Tuesday, December 25, 2007

فشارهاي امريکا اقتصاد ايران را درهم کوبيده

فشارهاي امريکا اقتصاد ايران را درهم کوبيده
تفسيري از لودووار - چهارشنبه 5 دی 1386 [2007.12.26]
‏‏ميگل گاروته
‏"اسراييل بايد از نقشه جهان حذف شود." اين جمله توسط محمود احمدي نژاد در اکتبر 2005 در تهران بيان شد. رييس جمهور ‏ايران، در برابر عموم، از يک طرف اعلام کرد که هولوکاست يک افسانه است و از طرف ديگر اظهار داشت: "بايد اسراييل از ‏صفحه زمان محو شود." درحقيقت، احمدي نژاد در اکتبر 2005 کنگره اي بين المللي برگزار نمود و در حضور بسياري از ‏منکران کشتار يهوديان، واقعيت هولوکاست را انکار کرد؛ روبرت فوريسون، مورخ دانشگاه سوربن فرانسه، جورج تيل که به ‏خاطر نفي هولوکاست سابقه زنداني شدن در فرانسه را دارد و فردريک توبن، تجديد نظر طلب استراليايي از کساني بودند که در ‏اين کنگره شرکت کردند.‏
اين انکار اسلامي و به عبارت بهتر، ايراني، يک تحريک لفظي ساده نبوده و نيست. نکته قابل توجه اين است که اظهارات محمود ‏احمدي نژاد در زمان ساخت مراکز هسته اي و غني سازي ايران به دستور آيت الله هاي اصولگرا و رهبرشان بيان شده؛ از آن ‏زمان تاکنون اظهارات او و تکرار آنها به هشداري جدي براي اسراييلي ها تبديل شده است.‏
ما غربي ها نيز به گونه اي خود را در اين داستان دخيل مي دانيم، ولي اين مسأله به طور مستقيم به جانب اسراييلي هاست. ‏اظهارات و سياست هسته اي رييس جمهور احمدي نژاد بار ديگر حق موجوديت دولت يهود را زير سؤال برده است. با اين حال، ‏انتخاب اسراييل توسط خداوند يک امر غيرقابل بازگشت است، زيرا خداوند نه اشتباه مي کند و نه ما را فريب مي دهد. "حذف ‏اسراييل نماد آشکاري از خواست الهي است."‏
با نگاهي به اتفاقات ژوئيه 2006، حزب الله را در جنوب لبنان مي بينيم که بار ديگر آشکارا خصومت خود را نسبت به دولت يهود ‏نشان مي دهد: رويارويي بين ارتش اسراييل و حزب الله تروريست که ازيک سو طرفدار سوريه است و از سوي ديگر توسط تهران ‏رهبري مي شود. ماه ها پس از پايان يافتن درگيري ها شاهد بوديم که مطبوعات و رسانه ها اين رويدادها را به شيوه هاي متفاوت ‏تحليل کردند و به ويژه مشخص شد که حزب الله از مردم غيرنظامي جنوب لبنان به عنوان سپر دفاعي استفاده کرده. مشخص شد که ‏هزاران راکت و موشک صرفاً به هدف محله هاي مسکوني اسراييل پرتاب شده. مشخص شد که حزب الله از موشک هاي ايراني با ‏برد 200 کيلومتر به نام "فجر" استفاده کرده است.‏
تهران، 4 مارس 2007: محمد عبدالله صفي الدين، نماينده حزب الله در تهران در شبکه چهار تلويزيون ايران اعلام مي کند: "حزب ‏الله به جنگ در مقياس وسيع نياز ندارد. حزب الله قادر است زماني که امريکايي ها عراق را ترک مي کنند، وارد خاک اسراييل ‏شود. مي دانيد خروج نيروهاي امريکايي از عراق چه معنايي دارد؟ اين بدين معني است که اسراييل حامي خود را از دست داده. ‏حزب الله براي ورود به خاک اسراييل نيازي به جنگ با مقياس وسيع ندارد. حزب الله با سادگي هرچه تمام تر مي تواند بر روي ‏خاک اسراييل قدم گذارد. امريکايي ها مجبور به ترک خاک عراق هستند. چه جنگي با ايران صورت بگيرد چه صورت نگيرد، آنها ‏بايد خاک عراق را ترک کنند."‏
