Tuesday, February 19, 2008

آقاي رئيس جمهور، ايران را فراموش نکن


نامه اي به بوش در وال استريت جورنال - چهارشنبه 1 اسفند 1386 [2008.02.20]

bushname.jpg

کريستوفر هيچنز

آقاي رئيس جمهور عزيز: چند ماه قبل، از زبان حاميان و اعضاي دولت شما شنيده شد که موضوع ايران هسته اي "به ‏دولت بعدي واگذار نخواهد شد." اين صحبت هم قطعي و هم کمي عجيب بنظر مي رسيد، گويي مقامات دولت در برابر ‏همه چيز و هيچ چيز متعهد شده بودند. ‏

ارزيابي سازمان ملي اطلاعات، ايالات متحده را در وضعيتي قرار داده که حتي ادامه فشارها براي اعمال تحريم ها ‏دشوار است، چه رسد به بررسي از کار انداختن سايت هاي سانتريفيوژ و آب سنگين نطنز و اراک. سال آينده شما ‏ناگزير خواهيد بود تصميم بگيريد که آيا اين مسأله به معضلي براي دولت بعدي تبديل خواهد شد. در وضعيت کنوني، ‏آمريکا در موقعيتي قرار دارد که بنظر مي رسد بيش از آنچه که واقعا ً هست، ستيزه جوست. اين واقعيت که ايران مي ‏تواند دم از يک جنبش تأثير گذار "مدني" بزند که هم خواهان برکناري حکومت ديني فعلي است و هم خواهان روابط ‏بهتر و نزديک تر با آمريکاست، اين تصوير آمريکا را پيچيده کرده است. ‏

به عبارت ديگر، ايران در حال گذران دو نوع جدول زماني است. جدول زماني اول ظهور تدريجي اما مشخص پروسه ‏دموکراتيزه شدن در ميان جوانان و قشر متوسط است، چيزي که ما مي توانيم وقوع آن را پيش بيني کنيم اما زمان آن را ‏نمي توانيم تعيين کنيم. جدول زماني دوم، پروسه اي است که رژيم با توسل به آن به ابزار ساخت تسليحات مرگبار اتمي ‏چنگ انداخته است- اين جدول زماني مي تواند نسبتا ً سريعتر حرکت کند و طراحي شده است تا آخوندها را از تغيير ‏رژيم در امان نگه دارد.‏

آيا اين احتمال وجود دارد که اين دوعامل به ظاهر متضاد بتوانند به يک رابطه هم گراتر تبديل شوند و آمريکا بتواند ‏ابتکار عملي را که بواسطه اقدامات سازمان اطلاعات خود از دست داده است، مجددا ً بدست بگيرد؟ پاسخ مثبت است. ‏امتيازهاي ما را در نظر بگيريد. اول اينکه تمام کساني که به ايران سفر کرده اند، از سطح چشمگير حمايت مردم اين ‏کشور از آمريکا سخن مي گويند. در سفر خودم به اين کشور، از ديدن اينکه عده زيادي از مردم خويشاونداني در خارج ‏از کشور دارند و آرزو مي کنند مي توانستند پيش آنها بروند، تعجب کردم. ‏

ما دو دشمن بسيار منفور، نه تنها آخوندهاي ايران بلکه مردم ايران، را از قدرت برکنار کرده ايم. درست است که ‏بسياري از ايرانيان از حضور نيروهاي آمريکايي در مرزهاي عراق و افغانستان احساس عصبانيت مي کنند، اما ‏توانايي ما در نابودي طالبان و صدام حسين نيز بسياري از ايرانيان را خوشحال کرده است. ايرانيان کاملا ً از عقب ‏ماندگي کشور خود آگاهند. ممکن است ايران بر روي درياچه نفت شناور باشد، اما هنوز همان اقتصاد عقب مانده قاليچه ‏و پسته را دارد که 30 سال گذشته زماني که آخوندها قدرت را بدست گرفتند، داشت.‏

مي خواهم در کل به يک امتياز ديگر اشاره کنم. بر اساس پيش بيني هاي انجام شده، ايران در آينده اي بسيار نزديک ‏يک زلزله ويرانگر پيش رو خواهد داشت. تهران بر روي گسل زلزله قرار گرفته است: ساخت و سازهاي بي شمار ‏غيراصولي و غيرقانوني که در نتيجه فساد و بي کفايتي اتفاق مي افتند، بر اين معضل دامن زده اند. وقوع يک زلزله ‏سخت در ايران نه تنها مي تواند به مردم ايران بلکه به همسايگان آنها خسارات جبران ناپذيري وارد کند و رژيم ايران ‏تاکنون هيچ اقدامي براي آمادگي و مقابله با اين حادثه احتمالي انجام نداده است. ‏

پس از زلزله بم در سال 2003، تيم هاي جستجو و نجات آمريکا با شجاعت و مهارتي که از خود نشان دادند، آنقدر در ‏ميان مردم مشهور شدند که رژيم با سانسور نه چندان کامل بر خبر مؤفقيت هاي آنها سرپوش مي گذاشت. پس، تأثير ‏‏"ديپلماسي علني" يعني يک پيشنهاد جدي علني را به ايران از طريق رسانه هاي بين المللي و از طريق تريبون سازمان ‏ملل بررسي کنيد. آمريکا مي تواند به ايران پيشنهاد دهد که تعهد خواهد کرد از مراکز مسکوني و تأسيسات مهم ايران ‏در برابر زلزله محافظت خواهد نمود. درخواست بازرسي از تأسيسات مهم بويژه آنهايي که احتمالا ً تهديدي از نوع ‏چرنوبيل براي کشورهاي همسايه خواهند بود، در کنار ارائه تخصص و مشاوره صورت خواهد گرفت. به علاوه، ‏آمريکا و متحدانش - که تعهد کرده اند به ايران براي دستيابي به قابليت صلح آميز انرژي اتمي کمک کنند – مايلند ‏مطمئن شوند که طرف مذاکره آنها واقعا ً نماينده مردم ايران باشند. حتي مي توان گفت که مداخله ما در عراق و به تبع ‏آن آزادي شيعيان اين کشور، پيامدهاي مثبت بلندمدت خواهد داشت. ‏

شنيده ام که هرگونه مشوق ارائه شده به ايران به منزله پاداشي براي رفتار بد اين رژيم تلقي شده و حتي آخوندهاي ‏تندرو را به اين فکر انداخته که لجاجت و سرسختي آنها ثمر داده است. اما تصور نمي کنم بتوان چنين چيزي را براي ‏مشوق هايي که در بالا به آنها اشاره شد، عنوان کرد، چرا که اين مشوق ها معطوف به ملت ايران هستند و در واقع ‏مزاياي قابل توجهي براي آنها در قبال شفاف سازي سياسي و اجتماعي خواهند داشت. ‏

اگر لحظه اي فرا برسد که شما، آقاي رئيس جمهور، احساس کنيد که طرح ابتکاري "نيکسون در چين" نياز است و ‏پيشنهاد معامله مستقيم با ايران و ايرانيان تضمين شده است، لازم است که شما کلماتي گويا پيدا کنيد و از طريق آنها اين ‏حقايق را تصديق کنيد.‏

منبع: وال استريت جورنال، 19 فوريه

No comments: