرگ او مشکوک است . آنها با همراهي مشهورترين ‏وکيل حقوق بشر در کشور و برنده جايزه صلح نوبل، شيرين عبادي، در تلاشند تا ثابت کنند او به قتل رسيده ‏است.‏
سرنوشت غم انگيز بني يعقوب از صبح روز 12 ام اکتبر و در حالي که همراه نامزدش، حميد چيت ساز، در ‏يک پارک عمومي در شهر همدان نشسته بودند، آغاز شد. ماموران اين دو نفر را دستگير کردند زيرا بر ‏اساس قوانين اسلامي دو نفر بدون رابطه شرعي، نمي بايست با يکديگر تنها باشند.‏
احتمالاً انجام چنين رفتاري با دو آدم داراي چنين درجه اي از تحصيلات، دردآور بوده است. بني يعقوب 27 ‏ساله، پس از فارغ التحصيلي از دانشکده پزشکي دانشگاه تهران، مشغول طبابت در يک روستاي دور افتاده و ‏محروم کشور بود. او آرزو داشت به عنوان متخصص قلب يا متخصص جراح کليه و مجاري ادرار ادامه ‏تحصيل دهد. نامزد او در يک ايستگاه راديويي متعلق به سازمان صدا سيماي دولتي ايران کار مي کرد. با ‏اين حال، هر دوي آنها را بدون دستور قاضي بازداشت کردند.‏
چيت ساز با تامين وثيقه از سوي خانواده اش از زندان آزاد شد اما بر سر اين ماجرا از کار بيکار شد. در ‏همين حال، بني يعقوب مجبور شد شب را در بازداشت سر کند زيرا در خبر دادن به خانواده اش تاخير ‏صورت گرفته بود. خانواده او 200 مايل دورتر و در تهران زندگي مي کردند. صبح روز بعد، وقتي ‏ابوالقاسم، پدر 61 ساله و بانشسته سپاه پاسداران ايران، براي آزادي او مراجعه کرد با خبر فوت دخترش ‏روبرو شد. يک گزارش پزشکي اعلام کرده بود که او خفه شده است. ‏
مقامات ادعا کردند از آنجا که بني يعقوب يک مسلمان مقيد بوده و به نماز يوميه اش پايبند بود، از کار خودش ‏احساس شرمساري مي کرد. به همين دليل به کمک يک صندلي و يک تکه پارچه، خود را از سقف سلولش ‏حلق آويز کرده است. ‏
خانواده بني يعقوب مي گويند او امکان نداشته چنين کاري را بکند، حداقل به خاطر اعتقادات محکم ديني اش ‏که خود کشي را يک گناه محسوب مي کند. بعلاوه، آنها معتقدند او حق داشته همراه چيت ساز باشد زيرا قبلاً ‏صيغه يکديگر شده بودند. صيغه، يکي از قواعد شيعه است که از سوي مقامات ايراني به عنوان ازدواج موقت ‏به رسميت شناخته مي شود. بنابراين دليلي وجود نداشته که او از رفتارش احساس شرمساري کند. ‏
والدين بني يعقوب اعتقاد دارند او تحت آزار يکي از بازداشت کنندگان قرار گرفته است و به همين دليل ‏درخواست کالبد شکافي از جسد را کرده اند. يک نظريه اين است که او بعد از تماس تلفني با برادارش امير، ‏که خبر حرکت پدرش به سوي همدان براي آزادي او را داده، با ماموران درگيري لفظي پيدا مي کند. به گفته ‏والدين او، شواهد نشان مي دهد هنگام آماده کردن جسد براي خاک سپاري، از گوش ها و بيني او خون به راه ‏افتاده بود و اين نشانه اي از ضربه مغزي است. زمان مرگ بني يعقوب را ساعت 9 صبح، يعني 20 دقيقه بعد ‏از صحبت با برادرش، تخمين زده اند. ‏
يکي از نزديکان خانواده در گفتگو با گاردين و در حالي که نخواست نامش فاش شود گفت: "صداي زهرا ‏موقع حرف زدن با برادرش خونسرد بوده. او رفتاري دال بر خودکشي نداشته است. خانواده او معتقدند به ‏خاطر اين تماس تلفني، او احساس پشت گرمي کرده و به ماموران گفته وقتي پدرش به آنجا برسد مي فهمند با ‏چه کسي طرف اند. وقتي خانواده اش بدن او را مشاهده کردند، روي پاهايش زخمهايي ديده اند. آنها فکر مي ‏کنند ماموران شروع به کتک زدن او کرده اند و مرگ او به خاطر اصابت سرش به يک جايي اتفاق افتاده ‏است. زهرا عاشق خدمت به مردم بود. ضمناً او عميقاً عاشق نامزدش بوده است. به چه دليلي او بايد دست به ‏خودکشي بزند؟"‏
وقتي پدرش به بازداشتگاه رسيده بود، در ابتدا مرگ او را مخفي کرده بودند. آنها از پدرش خواستند روز بعد ‏مراجعه کند تا اينکه بالاخره به او خبر مرگ را دادند. خويشاوند آنها مي گويد: "آنها پدر زهرا را تحقير ‏کردند. وقتي او به آنجا رسيد از او خواستند در خيابان منتظر بماند و به او گفتند: دختر تو از نظر اخلاقي با ‏دکتر بودن جور در نمي آيد. آنها همه اين کارها را وقتي داشتند مي کردند که زهرا مرده بود."‏
مي گويند برگه گزارش صادر شده توسط مرکز بازداشت پر از مطالب نادرست است. از جمله دست بردن ‏عمدي به تاريخ بازداشت بني يعقوب تا اينکه بازداشت را با زمان مرگ منطبق کنند. قوانين ايران اجازه ‏بازداشت به مدت بيش از 24 ساعت را براي متهمان منکراتي را نمي دهد.‏
عبادي از رييس قوه قضاييه ايران، آيت الله محمود هاشمي شاهرودي، درخواست صدور دستور تحقيقات به ‏سرپرستي تهران را نموده، زيرا مقامات در همدان از همکاري امتناع مي کنند. اين درخواست از سوي ‏گروهي از همرزمان سابق پدرش نيز مورد حمايت قرار کرفته است. فرماندهان عاليرتبه سپاه هم به خاطر ‏سوابق کاري پدر بني يعقوب، از دفتر آيت الله خامنه اي درخواست رسيدگي کرده اند.‏
عبادي مي گويد اين موضوع ابهامات آزاردهنده اي را از نحوه رفتار با زنان در کشور به وجود آورده است: ‏‏"چگونه امکان دارد يک زن 27 ساله، به عنوان يک پزشک با صلاحيت، حق صحبت کردن با نامزدش را ‏در يک پارک عمومي نداشته باشد و چه حقوقي به پليس براي بازداشت او داده شده است؟"‏
او مرگ بني يعقوب را با زهرا کاظمي، يک زن کانادايي ايراني الاصل، مقايسه کرد که ظاهراً پس از وارد ‏آمدن ضربه اي کشنده به سرش از سوي بازپرسان در زندان اوين کشته شد. ديوانعالي کشور در هفته گذشته، ‏به خاطر نواقص بررسي هاي قبلي، دستور تحقيقات جديدي را درباره مرگ کاظمي صادر کرد. ‏
منبع: گاردين – 2 دسامبر

No comments: