سیاست خارجی آمریکا در رابطه با ایران،گفتگو،حمله نظامی،تحریم؟ دو چاه و یک راه
سرانجام آمریکا بعد از 27 سال تلاش غیرمستقیم ناموفق در جهت مهار کردن جمهوری اسلامی بمثابه پرچمدار، معلم و خزانه دار حرکت های بنیارگرایانه و تروریستی در جهان با رو شدن پروژه های مخفیانه آخوندها برای دستیابی به سلاح اتمی اجباراً به گونه ای جدی و احتمالاً مستقیم و علنی برای رو در رویی با جمهوری اسلامی خود را آماده میکند. جدا از اینکه این رودرروئی نظامی و یا سیاسی-دیپلماتیک باشد، داشتن اطلاعات مکفی از اوضاع داخل رژیم و نیروهای مخالف وموافق آن نقش تعیین کننده ای درچگونگی به اجرا درآوردن برنامه ها وموفقیت آنها خواهد داشت. تماس های بی سابقه مقامات آمریکائی با نیروها وشخصیتهای سیاسی اپوزیسیون و حامیان دیروز و امروز جمهوری اسلامی خبر از تکمیل کردن اطلاعات ناقص برای تدوین دکترین برخورد با آخوندهای حاکم بر ایران را دارد. در این رابطه اینکه کدام جریان از سلطنت طلب تا جمهوری اسلامی طلب و یا جمهوری خواه سکولار بتوانند منطق کم خرج و پر سود وآینده دار نشان امریکا دهد ، میتواند حداقل بعنوان بازیگر اصلی در تحولات آتی ایران ایفای نقش کند. در این نوشته به 3 گزینه و پیامدهای احتمالی آن به اجمال پرداخته خواهد شد.
1- ادامه گفتگو با آخوندها وتلاش برای رام کردن آنان شاخص موفقیت در این تلاش ، پایان دادن به فعالیتهای تروریستی در منطقه و جهان ، محدود شدن فعالیتهای هسته ای به انرژی اتمی ، باز شدن فضای سیاسی در داخل کشور و تضمین امنیت سرمایه و اتبای خارجی. آزمون 27 ساله جمهوری اسلامی و روابطش با جهان بویژه اروپا و آمریکا،تشویقهاو باج دادنها ، گفتگوهای انتقادی اعم از سازنده وغیر سازنده اروپا تا کیک واسلحه وکتاب انجیل، تا گنجاندن اصلی ترین سازمان مخالف آخوندها در لیست تروریستی وگفتگوی تمدنها با جمهوری اسلامی از طرف دولت آمریکا در زمان ریگان و کلینتون همه و همه بیان بی نتیجه گی ادامه گفتگو و مماشات با این رژیم قرون وسطائی است.وتنها با اتلاف وقت این رژیم قویتر و خطرناکتر،جهان را به آشوب و چه بسا بطرف یک جنگ جهانی سوق خواهد داد.
2-سرنگون کردن رژیم ملایان از طریق دخالت نظامی و تکرار سناریوی افغانستان وعراق خرابیهاوصدمات مالی وجانی گسترده وجبران ناپذیر ناشی از حمله نظامی وبی ثباتی سیاسی وعدم امنیت اجتماعی ناشی از ضعف سازمانها و جریانات دموکراتیک در دو کشور افغانستان و عراق ،بعنوان تجربه ای تلخ باعث شده که اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران مخالف دخالت نظامی از جانب نیروهای غیر خودی وبازیگری عناصری مزدور چون چلبی در ایران حتی برای ساقط کردن این رژیم منفور باشند. جامعه جهانی نیزبویژه مردم آمریکا نیز تحمل وارد شدن در یک جنگ دیگر وچه بسا شدیدتر وخونین تر از عراق را هم ندارند . جنگی که بدون حضور اجتماعی گسترده وفعال نیروها وجریانات دموکراتیک زمینه ساز رشد هر چه فزونتر بنیادگرائی ونا امنی در ایران وجهان خواهد شد.
3- تحریم سیاسی واقتصادی وتسلیحاتی جمهوری اسلامی وحمایت از نیروهای دموکراتیک برای برقراری یک جمهوری دموکراتیک و سکولار از آنجا که بنیادگرائی اسلامی موجود در ایران مولود سالها حاکمیت نظامهای استبدادی وغیر دموکراتیک در کشورمان بوده است ، مبارزه اصولی وموفق با این پدیده ویرانگر تنها در پرتوبرقراری یک نظام دموکراتیک وعدالت اجتماعی میّسر میگردد. از آنجا که برقرار کردن این نظام دموکراتیک اساساً بعهده نیروهای خودی می باشد، ایجاد مانع برای نیروهای اپوزیسیون جمهوری اسلامی نتیجه ای جز تقویت بنیاد گرائی واستبداد مذهبی در ایران و ناامنی در جهان نخواهد داشت. از این رو در راستای تحریم قاطع جمهوری اسلامی ، رفع محدودیت های اعمال شده بر اپوزیسیون جمهوری اسلامی بویژه سازمان یافته ترین اپوزیسیون جمهوری اسلامی، مجاهدین وشورای ملی مقاومت شرط موفقیت طرح تحریم برای ساقط کردن جمهوری اسلامی در ایران وثبات در منطقه وجهان، مخصوصاً در عراق، لبنان و فلسطین خواهد بود.
با توجه به اینکه بنا به برخی از گزارشات رسمی وغیر رسمی بزودی جمهوری اسلامی توانائی ساختن بمب اتمی را پیدا خواهد کرد.از آنجا که این رژیم در شرایط فعلی بزرگترین تهدید برای صلح و امنیت در منطقه وجهان و اصلی ترین مانع برای دموکراسی و آزادی در ایران می باشد، اقدامی فوری وجدی علیه جمهوری اسلامی از طرف جامعه جهانی و مردم ایران تنها بازدارنده جاه طلبی ها قرون وسطائی وهموار کننده شرایط برقراری صلح وآزادی در ایران وجهان خواهد بود.
مجید آریا- کالیفرنیا
1 comment:
سلام دکتر
با مجید آریا کاملا موافقم
Post a Comment