قدرت واقعي حزب الله در ژوئيه 2006 در زمان رويارويي نظامي با اسراييل آشکار شد. نيات واقعي حزب الله نيز روز 4 مارس ‏‏2007 به وسيله اظهارات عبدالله صفي الدين در تلويزيون ايران برملا گرديد. از آن تاريخ، حزب الله در بي تفاوتي هرچه تمام تر ‏جهان غرب باز هم از نظر نظامي مجهزتر شده است. ‏
ولي آغاز داستان ايران و حزب الله به 15 سال پيش يعني سال 1992 بازمي گردد. در ماه مه 1992 اسحاق رابين، نخست وزير ‏اسراييل، در ميز کار خود در اورشليم گزارشي را از طرف سازمان اطلاعات نظامي اسراييل مشاهده مي کند. اين گزارش به ‏برنامه هسته اي ايران مربوط مي شد. در اين گزارش، برخلاف عقيده سازمان سيا، به وضوح آمده بود که برنامه اتمي ايران صرفاً ‏از اهداف صلح آميز پيروي نمي کند [سازمان سيا در سال 1998 به نيات واقعي برنامه ايران پي برد]. ‏
پس در واقع اسراييل در سال 1992 به اين واقعيت دردناک پي برده است: دولت يهود، به عنوان يک کشور اتمي، نمي توانست ‏هيچ گونه پاسخ بازدارنده و باورپذيري در برابر اين تهديد بالقوه ارائه دهد. اسحاق رابين، به عنوان يک سياستمدار چپ گراي ‏اسراييلي و شخصيتي که با عرفات صلح کرد و به همين دليل ترور شد، اولين کسي بود که به اين خطر بزرگ پي برد: اين خطر نه ‏از سوي فلسطين بود و نه عراق، بلکه از سوي ايران بود. براي اطلاعات بيشتر در اين زمينه مي توان به مقاله کلاين و اورن تحت ‏عنوان "کابوس وحشتناک اسراييل" که در تاريخ 5 فوريه 2007 در مجله امريکايي ‏The New Republic‏ چاپ شده مراجعه ‏کرد.‏
پانزده سال بعد، يعني در اواخر سال 2007، اين مشکل همچنان برجاي خود باقي است: اسراييل ازيک طرف نمي خواهد با ايراني ‏اتمي و طرفدار خميني و ازطرف ديگر با جهان غربي که هيچ واکنشي نشان نمي دهد همزيستي کند. به علاوه، ايران درحال ‏گسترش بي وقفه نفوذ خود در منطقه است: توليد اورانيوم غني شده؛ استقرار حزب الله شيعه در مرزهاي اسراييل؛ حمايت از حماس ‏سني در نوار غزه و کرانه باختري رود اردن، به طوري که برخي از عناصر مهم آن از طرفداران سرسخت ايران هستند؛ اتحاد با ‏سوريه علوي که به شکلي منسجم با ايران همسو شده است. به طور خلاصه بايد اذعان داشت که ايران با متحدان خود در هيچ زمان ‏ديگري تا اين حد خطرناک تر براي اسراييل ظاهر نشده است.‏
غرب تأکيد مي کند که ايران، در بهترين حالت، قبل از سال 2009 به بمب اتمي دست نخواهد يافت. ولي چه خواهد شد اگر ‏اورانيوم غني شده توسط ايران به دست حزب الله يا هر گروه انتحاري ديگري برسد؟ آنها بي شک از اين وسيله راديواکتيو مهلک ‏در يک "بمب منحوس" بهره خواهند برد و آن را از جنوب لبنان، يا هر جاي ديگري، به اسراييل پرتاب خواهند کرد. ولي نکته ‏مسلم اين است که بي شک چنين حمله اي، در بهترين حالت، قبل از سال 2009 روي نخواهد داد.‏‏ ‏منبع: لو دووار، 21 دسامبر 2007‏
مترجم: علي جواهريalijava_rooz@yahoo.es

No comments: