نامه اي به بوش در وال استريت جورنال - چهارشنبه 1 اسفند 1386 [2008.02.20]
bushname.jpg
کريستوفر هيچنز
آقاي رئيس جمهور عزيز: چند ماه قبل، از زبان حاميان و اعضاي دولت شما شنيده شد که موضوع ايران هسته اي "به دولت بعدي واگذار نخواهد شد." اين صحبت هم قطعي و هم کمي عجيب بنظر مي رسيد، گويي مقامات دولت در برابر همه چيز و هيچ چيز متعهد شده بودند.
ارزيابي سازمان ملي اطلاعات، ايالات متحده را در وضعيتي قرار داده که حتي ادامه فشارها براي اعمال تحريم ها دشوار است، چه رسد به بررسي از کار انداختن سايت هاي سانتريفيوژ و آب سنگين نطنز و اراک. سال آينده شما ناگزير خواهيد بود تصميم بگيريد که آيا اين مسأله به معضلي براي دولت بعدي تبديل خواهد شد. در وضعيت کنوني، آمريکا در موقعيتي قرار دارد که بنظر مي رسد بيش از آنچه که واقعا ً هست، ستيزه جوست. اين واقعيت که ايران مي تواند دم از يک جنبش تأثير گذار "مدني" بزند که هم خواهان برکناري حکومت ديني فعلي است و هم خواهان روابط بهتر و نزديک تر با آمريکاست، اين تصوير آمريکا را پيچيده کرده است.
به عبارت ديگر، ايران در حال گذران دو نوع جدول زماني است. جدول زماني اول ظهور تدريجي اما مشخص پروسه دموکراتيزه شدن در ميان جوانان و قشر متوسط است، چيزي که ما مي توانيم وقوع آن را پيش بيني کنيم اما زمان آن را نمي توانيم تعيين کنيم. جدول زماني دوم، پروسه اي است که رژيم با توسل به آن به ابزار ساخت تسليحات مرگبار اتمي چنگ انداخته است- اين جدول زماني مي تواند نسبتا ً سريعتر حرکت کند و طراحي شده است تا آخوندها را از تغيير رژيم در امان نگه دارد.
آيا اين احتمال وجود دارد که اين دوعامل به ظاهر متضاد بتوانند به يک رابطه هم گراتر تبديل شوند و آمريکا بتواند ابتکار عملي را که بواسطه اقدامات سازمان اطلاعات خود از دست داده است، مجددا ً بدست بگيرد؟ پاسخ مثبت است. امتيازهاي ما را در نظر بگيريد. اول اينکه تمام کساني که به ايران سفر کرده اند، از سطح چشمگير حمايت مردم اين کشور از آمريکا سخن مي گويند. در سفر خودم به اين کشور، از ديدن اينکه عده زيادي از مردم خويشاونداني در خارج از کشور دارند و آرزو مي کنند مي توانستند پيش آنها بروند، تعجب کردم.
ما دو دشمن بسيار منفور، نه تنها آخوندهاي ايران بلکه مردم ايران، را از قدرت برکنار کرده ايم. درست است که بسياري از ايرانيان از حضور نيروهاي آمريکايي در مرزهاي عراق و افغانستان احساس عصبانيت مي کنند، اما توانايي ما در نابودي طالبان و صدام حسين نيز بسياري از ايرانيان را خوشحال کرده است. ايرانيان کاملا ً از عقب ماندگي کشور خود آگاهند. ممکن است ايران بر روي درياچه نفت شناور باشد، اما هنوز همان اقتصاد عقب مانده قاليچه و پسته را دارد که 30 سال گذشته زماني که آخوندها قدرت را بدست گرفتند، داشت.
مي خواهم در کل به يک امتياز ديگر اشاره کنم. بر اساس پيش بيني هاي انجام شده، ايران در آينده اي بسيار نزديک يک زلزله ويرانگر پيش رو خواهد داشت. تهران بر روي گسل زلزله قرار گرفته است: ساخت و سازهاي بي شمار غيراصولي و غيرقانوني که در نتيجه فساد و بي کفايتي اتفاق مي افتند، بر اين معضل دامن زده اند. وقوع يک زلزله سخت در ايران نه تنها مي تواند به مردم ايران بلکه به همسايگان آنها خسارات جبران ناپذيري وارد کند و رژيم ايران تاکنون هيچ اقدامي براي آمادگي و مقابله با اين حادثه احتمالي انجام نداده است.
پس از زلزله بم در سال 2003، تيم هاي جستجو و نجات آمريکا با شجاعت و مهارتي که از خود نشان دادند، آنقدر در ميان مردم مشهور شدند که رژيم با سانسور نه چندان کامل بر خبر مؤفقيت هاي آنها سرپوش مي گذاشت. پس، تأثير "ديپلماسي علني" يعني يک پيشنهاد جدي علني را به ايران از طريق رسانه هاي بين المللي و از طريق تريبون سازمان ملل بررسي کنيد. آمريکا مي تواند به ايران پيشنهاد دهد که تعهد خواهد کرد از مراکز مسکوني و تأسيسات مهم ايران در برابر زلزله محافظت خواهد نمود. درخواست بازرسي از تأسيسات مهم بويژه آنهايي که احتمالا ً تهديدي از نوع چرنوبيل براي کشورهاي همسايه خواهند بود، در کنار ارائه تخصص و مشاوره صورت خواهد گرفت. به علاوه، آمريکا و متحدانش - که تعهد کرده اند به ايران براي دستيابي به قابليت صلح آميز انرژي اتمي کمک کنند – مايلند مطمئن شوند که طرف مذاکره آنها واقعا ً نماينده مردم ايران باشند. حتي مي توان گفت که مداخله ما در عراق و به تبع آن آزادي شيعيان اين کشور، پيامدهاي مثبت بلندمدت خواهد داشت.
شنيده ام که هرگونه مشوق ارائه شده به ايران به منزله پاداشي براي رفتار بد اين رژيم تلقي شده و حتي آخوندهاي تندرو را به اين فکر انداخته که لجاجت و سرسختي آنها ثمر داده است. اما تصور نمي کنم بتوان چنين چيزي را براي مشوق هايي که در بالا به آنها اشاره شد، عنوان کرد، چرا که اين مشوق ها معطوف به ملت ايران هستند و در واقع مزاياي قابل توجهي براي آنها در قبال شفاف سازي سياسي و اجتماعي خواهند داشت.
اگر لحظه اي فرا برسد که شما، آقاي رئيس جمهور، احساس کنيد که طرح ابتکاري "نيکسون در چين" نياز است و پيشنهاد معامله مستقيم با ايران و ايرانيان تضمين شده است، لازم است که شما کلماتي گويا پيدا کنيد و از طريق آنها اين حقايق را تصديق کنيد.
منبع: وال استريت جورنال، 19 فوريه
No comments:
Post a Comment