Wednesday, October 25, 2006

رییس جمهوری که بچه بیشتری می خواهد

رییس جمهوری که بچه بیشتری می خواهد
امید معماریان
o.memarian@roozonline.com
۴ آبان ۱۳۸۵
roozonline
محمود احمدی نژاد، روزیکشنبه گذشته درنشست مشترک اعضای دولت ومجلس گفت "اعتقادی به شعار دوبچه کافی است ندارد" ودیگر آنکه "کشورهای غربی چون با افزایش جمعیت به قدرت ایران افزوده می شوند با آن مخالف هستند."
روایت توطئه دشمن برای کاهش جمعیت مسلمانان از طریق برنامه تنظیم خانواده وکاهش تولد درایران توسط رییس جمهوری ایران، حرف تازه ای نیست. پیش ازاین دراوائل انقلاب وقتی یکی ازرهبران بلند پایه انقلاب برسیاست های کنترل جمعیت با همین استدلال تاخت وآن را کنار گذاشت، چنان برمهندسی اجتماعی ایران تاثیر گذاشت که رشد جمعیتی بالای 5/3 ونزدیک به چهار درصد را به ارمغان آورد تا آنجا که جمعی ازجمعیت شناسان در اوائل سالهای دهه شصت به دیدار آیت الله خمینی رفتند وفغان سردادند که با چنین سیاستی ره به ترکستان خواهند برد. پس ازاین دیدار و توصیه های جانبی که برای تغییر این دیدگاه صورت گرفت، بار دیگر برنامه تنظیم خانواده شتابان وپرقدرت تر ازپیش از سرگرفته شد. با این وجود جمعیت شناسان معتقدند بین 60 تا 80 سال طول خواهد کشید که تاثیرات چنین تصمیم نابجایی مرتفع شود وایران تازه به جایی بازگردد که بود.
محمود احمدی نژاد، که مهندسی شهرسازی پیشه اش است، باردیگر دست روی مهندسی اجتماعی می گذارد وسخنی می گوید که امروز همه زوایایش برمردم ایران آشکار است: جمعیت جوان کشورکه محصول زادوولدکنترل نشده جنون آمیز سالهای آغازین دهه شصت است، هم اکنون درهرم جمعیتی کشور، به مثابه گلوله ای برجسته بیرون زده است وهرجا که می رسد با خود بحران می آفریند. این گلوله جمعیتی، سالها قبل درآغازحرکت خود بحران شیرخشک رابه ارمغان آورد و هنگامی که به سالهای نخستین مدرسه رسید، بحران کمبود کلاس های آموزشی را و پس ازآن نیز به جلو وجلو آمد ومانند گلوله برفی که از تپه ای به پایین سر می خورد، برحجم وصدای پرهیبتش افزوده شد تا به امروز که کسر بزرگی ازآن، درسالهای جوانی به سر می برد ودر رویای تحصیل، کار وازدواج وبه عبارت ساده آینده، دچار کابوس تیره ای شده است. حاصل آن تشویق مردم به ازدیاد جمعیت چه بود؟ آیا توطئه های دشمن خنثی شد؟ آیا درحال حاضر جمعیت کافی برای مباررزه با استبکار وجود دارد؟
نرخ بیکاری بیش از 20 درصدی که دربرخی شهرهای مرزی مانند کرمانشاه از 30 درصد نیز گذشته است، آن هم درمیان جوانان، گسترش سرخوردگی ویاس وناامیدی به دلیل عدم دستیابی به حداقل انتظارات اززندگی که طبق آمارهای سازمان ملی جوانان باعث شده است بیش از 55 درصد ازجوانان ایرانی، حداقل یک بار درزندگی آرزوی مرگ ویا خودکشی کرده باشند، ناامیدی به آینده که خود منشاء بسیاری ازآسیب های اجتماعی است ودهها مساله دیگر که هم اکنون کشور با آن مواجه است، ثمره تصمیمی شد که هم اینک رییس جمهوری ایران بار دیگر ازاحیای آن سخن می گوید.
با این وجود، اگردرتصمیم گیری هایی مانند سیاست های هسته ای ویا تغییرات مداوم در زیر بنای اداری کشور توسط محمود احمدی نژاد، به دلیل بسته بودن فضای نقدو نبودن امنیت برای منتقدانی که از اثرات چنین تصیماتی کاملا آگاه هستند، افکار عمومی چندان به تبعات رویاها واندیشه های رییس جمهوری توجه چندانی نمی کند، اما به جرات می توان گفت که میلیون ها خانواده ایرانی می توانند امروز ثمرات "یک تصمیم فاجعه آمیز" را به عمیق ترین شکلش درک کنند. امروز درکوچه وخیابان از هرکسی درمورد مسائلی که خود ویا جامعه با آن روبروست پرسیده شود، از رشد روزافزود آسیب های اجتماعی، فرار مغزها، بیکاری، فحشای خیابانی وغیرآن، مصرف مواد مخدر، افسردگی و موارد بسیار دیگری ازاین دست سخن خواهد گفت.
محمود احمدی نژاد به مانند دیگر مسائلی که با آن روبروست، همواره به جای پاسخگویی فرار رو به جلو می کند. او به جای اینکه راه حلی برای مسائل یاد شده ارائه بدهد ویا حداقل حرف هایی بزند که مردم امیدوارشوند در برنامه ای دراز مدت این مشکلات کاهش می یابد، از اینکه کشور می تواند جمعیتش به 120 میلیون نفر برسد سخن می گوید، تا همچنان وعده هایی که به مردم داده است، پشت حرف های بی شماری که هیچ سودی برای مردم ندارد گم شود.
تا مردمی که رای خود را به دلیل وعده ووعیدهای اقتصادی وی به صندوق رای انداختند، امروز به جای کاهش بیکاری با اظهارات رییس جمهوری شان درخصوص نابودی اسراییل مواجه شوند و درانتظار حل مسائل دیگرشان، باید درخصوص تعداد کشتار یهودیان درجنگ جهانی دوم ویا انکار هولوکاست، شاهد مبارزطلبی او باشند وبا وجود اینکه عملی شدن وعده های رییس جمهوری نیازمند ارتباط حداکثری با دنیای خارج واستفاده از همه ظرفیت های موجود ملی وبین المللی درداخل وخارج کشوراست، به انزوا بردن وافزایش تهدید های بی سابقه برعلیه کشور را به تماشا بنشینند که نیروهای مسلح را ماهها درحالت آماده باش نظامی برده است.
محمود احمدی نژاد، با فشاری که به جامعه مدنی ومطبوعات ومنتقدان مستقل در خصوص عدم انتقاد آزاد ازدولت وسیاست های خود می آورد، عملا خود را از یک موهبت بزرگ نیز محروم می کند. اگر او نیش مطبوعات وروزنامه نگاران تیزبین را به عنوان تیغی که به جراحی تصمیماتش می پردازد و موجب ارتقا کیفیت ومقبولیتش می شود ویا آنکه پیش ازاجرا درکم خسارت ترین مرحله متوققش می کند قبول می کرد، امروز در یکدستی وفضای ارعابی که دستگاه نظامی – امنیتی اش درست کرده، ساده لوحانه ترین حرف هایی را نمی زد که عملا تازه کار ترین سیاستمداران نیزاز گفتن آن ابا دارند. با این وجود به نظر می رسد، با توجه به فضایی که او درمقابل خود احساس می کند، جامعه باید درانتظار حرف های عجیب وغریب دیگری ازوی نیز باشد. حرف ها وسیاست هایی که معلوم نیست اگر سیاست های جمعیتی گذشته هشتاد سال طول خواهد کشید تا تازه به نقطه قبلی خود بازگردد، آیا فرصتی برای بازگشت برای مردم وسرزمین ایران باقی خواهد گذاشت یانه ؟

رییس جمهوری که بچه بیشتری می خواهد

رییس جمهوری که بچه بیشتری می خواهد
امید معماریان
o.memarian@roozonline.com
۴ آبان ۱۳۸۵
roozonline
محمود احمدی نژاد، روزیکشنبه گذشته درنشست مشترک اعضای دولت ومجلس گفت "اعتقادی به شعار دوبچه کافی است ندارد" ودیگر آنکه "کشورهای غربی چون با افزایش جمعیت به قدرت ایران افزوده می شوند با آن مخالف هستند."
روایت توطئه دشمن برای کاهش جمعیت مسلمانان از طریق برنامه تنظیم خانواده وکاهش تولد درایران توسط رییس جمهوری ایران، حرف تازه ای نیست. پیش ازاین دراوائل انقلاب وقتی یکی ازرهبران بلند پایه انقلاب برسیاست های کنترل جمعیت با همین استدلال تاخت وآن را کنار گذاشت، چنان برمهندسی اجتماعی ایران تاثیر گذاشت که رشد جمعیتی بالای 5/3 ونزدیک به چهار درصد را به ارمغان آورد تا آنجا که جمعی ازجمعیت شناسان در اوائل سالهای دهه شصت به دیدار آیت الله خمینی رفتند وفغان سردادند که با چنین سیاستی ره به ترکستان خواهند برد. پس ازاین دیدار و توصیه های جانبی که برای تغییر این دیدگاه صورت گرفت، بار دیگر برنامه تنظیم خانواده شتابان وپرقدرت تر ازپیش از سرگرفته شد. با این وجود جمعیت شناسان معتقدند بین 60 تا 80 سال طول خواهد کشید که تاثیرات چنین تصمیم نابجایی مرتفع شود وایران تازه به جایی بازگردد که بود.
محمود احمدی نژاد، که مهندسی شهرسازی پیشه اش است، باردیگر دست روی مهندسی اجتماعی می گذارد وسخنی می گوید که امروز همه زوایایش برمردم ایران آشکار است: جمعیت جوان کشورکه محصول زادوولدکنترل نشده جنون آمیز سالهای آغازین دهه شصت است، هم اکنون درهرم جمعیتی کشور، به مثابه گلوله ای برجسته بیرون زده است وهرجا که می رسد با خود بحران می آفریند. این گلوله جمعیتی، سالها قبل درآغازحرکت خود بحران شیرخشک رابه ارمغان آورد و هنگامی که به سالهای نخستین مدرسه رسید، بحران کمبود کلاس های آموزشی را و پس ازآن نیز به جلو وجلو آمد ومانند گلوله برفی که از تپه ای به پایین سر می خورد، برحجم وصدای پرهیبتش افزوده شد تا به امروز که کسر بزرگی ازآن، درسالهای جوانی به سر می برد ودر رویای تحصیل، کار وازدواج وبه عبارت ساده آینده، دچار کابوس تیره ای شده است. حاصل آن تشویق مردم به ازدیاد جمعیت چه بود؟ آیا توطئه های دشمن خنثی شد؟ آیا درحال حاضر جمعیت کافی برای مباررزه با استبکار وجود دارد؟
نرخ بیکاری بیش از 20 درصدی که دربرخی شهرهای مرزی مانند کرمانشاه از 30 درصد نیز گذشته است، آن هم درمیان جوانان، گسترش سرخوردگی ویاس وناامیدی به دلیل عدم دستیابی به حداقل انتظارات اززندگی که طبق آمارهای سازمان ملی جوانان باعث شده است بیش از 55 درصد ازجوانان ایرانی، حداقل یک بار درزندگی آرزوی مرگ ویا خودکشی کرده باشند، ناامیدی به آینده که خود منشاء بسیاری ازآسیب های اجتماعی است ودهها مساله دیگر که هم اکنون کشور با آن مواجه است، ثمره تصمیمی شد که هم اینک رییس جمهوری ایران بار دیگر ازاحیای آن سخن می گوید.
با این وجود، اگردرتصمیم گیری هایی مانند سیاست های هسته ای ویا تغییرات مداوم در زیر بنای اداری کشور توسط محمود احمدی نژاد، به دلیل بسته بودن فضای نقدو نبودن امنیت برای منتقدانی که از اثرات چنین تصیماتی کاملا آگاه هستند، افکار عمومی چندان به تبعات رویاها واندیشه های رییس جمهوری توجه چندانی نمی کند، اما به جرات می توان گفت که میلیون ها خانواده ایرانی می توانند امروز ثمرات "یک تصمیم فاجعه آمیز" را به عمیق ترین شکلش درک کنند. امروز درکوچه وخیابان از هرکسی درمورد مسائلی که خود ویا جامعه با آن روبروست پرسیده شود، از رشد روزافزود آسیب های اجتماعی، فرار مغزها، بیکاری، فحشای خیابانی وغیرآن، مصرف مواد مخدر، افسردگی و موارد بسیار دیگری ازاین دست سخن خواهد گفت.
محمود احمدی نژاد به مانند دیگر مسائلی که با آن روبروست، همواره به جای پاسخگویی فرار رو به جلو می کند. او به جای اینکه راه حلی برای مسائل یاد شده ارائه بدهد ویا حداقل حرف هایی بزند که مردم امیدوارشوند در برنامه ای دراز مدت این مشکلات کاهش می یابد، از اینکه کشور می تواند جمعیتش به 120 میلیون نفر برسد سخن می گوید، تا همچنان وعده هایی که به مردم داده است، پشت حرف های بی شماری که هیچ سودی برای مردم ندارد گم شود.
تا مردمی که رای خود را به دلیل وعده ووعیدهای اقتصادی وی به صندوق رای انداختند، امروز به جای کاهش بیکاری با اظهارات رییس جمهوری شان درخصوص نابودی اسراییل مواجه شوند و درانتظار حل مسائل دیگرشان، باید درخصوص تعداد کشتار یهودیان درجنگ جهانی دوم ویا انکار هولوکاست، شاهد مبارزطلبی او باشند وبا وجود اینکه عملی شدن وعده های رییس جمهوری نیازمند ارتباط حداکثری با دنیای خارج واستفاده از همه ظرفیت های موجود ملی وبین المللی درداخل وخارج کشوراست، به انزوا بردن وافزایش تهدید های بی سابقه برعلیه کشور را به تماشا بنشینند که نیروهای مسلح را ماهها درحالت آماده باش نظامی برده است.
محمود احمدی نژاد، با فشاری که به جامعه مدنی ومطبوعات ومنتقدان مستقل در خصوص عدم انتقاد آزاد ازدولت وسیاست های خود می آورد، عملا خود را از یک موهبت بزرگ نیز محروم می کند. اگر او نیش مطبوعات وروزنامه نگاران تیزبین را به عنوان تیغی که به جراحی تصمیماتش می پردازد و موجب ارتقا کیفیت ومقبولیتش می شود ویا آنکه پیش ازاجرا درکم خسارت ترین مرحله متوققش می کند قبول می کرد، امروز در یکدستی وفضای ارعابی که دستگاه نظامی – امنیتی اش درست کرده، ساده لوحانه ترین حرف هایی را نمی زد که عملا تازه کار ترین سیاستمداران نیزاز گفتن آن ابا دارند. با این وجود به نظر می رسد، با توجه به فضایی که او درمقابل خود احساس می کند، جامعه باید درانتظار حرف های عجیب وغریب دیگری ازوی نیز باشد. حرف ها وسیاست هایی که معلوم نیست اگر سیاست های جمعیتی گذشته هشتاد سال طول خواهد کشید تا تازه به نقطه قبلی خود بازگردد، آیا فرصتی برای بازگشت برای مردم وسرزمین ایران باقی خواهد گذاشت یانه ؟

رییس جمهوری که بچه بیشتری می خواهد

رییس جمهوری که بچه بیشتری می خواهد
امید معماریان
o.memarian@roozonline.com
۴ آبان ۱۳۸۵
roozonline
محمود احمدی نژاد، روزیکشنبه گذشته درنشست مشترک اعضای دولت ومجلس گفت "اعتقادی به شعار دوبچه کافی است ندارد" ودیگر آنکه "کشورهای غربی چون با افزایش جمعیت به قدرت ایران افزوده می شوند با آن مخالف هستند."
روایت توطئه دشمن برای کاهش جمعیت مسلمانان از طریق برنامه تنظیم خانواده وکاهش تولد درایران توسط رییس جمهوری ایران، حرف تازه ای نیست. پیش ازاین دراوائل انقلاب وقتی یکی ازرهبران بلند پایه انقلاب برسیاست های کنترل جمعیت با همین استدلال تاخت وآن را کنار گذاشت، چنان برمهندسی اجتماعی ایران تاثیر گذاشت که رشد جمعیتی بالای 5/3 ونزدیک به چهار درصد را به ارمغان آورد تا آنجا که جمعی ازجمعیت شناسان در اوائل سالهای دهه شصت به دیدار آیت الله خمینی رفتند وفغان سردادند که با چنین سیاستی ره به ترکستان خواهند برد. پس ازاین دیدار و توصیه های جانبی که برای تغییر این دیدگاه صورت گرفت، بار دیگر برنامه تنظیم خانواده شتابان وپرقدرت تر ازپیش از سرگرفته شد. با این وجود جمعیت شناسان معتقدند بین 60 تا 80 سال طول خواهد کشید که تاثیرات چنین تصمیم نابجایی مرتفع شود وایران تازه به جایی بازگردد که بود.
محمود احمدی نژاد، که مهندسی شهرسازی پیشه اش است، باردیگر دست روی مهندسی اجتماعی می گذارد وسخنی می گوید که امروز همه زوایایش برمردم ایران آشکار است: جمعیت جوان کشورکه محصول زادوولدکنترل نشده جنون آمیز سالهای آغازین دهه شصت است، هم اکنون درهرم جمعیتی کشور، به مثابه گلوله ای برجسته بیرون زده است وهرجا که می رسد با خود بحران می آفریند. این گلوله جمعیتی، سالها قبل درآغازحرکت خود بحران شیرخشک رابه ارمغان آورد و هنگامی که به سالهای نخستین مدرسه رسید، بحران کمبود کلاس های آموزشی را و پس ازآن نیز به جلو وجلو آمد ومانند گلوله برفی که از تپه ای به پایین سر می خورد، برحجم وصدای پرهیبتش افزوده شد تا به امروز که کسر بزرگی ازآن، درسالهای جوانی به سر می برد ودر رویای تحصیل، کار وازدواج وبه عبارت ساده آینده، دچار کابوس تیره ای شده است. حاصل آن تشویق مردم به ازدیاد جمعیت چه بود؟ آیا توطئه های دشمن خنثی شد؟ آیا درحال حاضر جمعیت کافی برای مباررزه با استبکار وجود دارد؟
نرخ بیکاری بیش از 20 درصدی که دربرخی شهرهای مرزی مانند کرمانشاه از 30 درصد نیز گذشته است، آن هم درمیان جوانان، گسترش سرخوردگی ویاس وناامیدی به دلیل عدم دستیابی به حداقل انتظارات اززندگی که طبق آمارهای سازمان ملی جوانان باعث شده است بیش از 55 درصد ازجوانان ایرانی، حداقل یک بار درزندگی آرزوی مرگ ویا خودکشی کرده باشند، ناامیدی به آینده که خود منشاء بسیاری ازآسیب های اجتماعی است ودهها مساله دیگر که هم اکنون کشور با آن مواجه است، ثمره تصمیمی شد که هم اینک رییس جمهوری ایران بار دیگر ازاحیای آن سخن می گوید.
با این وجود، اگردرتصمیم گیری هایی مانند سیاست های هسته ای ویا تغییرات مداوم در زیر بنای اداری کشور توسط محمود احمدی نژاد، به دلیل بسته بودن فضای نقدو نبودن امنیت برای منتقدانی که از اثرات چنین تصیماتی کاملا آگاه هستند، افکار عمومی چندان به تبعات رویاها واندیشه های رییس جمهوری توجه چندانی نمی کند، اما به جرات می توان گفت که میلیون ها خانواده ایرانی می توانند امروز ثمرات "یک تصمیم فاجعه آمیز" را به عمیق ترین شکلش درک کنند. امروز درکوچه وخیابان از هرکسی درمورد مسائلی که خود ویا جامعه با آن روبروست پرسیده شود، از رشد روزافزود آسیب های اجتماعی، فرار مغزها، بیکاری، فحشای خیابانی وغیرآن، مصرف مواد مخدر، افسردگی و موارد بسیار دیگری ازاین دست سخن خواهد گفت.
محمود احمدی نژاد به مانند دیگر مسائلی که با آن روبروست، همواره به جای پاسخگویی فرار رو به جلو می کند. او به جای اینکه راه حلی برای مسائل یاد شده ارائه بدهد ویا حداقل حرف هایی بزند که مردم امیدوارشوند در برنامه ای دراز مدت این مشکلات کاهش می یابد، از اینکه کشور می تواند جمعیتش به 120 میلیون نفر برسد سخن می گوید، تا همچنان وعده هایی که به مردم داده است، پشت حرف های بی شماری که هیچ سودی برای مردم ندارد گم شود.
تا مردمی که رای خود را به دلیل وعده ووعیدهای اقتصادی وی به صندوق رای انداختند، امروز به جای کاهش بیکاری با اظهارات رییس جمهوری شان درخصوص نابودی اسراییل مواجه شوند و درانتظار حل مسائل دیگرشان، باید درخصوص تعداد کشتار یهودیان درجنگ جهانی دوم ویا انکار هولوکاست، شاهد مبارزطلبی او باشند وبا وجود اینکه عملی شدن وعده های رییس جمهوری نیازمند ارتباط حداکثری با دنیای خارج واستفاده از همه ظرفیت های موجود ملی وبین المللی درداخل وخارج کشوراست، به انزوا بردن وافزایش تهدید های بی سابقه برعلیه کشور را به تماشا بنشینند که نیروهای مسلح را ماهها درحالت آماده باش نظامی برده است.
محمود احمدی نژاد، با فشاری که به جامعه مدنی ومطبوعات ومنتقدان مستقل در خصوص عدم انتقاد آزاد ازدولت وسیاست های خود می آورد، عملا خود را از یک موهبت بزرگ نیز محروم می کند. اگر او نیش مطبوعات وروزنامه نگاران تیزبین را به عنوان تیغی که به جراحی تصمیماتش می پردازد و موجب ارتقا کیفیت ومقبولیتش می شود ویا آنکه پیش ازاجرا درکم خسارت ترین مرحله متوققش می کند قبول می کرد، امروز در یکدستی وفضای ارعابی که دستگاه نظامی – امنیتی اش درست کرده، ساده لوحانه ترین حرف هایی را نمی زد که عملا تازه کار ترین سیاستمداران نیزاز گفتن آن ابا دارند. با این وجود به نظر می رسد، با توجه به فضایی که او درمقابل خود احساس می کند، جامعه باید درانتظار حرف های عجیب وغریب دیگری ازوی نیز باشد. حرف ها وسیاست هایی که معلوم نیست اگر سیاست های جمعیتی گذشته هشتاد سال طول خواهد کشید تا تازه به نقطه قبلی خود بازگردد، آیا فرصتی برای بازگشت برای مردم وسرزمین ایران باقی خواهد گذاشت یانه ؟

نئوكان‌هاي آمريكا نگران نباشند

نئوكان‌هاي آمريكا نگران نباشند!
احمد زيدآبادي
۴ آبان ۱۳۸۵
roozonline
محافظه كاران جديد در آمريكا نبايد نگران پيشبرد برنامه سياسي خود در ايران باشند، چرا كه در داخل ايران عده‌اي سخت مشغول زمينه‌سازي براي موفقيت آنهايند.
اين عده، به آن چند چهره جنجالي كه نئوكان‌ها دل به آنها خوش داشته‌اند و مقام‌هاي امنيتي ايران نيز آنان را به عنوان پياده نظام آمريكا معرفي مي‌كنند، كمترين شباهتي ندارند و اساسا ظن و گماني هم به آنان نمي‌روند.
به گمان من، عده‌اي كه براي موفقيت سياست محافظه‌كاران جديد آمريكا كمر همت بسته‌اند، در نهادهاي تصميم‌گيري ايران جا خوش كرده‌اند، كه نمونه‌اي از آنها هيئت نظارت بر مطبوعات است.
ظاهرا كار اين هيئت محدود شده است به اينكه در بين جمعي جوان روزنامه‌نگار كه نه داعيه سياسي دارند و نه اصولا دنبال دردسر مي‌گردند، تخم كينه عليه نظام سياسي حاكم بپاشد.
اگر جز اين است چه توجيهي مي‌توان براي توقيف روزنامه بي‌آزار روزگار كه با هر سازي كه زدند، رقصيد، پيدا كرد؟
مسلما، اعضاي هئيت نظارت و بويژه معاون مطبوعاتي وزارت ارشاد كه شهرت بسزايي در سانسور اهل قلم و فرهنگ به هم رسانده است، از اينكه جمع روزنامه‌نگاران بيكار شده، به دليل مزاج ملايم خود سر و صدايي به پا نمي‌كنند، بسيار خوشحال خواهند شد و بالا رفتن از ديوار كوتاه اهل مطبوعات را براي خود بي‌هزينه خواهند يافت، اما اين خوشحالي نتيجه كوته‌بيني است، زيرا در دل و روح تك تك كساني كه از كار حرفه‌اي خويش و آب باريكه‌اي براي امرار معاش خانواده خود محروم شده‌اند، بغض و كينه‌اي نسبت به نظام سياسي ريشه خواهد زد كه در جاي خود بروز خواهد يافت.اگر تصميم‌گيران اين كشور و كساني كه از بد حادثه در جايگاهي مانند هيئت نظارت بر مطبوعات قرار گرفته‌اند، كمترين دركي از تحولات جهان و روانشناسي اجتماعي داشتند، براي حفظ منافع و قدرت خود هم كه شده، به سمت بستن اندك روزنه‌هاي تنفس جامعه حركت نمي‌كردند، اما دريغ كه در بين بسياري از حكومت‌گران، فهم و آگاهي دوران قحطي خود را طي مي‌كند و تلاش فرهيختگان جامعه براي نجات آنها از اين قحطي زدگي نيز جرم تلقي مي‌شود.
در چنين زمانه‌اي بهتر آن است كه خاموش بود تا واقعيت خود روزي به سخن آيد، اما گويا به قول عين‌القضات همداني، اگر گويم نشايد و اگر خاموش گردم هم نشايد!

گزارش گاردين از تهران - افزايش جمعيت براي مقابله با غرب!:

گزارش گاردين از تهران:
افزايش جمعيت براي مقابله با غرب!
رابرت تايت، تهران
۴ آبان ۱۳۸۵
خلاصه:
محمود احمدي نژاد، رئيس جمهور ايران، خواستار افزايش زاد و ولد در ايران شد تا جمعيت اين کشور به 120 ميليون نفر برسد و بتواند در مقابل غرب بايستد؛ اين در حالي است که او اعلام کرد که توانايي اتمي کشور به ده برابر خواهد رسيد.
-->
محمود احمدي نژاد، رئيس جمهور ايران، خواستار افزايش زاد و ولد در ايران شد تا جمعيت اين کشور به 120 ميليون نفر برسد و بتواند در مقابل غرب بايستد؛ اين در حالي است که او اعلام کرد که توانايي اتمي کشور به ده برابر خواهد رسيد.
آقاي احمدي نژاد به نمايندگان مجلس گفت که قصد دارد سياست کنترل جمعيت، که ايرانيان را تشويق مي کند که فقط دو فرزند داشته باشند تغيير بدهد. در اين صورت زنان کمتر کار مي کنند و به "وظيفه اصلي" شان که همان تربيت فرزند است، مي پردازند.
انتقاد هاي او گريبان روحانيون ارشد را که موافق با سياست هاي رسمي کشور مبني بر کنترل جمعيت کشوري که بيش از 70 ميليون نفر جمعيت دارد را هم گرفت. دولت از راه هاي جلوگيري از بارداري مثل عقيم کردن زنان، وازکتومي و جلوگيري طبيعي زوج هاي جوان، حمايت مي کند. همچنين ايران کارخانه توليد کاندوم دارد.
آقاي احمدي نژاد گفت: «من مخالف شعار دو بچه کافي است، هستم. کشور ما ظرفيت زيادي دارد. آنقد ر ظرفيت دارد که بچه هاي زيادي در آن رشد کنند. ظرفيت ايران حتي گنجايش 120 ميليون نفر را دارد. غربي ها با مشکلات زيادي مواجه هستند. زيرا رشد جمعيت شان سير نزولي دارد و آنها نگران اند و از اين بيم دارند که ما با افزايش جمعيت مان بر آنها غلبه کنيم».او اعلام کرد که قصد دارد قانوني را به تصويب برساند که بر اساس آن ساعت کاري زنان مطابق با تعداد فرزندانشان تنظيم شود و زنان بتوانند با حقوق کار تمام وقت، نيمه وقت کار کنند. با اين هشدار، منتقدان واکنش نشان دادند و گفتند که اظهارات رئيس جمهور در حالي که ايران زير فشار تورم و رشد بيکاري که طبق آمار هاي غير رسمي به 25 رسيده است، دارد خرد مي شود، غير منصفانه است.
روزنامه اصلاح طلب اعتماد ملي هشدار داد که ايران براي چنين نظرات غير کارشناسي بايد هزينه هاي گزافي بپردازد. رئيس جمهور غافل از اينکه غلبه بر غرب با افزايش جمعيت ميسر نمي شود و اين برتري بايد در عرصه تکنولوژي، دانش، رفاه و امنيت باشد، چنين اظهاراتي را مطرح کرده است.
اين گفته هاي احمدي نژاد، متاثر از گفته هاي آيت الله روح الله خميني، بعد از انقلاب اسلامي سال 1979 است. اين سياست منجر به انفجار جمعيت شد اما به دليل مشکلات اقتصادي رشد جمعيت از 3.2 در صد در سال 1986 به 1.2 در صد در حال حاضر رسيد که اين روند شباهت زيادي به آمريکا دارد.
به علاوه، آقاي احمدي نژاد در سخنراني ديگري در خارج از تهران اعلام کرد که تلاش هاي غرب براي غلبه بر برنامه هاي اتمي ايران، شکست خورده است. او اعلام کرد: «آنها بايد بدانند که امروز توانايي ملت ما نسبت به چنين روزي در سال گذشته، ده برابر شده است».
اين اظهارات در حالي که شوراي امنيت سازمان ملل متحد در حال تهييه قطعنامه اي براي تحريم محدود ايران به دليل متوقف نکردن غني سازي اورانيوم است، با حمايت مردم مواجه شد. ايران بر صلح آميز بودن برنامه هاي اتمي اش اصرار دارد و آقاي احمدي نژاد هم مجددا اعلام کرد که کشورش آماده گفتگو با غرب درباره برنامه هاي اتمي است.
منبع: گاردين، 24 اکتبر 2006.

Sunday, October 22, 2006

يورش تبليغاتی احمدی نژاد به منقدان

يورش تبليغاتی احمدی نژاد به منقدان
دو جلسه با آمار و ادعاهاي خلاف
حميد احدی
roozonline
در پايان هفته ای که بنا به وعده داده شده رييس جمهور قرار بود بدهکاران بزرگ بانک ها را معرفی کند، وی با حضور در دو جمع از دانشجویان هوادار دولت ، اطلاعات و تحليل هائی ارائه داد که به علت ناهمخوانی با واقعيت ها و آمار ها، با تعجب محافل خبری روبرو شد و پيش بينی می شود که در روزهای آينده موضوع گزارش ها و مقالات رسانه ها خواهد بود.
رييس جمهور دو روز بعد از آن که وزارت ارشاد به روزنامه نگاران شاغل در روزنامه توقيف شده شرق امکان کار در روزنامه ديگری [روزگار] را نداده و احزاب مخالف دولت از داشتن روزنامه محرومند ادعا کرد که رسانه ها در اختيار مخالفان اوست و روزنامه ها تمام سال را عليه دولت تيتر می زنند.
در بخش هائی از گفته های رييس دولت در جمع دانشجويان بسيجی که به گزارش خبرگزاری های هوادار دولت با استقبال حاضران روبرو بود، آمار و ارقامی ارائه شده است که به وضوح با واقعيت های منتشر شده نمی خواند. بار ديگر مافیا وی در حالی که بارها از مافيای نفت سخن گفت و وقتی از وی پرسيده شد که پس چرا اين مافيا را معرفی نمی کند گفت از هر که گفته سئوال کنيد در سخنرانی روز شنبه خود نيز بار ديگر از مافيا سخن گفت منتهی اين بار مافيا را به کل ادارات دولتی تسری داد اما باز بدون بردن نامی از کسی جای انکار باقی گذاشت.متن گفته محمود احمدی نژاد چنين بود: "یک عده می گویند احمدی نژاد ما را می کوبد. من هنوز چیزی به مردم نگفته ام. من هنوز به مردم نگفته ام چه دولتي را تحویل گرفتم. هر گرهی را باز می کنیم یک ردپایی از مافیا را می بینیم. حق ما این بود که یقه کسانی که خوردند و بردند را بگیریم و بگوییم چه کردید"
رييس جمهور در جای ديگر سخنرانی برای دانشجويان بسيجی گفت «می گویند تمام نیروهای انقلاب را کنار گذاشته اید. حالا این 100 نفر شدند تمام نیروهای انقلاب. چرا انقلاب را منحصر در خودتان می بینید. آن جانباز 70 درصد نیروی انقلاب نیست و آن کسی که تا اهواز هم نیامده نیروی انقلاب است. بله 16 سال مدیر بوده اند و نیروی انقلاب شده اند! حالا شما کمی استراحت کنید تا دیگران بیایند.
اين سخنان از آن جا اهميت دارد که بنا به اظهارات رسمی تنها در وزارت کشور بيش از هزار پست تغيير کرده و حدود هزار و پانصد نفر از کسانی که مشغول کار بودند حذف شده اند. تقليل تغيير يافته ها به صد نفر نشانه بی دقتی است.
«سال گذشته ما هزینه های عمرانی را افزایش و مصرف ارز را کاهش دادیم. می گویند:دولت ارز را حیف و میل می کند؟ مگر ما خلاف مصوبه مجلس می توانیم عمل کنیم. ما فقط گفتیم تند تند خرج و جذب می کنیم، که انجام داديم... همیشه غصه مدیران کشور این بود که چرا بودجه عمرانی نسبت به بودجه جاری این قدر کم است. در سال 83 بودجه عمرانی 7/19 درصد بودجه کل بود که ما این بودجه را افزایش دادیم. تمام هزینه ای مصرفی دولت را زیر ذره بین برده ایم. میلیاردها تومان از این هزیته ها کاسته ایم. حالا بگویند دولت کار علمی نمی کندآمار ارائه شده توسط رييس دولت در چند جا نادرست است. هزينه های عمرانی افزايش يافته اما بنا به گزارش رسمی بانک مرکزی مصرف ارز بيش از دو برابر افزايش يافته است. ادعای اين که در سال 83 بودجه عمرانی نوزده و هفت در صد بوده کاملا کذب است و رقم صحيح که باز توسط منابع دولتی ارائه شده است بالاتر از چهل و نه در صد است.
حل مشکلات«یک هماهنگی بی سابقه در دولت وجود دارد. ما معضل 20 ساله کشاورزان را حل کردیم. قبلا کشاورزان که محصولشان را می فروختند، حداقل 8 ماه بعد مبلغش را دریافت می کردند و حتی برخی پرداخت ها تا پنج سال به تاخیر می افتاد. ولی امسال با تلاش و هماهنگی وزیر بازرگانی و وزیر جهاد کشاورزی، کشاورزان به روز که محصولشان را می فروختند، مبلغشان را دریافت می کردند. به اضافه آنها اینکه در متمم بودجه سال 84 یعنی اولین متمم بودجه دولت نهم تمام طلبکاری های کشاورزان از سال 74 تا 83 را ما پرداخت کردیم.»
"حل مشکلات کشاورزان" در حالی که بيش ترين شکايت مردم و سئوال های نمايندگان مجلس درباره عملکرد وزارت بازرگانی و وزارت جهادکشاورزی است و از جمله به گفته نمايندگان گيلان چای کاران و برنج کاران دچار مشکلات اساسی شده اند و باغداران به علت واردات بی رويه با ورشکستگی روبرو گشته اند، از جمله ادعاهای غيرقابل اثبات است.
برنامه ديگر رييس جمهور بنا به نوشته خبرگزاری های وابسته به دولت حضور سرزده وی در جمع دانشجويان امام صادق است که در آن جا دوساعت برای دانشجويان سخن گفته است از جمله تاکيد کرده که " بدون ترديد انتقادپذيرترين دولت پس از انقلاب همين دولت است. هيچ دولتي در يكسال اول به اين مقدار در تيتر اول روزنامه ها تخريب نشده است. سابقه نداشته دولتي مورد تندترين انتقادات قرار بگيرد و عكس العمل هم نشان ندهد. دولت قبل در چهار سال اولش مورد انتقاد قرار نگرفت. من خودم اهل نظر بودم. مقاله مي نوشتم؛ سخنراني مي كردم. امابا اینکه ما بسيار ملاحظه دولت و مسئولين دولت را مي كرديم،يادم هست كوچكترين انتقاد به دولت اينگونه جواب داده مي شد که مي گفتند باند جنايتكار ضد توسعه سياسي و ضد مردم مي خواهد عليه دولت توطئه كند..
آمار انتقادهااين ادعا در حالی که قوه قضاييه در سال های اول دولت اصلاحات نزديک به صد نشريه اصلاح طلب را تعطيل کرد و نود در صد روزنامه ها در دست همفکران احمدی نژاد بود، ناشی از بی دقتی است و اين ادعا که سابقه نداشته دولتی مورد انتقاد قرار گیرد و واکنش نشان ندهد صفتی است که در مورد دولت محمد خاتمی اثبات شده است اما در مورد دولتی که وزارت ارشادش عرصه را بر اهل نظر تنگ کرده و روزنامه های ميانه رو هم تحمل نمی شوند جای تامل دارد.
در بخشی از همين ديدار، احمدی نژاد نکته گوئی مرحوم مدرس درباره عبدالحسين ميرزا فرمانفرمائیان را که در صورت جلسات مجلس ثبت است به نام رضا خان [شاه] نقل می کند و به نوشته خبرگزاری خنده حضار هم بلند می شود.
در پايان روز پرکاری که در هر دو مناسبت آن منقدان متهم به مافيا شدند احمدی نژاد همچنین در ادامه در پاسخ به سوال یکی از دانشجویان که خواستار سعه صدر بیشتر دولت در برابر انتقادات شده بود گفت : من ندیدم کسانی که از دولت انتقاد می کنند ، انگ خاصی بخورند. شما دیده اید؟"
در هر دو اين ديدار ها رييس دولت تاکيد کرد که دولت به لحاظ اطلاع رسانی قوی عمل نمی کند
.
گزارش گاردين از تهران
ضرب الاجل احمدي نژاد به اروپا!
رابرت تايت، تهران
۳۰ مهر ۱۳۸۵
roozonline
محمود احمدي نژاد به دولت هاي اروپايي هشدار داد که حمايت هايشان از اسرائيل را قطع کنند. او همچنين امريکا وانگليس را " دشمنان ايران" خواند که تلاش مي کنند مانع اجراي برنامه هاي اتمي ايران را، که "طبق قوانين شوراي امنيت ملي مشروع است" بشوند.
محمود احمدي نژاد در تجمع روز قدس در ايران و در مقابل حاميان رژيم اسلامي ، درباره مخالفت هاي عقيدتي اش با اسرائيل سخنراني مي کرد. او بار ديگر پيشگويي کرد که اسرائيل بزودي از بين خواهد رفت و در يک هشدار جديد گفت که کشورهاي اروپايي به دليل حمايت از اسرائيل، صدمه بيشتري از آمريکا مي خورند.
احمدي نژاد گفت: "ما به اروپايي ها نصيحت کرديم که آنها از از ما دور اند، اما شما همسايگان کشورهاي منطقه محسوب مي شويد، ما به شما هشدار مي دهيم که اقيانوس اين کشورها در حال طغيان است و اگر طوفاني دربگيرد، فقط به فلسطين محدود نمي شود و شما را هم گرفتار خواهد کرد. اين بستگي به خودتان دارد که خود را از اين جنايت بيرون بکشيد… اين يک ضرب الاجل است. فردا نياييد و شکايت بکنيد".
آقاي احمدي نژاد که سال گذشته خواستار محو اسرائيل ار روي نقشه جهان شده بود و گفته بود که هولوکاست يک افسانه است، تفاومت زيادي بين اروپا و آمريکا قايل نمي شود. بعد از اينکه ايران توقف غني سازي اورانيوم را رد کرد، شوراي امنيت آماده تحريم ايران است. اما آقاي احمدي نژاد شوراي امنيت را به دليل حضور آمريکا و انگليس و حق وتوي دائمي شان، به رسميت نمي شناسد.
او مي پرسد: "اين چه جور شوراي امنيتي است؟ شما مي خواهيد قاضي، هيئت منصفه و دادستان باشيد؟"
اين سخنان احمدي نژاد فضاي شادي را ميان گروهي که با کودکان بادکنک به دستشان جمع شده بودند، به وجود آورد. بسياري از اين کودکان تي شرت هايي به تن داشتند که صحنه اي از جنگ فلسطين و اسرائيل روي آن نقش بسته بود و شوراي شهر تهران آن را اهدا کرده بود.
پرچم هايي هم در ميان مردم پخش شد که به زبان عبري روي آن نوشته بودند "اسرائيل بايد از نقشه جهان حذف شود" . تعدادي از افراد هم محصولاتي مانند کوکاکولا، مک دونالدز، مارکس اند اسپنسر و نستله را به دليل اينکه طرفدار اسرائيل هستند را محکوم کردند. در يک کيوسک هم سي دي هاي تصويري شهداي گروه فلسطيني حماس، که براي عمليات استشهادي عليه اسرائيل آماده مي شدند، به فروش مي رسيد.
منبع: گاردين، 20 اکتبر 2006

Tuesday, October 17, 2006

نامه دولت خاتمى به جرج بوش در زمان سقوط صدام حسین


نامه دولت خاتمى به جرج بوش در زمان سقوط صدام حسین
"آوريل ۲۰۰۳ ميلادی، در شرايطی که تانک های آمريکايی در خيابان های بغداد حرکت می کردند، اين نگرانی در تهران شدت می گرفت که شايد پس از عراق نوبت ايران باشد.
يک ماه بعد، ايران در اقدامی بی سابقه، و با واسطه سوييسی ها، نامه ای برای دولت آمريکا فرستاد که در آن آمادگی خود را برای حل همه اختلاف ها اعلام کرده بود. در اين نامه، ايران نه تنها از کمک به ثبات در عراق و دست برداشتن از حمايت گروه های فلسطينی سخن به ميان آورده بود، بلکه پيشنهاد داده بود برای خلع سلاح حزب الله تلاش کرده و تمام فعاليت های هسته ای خود را شفاف کند."
متن کامل این خبر به نقل از خبرگزاری آریا به شرح زیر است:

"شبکه چهار راديو بی بی سی، در ویژه برنامه ای که در مورد ایران آغاز کرده است، به ماجرای ارسال نامه از سوی ايران برای دولت آمريکا در دوران رياست جمهوری سید محمد خاتمی، و برخی پیشنهادات پرداخت.
به گزارش سرویس رسانه آریا ، شبکه چهار راديو بی بی سی از اواسط ماه سپتامبر پخش ويژه برنامه هايی را در مورد ايران آغاز کرده است. در قسمت دوم اين مجموعه، بخشی به ماجرای ارسال نامه از سوی ايران برای دولت آمريکا در دوران رياست جمهوری محمد خاتمی (در سال ۲۰۰۳ ميلادی - ۱۳۸۲ خورشيدی) و پيشنهاد جمهوری اسلامی برای حل مسالمت آميز اختلافات دو کشور اختصاص دارد؛ پيشنهادی که با پاسخ رد ايالات متحده روبرو شد تا به زبان تهيه کننده برنامه راديو ۴، اين فرصت نيز از دست برود.
آنچه در پی می آيد، برگرفته از اين برنامه راديويی است که صبح روز دوشنبه ۲۵ سپتامبر از شبکه چهار راديوی بی بی سی پخش شد.
آوريل ۲۰۰۳ ميلادی، در شرايطی که تانک های آمريکايی در خيابان های بغداد حرکت می کردند، اين نگرانی در تهران شدت می گرفت که شايد پس از عراق نوبت ايران باشد
يک ماه بعد، ايران در اقدامی بی سابقه، و با واسطه سوييسی ها، نامه ای برای دولت آمريکا فرستاد که در آن آمادگی خود را برای حل همه اختلاف ها اعلام کرده بود.
پيشنهاد ايران
در اين نامه، ايران نه تنها از کمک به ثبات در عراق و دست برداشتن از حمايت گروه های فلسطينی سخن به ميان آورده بود، بلکه پيشنهاد داده بود برای خلع سلاح حزب الله تلاش کرده و تمام فعاليت های هسته ای خود را شفاف کند.
در ازای اين همه، ايران از آمريکا می خواست از رفتار خصمانه خود نسبت به جمهوری اسلامی دست بکشد و در بيانيه ای تصريح کند که ايران جزو محور شرارت نيست.
محمدحسين عادلی که در آن زمان معاون وزير امور خارجه ايران بود می گويد: "آن نامه برای آمريکايی ها فرستاده شد تا نشان دهد که ما آماده گفتگو و حل معضلات هستيم. اين اقدام در راستای سياست های محمد خاتمی بود که می خواست همه راه های مسالمت آميز را بيازمايد."
در آن دوران ارسال نامه و محتوای آن محرمانه بود. اين نامه می توانست نقطه عطفی باشد اما دستگاه سياست خارجی ايالات متحده اجازه داد اين فرصت به سادگی از دست برود.
پاسخ آمريکا
لری ويلکينسون، رئيس دفتر کالين پاول، وزير امور خارجه وقت آمريکا، می گويد: "تنها چيزی که من ديدم گزارشی بود از اينکه چنين نامه ای دريافت شده و پاسخ خجالت آوری که از طريق مقام های سوييسی برای ايران فرستاده شد… چيزی شبيه به اينکه چطور به خود اجازه می دهيد چنين پيشنهاد گستاخانه ای بدهيد… به نظر من، اين از آن لحظاتی بود که بعدها با خود فکر می کنيد و می گوييد باور نمی کنم که چنين کاری کرديم."
آقای ويلکينسون در توضيح اينکه در واشنگتن چه گذشت که منتهی به چنين واکنشی از سوی مقام های آمريکايی شد می گويد: "من فقط می توانم حدس بزنم؛ اما حدسم بايد خیلی نزديک به واقعيت باشد… من فکر می کنم که معاون رئيس جمهور [ديک چنی] در بحث هايی که در مورد رد يا پذيرش اين پيشنهاد انجام می شده، [چيزی شبيه به اين گفته باشد] که 'ما با شر صحبت نمی کنيم' و ماجرا را ختم کرده باشد."
اين زمانی بود که دولت آمريکا به لطف پيروزی سريع در عراق، سرمست غرور بود و در عوض ايرانی ها آسيب پذيرتر از هميشه می نمودند. بنابراين منطق سياستمردان آمريکا اينگونه بود که 'چرا گفتگو؟ وقتی می توان از موقعيت برتر شرايط را بر طرف ديگر تحميل کرد
اما چيزی نگذشت که ورق برگشت و آنچه پيروزی قطعی آمريکا می نمود، رنگی ديگر به خود گرفت. خشونت در عراق بالا گرفت و نفوذ ايران در خاورميانه پررنگ تر از پيش شد."

Sunday, October 15, 2006

هر بار از خانه بيرون مي روم

عابد توانچه در گفت و گو با روز:
هر بار از خانه بيرون مي روم ...
دانا شهسواري
dana.shahsavari@gmail.com
۲۴ مهر ۱۳۸۵
خلاصه:
عابد توانچه، دانشجوي دانشگاه امير كبير كه در اعتراضات دانشجويي خرداد ماه امسال بازداشت شده بود اكنون در گفت و گو با روز و در اولين گفت و گوي مطبوعاتي راجع به وضعيت خود و علل دستگيري اش توضيح مي دهد. او اكنون از ادامه تحصيل محروم شده است.
-->
عابد توانچه، دانشجوي دانشگاه امير كبير كه در اعتراضات دانشجويي خرداد ماه امسال بازداشت شده بود اكنون در گفت و گو با روز و در اولين گفت و گوي مطبوعاتي راجع به وضعيت خود و علل دستگيري اش توضيح مي دهد. او اكنون از ادامه تحصيل محروم شده است.
عابد وضع دانشگاه و دادگاهت چگونه است؟ چه برخوردهايي صورت مي گيرد؟پس از پايان بازداشت 45 روزه من وكلايم خيلي تلاش كردند از محتويات و وضعيت پرونده من اطلاعي كسب كنند اما موفق نشدند. اين وضع هنوز هم ادامه دارد.هنوز به هيچ عنوان، هيچ اطلاعي از اين پرونده در اختيار ما قرار نگرفته است. لذا وضعيت آينده پرونده هم براي ما مشخص نيست.
دانشگاه چطور؟تنها اظهار نظر در اين رابطه مصاحبه مطبوعاتي رئيس دانشگاه بود كه اعلام كرد من به دلايل آموزشي از دانشگاه اخراج شده ام. هيچ اطلاع ديگري به من نداده اند. حتي از ورود من به دانشگاه توسط ماموران حراست جلوگيري كردند واصلا اجازه ندادند مساله را پيگيري كنم و ببينم وضعيت تحصيلي من چگونه است.
در دوران بازداشت هم از محتويات پرونده و اتهامات خودت چيزي متوجه نشدي؟روز اول بازداشت بنا را بر صحبت نكردن گذاشتيم كه آنها هم برخوردهاي خاص خودشان را داشتند. حدود صد صفحه كاغذ داده بودند و مي گفتند بنويسيد در حالي كه نمي گفتند چه بنويسيم. فرداي آن روز هم ما را با چشم بند و دستبند از اوين خارج كردند و به جايي بردند كه بعدها گمان كرديم دادگاه انقلاب بود.
در آنجا چه رفتاري داشتند و از شما چه پرسيدند؟در آنجا خيلي تيتر وار صحبت كردند و مي خواستند زودتر كار را تمام كنند. بدون اينكه خودشان را معرفي كنند. در آنجا سه اتهام "اقدام عليه امنيت"، "توهين به رهبري" و "سازماندهي اغتشاشات تهران" را تفهيم كردند. اما بعد از 15 روز دوباره با چشم بند و دستبند ما را به همانجا بردند و 5 اتهام ديگر به 3 اتهام قبلي اضافه كردند و گفتند شما تفهيم اتهام شديد كه ما هم امضاء كرديم و دوباره به اوين برگشتيم.
بحث وثيقه كي مطرح شد؟همان زمان اولي كه به دادگاه بردند كه به گمانم روز دوم بازداشتمان بود، وثيقه 50 ميليون توماني براي ما تعيين شد اماابلاغ نكردند. اين در حالي بود كه اساسا هيچ كسي در بيرون خبر نداشت كه ما بازداشت هستيم و تنها روز هفتم به خانواده خبر دادند. در كل مدت بازداشت هم من هيچ ديداري با وكبل ام نداشتم و تنها حدود 15 دقيقه با پدرم ديدار کردم.
اساسا تو توسط چه كساني بازداشت شدي؟از سوي نيروهاي اطلاعات سپاه بازداشت شدم. در خيابان در حال طي مسير براي رسيدن به دانشگاه بودم كه يك پژو سبز رنگ و دو "دوو" كنارم ايستادند و چند نفر پياده شده و اسلحه كشيدند و بدون هيچ توضيحي خواستند كه با آنها بروم. مرا به خيابان "رشت" بردند و تا ساعت يازده كه دوستم ياشار قاجار را بازداشت كردند در همانجا مانديم و پس از آن اتومبيل حركت كرد در حالي كه من دستبند و چشم بند داشتم. در زمان ورود به اوين هم تنها شنيدم كه گفتند اينها را به بند "2 الف" ببريد. ما همانجا فهميديم كه به اوين آمده ايم. بند"2 الف" هم همان 325 بود كه زير نظر سپاه است.
يكي از اتهامات تو اغتشاش بود.آيا آنها اغتشاش خاصي مدنظرشان بود؟آنها روي دو موضوع بسيار حساس بودند كه يكي در مورد اعتراضات دانشجويي خرداد دانشگاه تهران و امير كبير بود و يكي هم در مورد سنديكاي شركت واحد. روي اين دو موضوع حساس بودند و سئوالاتي در اين رابطه مي پرسيدند.
تو الان چه كار مي كني و چه اقدامي در مورد دادگاه و دانشگاه انجام مي دهد؟دادگاه كه اصلا وضعيت مشخصي ندارد و هيچ پاسخي به سئوالات ما و وكلاي ما داده نمي شود. در مورد دانشگاه هم اصلا هيچ چيزي مشخص نيست.
اخراج شده اي؟به صورت كتبي هيچ چيزي به ما ابلاغ نكرده اند.
در مدت بازداشت تو موبايلت دست چه كسي بود؟در كل مدت 45 روز اين موبايل روشن بود. انواع SMS ها بوسيله همين موبايل ارسال شد كه برخي از آنها بسيار مستهجن بود. تماس هاي زيادي هم با اين موبايل انجام شد. با برخي از دختران دانشجو كه فعاليت دانشجويي در تشكل ها داشتند تماس گرفته شد و پيغام هايي به آنان دادند. همچنين با بستگان من و دوستان ديگري كه داشتم تماس گرفته شد. يعني به تمام حدود 250 شماره اي كه در حافظه موبايل من ثبت بود تماس گرفته و يا SMS فرستادند. درحالي كه اين موبايل از من گرفته و ضبط شده بود. اوج اين پيام ها اين بود كه به چند تن از دوستان پيامي فرستادند مبني بر اينكه "من اسلحه دارم و به فلان جا بياييد كه اسلحه را به شما تحويل بدهم چون خودم مي خواهم از تهران خارج شوم." اين دامي بود براي دستگيري بچه ها، اما چون همه از دستگيري من اطلاع يافته بودند به پيام توجهي نكردند.
هنوز اميدواري و قصد اقدامي براي پيگيري داري؟البته كاري كه با من شده خيلي عادي است و سر خيلي هاي ديگر بلاهاي بدتري آمده است. ظاهرا كسي هم در داخل نمي تواند اين مسايل را پيگيري كند. براي همين فکر مي کنم فعلا نمي شود کاري كرد چون اولين شكايت، دوباره اتهام نشر اكاذيب، دوباره دستگيري، دوباره بازداشت و... را بدنبال خواهد داشت.
در زمان بازداشت روي مساله خاصي هم تحت فشار بودي؟در زمان بازداشت به مدت يك هفته تحت فشار شديد بودم تا اعتراف كنم از كردستان اسلحه آورده ام.خيلي تحت فشار بودم.
چرا؟ چه نيازي به اين اعتراف داشتند؟آنها مي خواستند براي جريان چپ بهانه اي جور كنند. چون سپاه اختيار تام براي برخورد با جريان چپ گرفته است. اين مساله را به خانواده من هم اطلاع داده و به آنها گفته بودند اگر دوست داريد عابد آزاد شود بايد عليه برخي افراد مصاحبه كنيد.
چرا اساسا جريان چپ در مورد تو پررنگ شده بود؟چون افكاري كه داشتيم دليل دستگيري ما بود. ما برداشت خاصي در مورد جنبش دانشجويي و تشكل هاي دانشجويي داشتيم. آنها هم روي همين امر حساس بودند.
چه برداشتي در مورد جنبش دانشجويي داشتيد؟ ويژگي هاي آن چه بود؟طبق قانون انجمن هاي اسلامي تنها تشكل هاي فعال در دانشگاهها بودند و هيچ تشكل ديگري حق فعاليت نداشت. با همين انجمن اسلامي هم به شدت درگير بودند. طراحان امنيتي معتقد بودند انجمن هاي اسلامي بايد به عنوان يك سوپاپ اطمينان وجود داشته باشند اما به شدت تحت كنترل و تحت فشار باشند؛ تا بدين ترتيب جاي تشكل هاي واقعا مستقل دانشجويي فعاليت كنند. به همين علت آنها برعكس اسمشان اصلا دانشجويي نبودند و به شدت تحت نفوذ و كنترل حاكميت قرار داشتند. انجمن ها همواره بايد خوشآمد مديران دانشگاه را هم در نظر مي گرفتند.به همين علت گاهي سياستهايي كه از بالا ديكته مي شد از سوي انجمن هاي اسلامي مورد توجه قرار مي گرفت. به نظر ما عمر اين نوع تشكل ها در حال پايان يافتن بود؛ كه پس از غير قانوني كردن انجمن ها به هر حال عمر آنها تمام شد با اين تفاوت كه پايان يافتن عمر آنها به پاي نظام نوشته شد. اما به هر حال اين تشكل ها دانشجويي صرف نبود. به همين دليل ما بحث سنديكاي دانشجويي يا كنفدراسيون دانشجويي را طرح كرديم و اولين شرط هم اين بود كه اين کمفدراسيون يا سنديکا استقلال مالي داشته باشد.به نظر ما انجمن اسلامي اگر مي خواست تشكل دانشجويي باقي بماند بايد در مورد ارتباط خود با بدنه جنبش باز تعريفي صورت مي داد.
الان فشار خاصي بر شما وارد نمي شود؟چرا اين فشار ها هميشه وجود داشته. به عنوان مثال خواهر من را از آموزش پرورش اخراج كردند ولي هنوز كتبا دليل آن مطرح نشده، هر چند شفاها اعلام كردند به علت ارتباط هاي خانواده شما اين اخراج صورت گرفته است.از سوي ديگر اكنون همه خانواده فكر مي كنند اگر من از خانه بيرون مي آيم ديگر باز نخواهم گشت. اين فشارها در حد خيلي شديد آن وجود دارد.
در حال حاضر ارزيابي تو از وضعيت دانشگاهها چيست؟اكنون بدنه فعال دانشجويي به شدت ترسيده اند. اما اين فرصت خوبي است تا هويت كساني كه دنبال عوامفريبي وكارهاي نمايشي بودند و ژست مي گرفتند و... روشن شود. به نظر من دانشگاه در حال يك زايمان است. به زودي نسل جديد فعالان دانشجويي وارد عرصه مي شوند كه اين نسل بسيار متفاوت تر از نسل قبل است. رفتارشان بسيار متفاوت است. در افتادن با آنها به آساني نخواهد بود. اين سكوت پايدار نيست و چيز چندان بدي هم نيست. تشكل هاي واقعا مستقل دانشجويي به هر حال متولد خواهند شد.
نشانه هاي اين تحول را مشاهده مي كنيد؟به عنوان مثال در شلوغي هاي خرداد و تير امسال هم عده اي كه به عنوان ليدر هاي آرام جنبش دانشجويي مطرح بودند و همواره اصل را بر گفتمان و عدم اعمال فشار قرار مي دادند معتقد بودند تنها راه براي جنبش دانشجويي اعمال فشار است و اينكه جز با ايستادگي نمي توان به خواسته هاي جنبش رنگ واقعيت پوشاند.

احمدي نژاد از ارتباط خود با خدا گفت



احمدي نژاد از ارتباط خود با خدا گفت:
معجزه فقط خروج شتر از کوه نيست
مريم دستگير
۲۴ مهر ۱۳۸۵
roozonline
محمود احمدي نژاد بارديگردر مراسم افطاري با اعضاي جامعه مهندسين از اتصال خود به آسمان خبرداد. او گفت که برخي دوستانش به او مي گويند که به جايي وصل است. رييس جمهوري که گفته بود مي خواهد درجمع حاضر با برخي دوستان شوخي کند گفته است که "خيلي وقت‌ها در موضوع هسته‌اي من به دوستان مي‌گويم نگران نباشيد، اينها فقط هارت و پورت مي‌کنند. اما دوستان باور نمي‌کنند و مي‌گويند تو به جايي وصل هستي! من مدام مي‌گويم الان غرب در برابر ما خلع سلاح شده و نمي‌داند چگونه موضوع را جمع کند اما دوستان مي‌پرسند تو حرف‌هاي آسماني مي‌زني! بعد ما را مسخره مي‌کنند!"
به نوشته ايرانيوز که به ارائه گزارشي ازاين جلسه پرداخته، او سپس افزوده است: "باور کنيد ما از لحاظ حقوقي و از ديد افکار عمومي امروز کاملاً موفق بوده‌ايم. من اينها را از روي اطلاع مي‌گويم. يکي از من پرسيد؛ فلاني مي‌گويند تو ارتباط داري. گفتم بله دارم. پرسيد واقعاً ارتباط داري؟ با چه کسي؟ و من گفتم: با خدا ارتباط دارم. مگر خدا نگفته که هيچ راهي از کفار بر مؤمنين باز نمي‌شود.اما همين دوستان مي‌نشينند و مي‌گويند احمدي‌نژاد حرف‌هاي عجيب و غريب مي‌زند. خداوند اگر ما مومن باشيم، اين پيروزي و اين معجزه را نشان مي‌دهند. مگر حتماً بايد در اين قرن چهارده از دل کوه شتر بيرون بيايد تا دوستان قبول کنند معجزه را. "
او همچنين گفته است که به مانند خودش به جورج بوش نيز الهام مي شودمنتها ازنوع شيطاني اش: "اين رئيس جمهور آمريکا هم مثل ماست. يعني به ايشان هم الهام مي‌شود. البته نه از نوع آقاي الهام خودمان (خنده جمع) بلکه الهام از نوع شيطاني‌اش. شيطان به رئيس جمهور آمريکا الهام مي‌کند."
رييس جمهوري درخصوص مساله هسته اي نيزگفت: "البته آنها خودشان الان در منجلاب مانده‌اند يعني نمي‌دانند با ما چه کنند. ما هم يک ميلي‌متر عقب نمي‌رويم. اول به اين دليل که اگر کمي عقب بنشينيم يعني حتي اگر تعليق را براي يک روز قبول کنيم، آنها مي‌گويند پس اينها تحت فشار عقب‌نشيني مي‌کنند و دوم آنکه اگر چنين کنيم آنها به همه دنيا مي‌گويند که اينها غني‌سازي‌شان را بالاخره متوقف کردند. مگر ما در دوره پيش همه چيزمان را متوقف نکرديم! خوب چه چيزي به دست آورديم؟ البته همان زمان خيلي‌ها مي‌گفتند خوب اصلاً اگر کل کار هم متوقف شود مگر چه اتفاقي مي‌افتد؟ ما چه چيزي را از دست مي‌دهيم؟ من الان مي‌گويم که ما به لطف خدا بسياري از مسير را جلو آمده‌ايم و شما هم مطمئن باشيد که آنها جرأت حمله به ما را ندارند."
احمدي نژاد درخصوص حرکت ناو آيزنهاور به سوي آبهاي خليج فارش گفت: "اين هم از آن حرف‌هاست. من الان مي‌گويم که خيالتان راحت باشد. ۲ ناو مي‌آيند که بيايند. حالا برخي در ايران اين خبرها را در بوق کرده‌اند که ۲ ناو دارند مي‌آيند. چرا ۲ ماه پيش که ۱۴۰ ناو آنها مي‌رفتند چيزي نمي‌گفتيد؟ اتفاقاً من اعتقاد دارم همين که آنها مي‌آيند يعني ممکن نيست اتفاقي بيافتد، اگر آنها از منطقه بروند خطرناک است و معلوم مي‌شود نقشه‌اي دارند."
احمدي نژاد، دوستت داريم
به گزارش ايرانيوز، احمدي نژاد گفته که امروز مباني نظري و روحيات مردم نه تنها در منطقه که در کل جهان درحال تغيير است و اين همان صدور انقلاب است که امام (ره) سالها پيش ترسيم نموده بودند: "بر اين اساس ما امروز همان روحيه و انگيزه‌اي که در شرق آسيا مشاهده مي‌شود را در ميان مسيحيان و از آن جالب‌تر در ميان «بودائيان» هم مشاهده مي‌کنيم."
او سپس به ذکرخاطراتي ازسفرخودبه اندونزي پرداخته: "در هتل محل اقامت ما چيزي قريب به يکصد دانشجوي دختر و پسر – که هيچکدام پوشش و تيپ حزب‌الهي هم نداشتند! – به کارآموزي مشغول بودند. يکي از شب‌ها که بسيار دير وقت به هتل بازمي‌گشتم، متوجه شدم که دوره کارآموزي اين افراد به پايان رسيده و آنها در چي چي هتل! (در اين هنگام تعدادي از مستمعين خطاب به احمدي‌نژاد کلمه لابي را يادآوري کردند) منتظر مانده‌اند تا برگه‌هاي کارآموزي‌شان را من امضاء کنم! من به آنها گفتم: برگه‌هاي کارآموزي‌تان به من چه ارتباط دارد و آنها اصرارکردند که مگر تو احمدي‌نژاد نيستي؟ پس بايد برگه‌هاي ما را امضا کني! جالب اينجا بود که اين کارآموزان همه جثه و اندامي چون خود من داشتند يعني ريزه و کوچک بودند اما در ميانشان فردي بود که اندامي بزرگ و چهره‌اي متفاوت داشت. به او گفتم: اهل کجايي و او پاسخ داد: آلماني هستم. گفتم : خوب حرف حسابت چيست او گفت: استقامت کنيد؛ آ مريکا هيچ غلطي نمي تواند بکند."
او افزوده است: "در ادامه همان سفر به جزيره بالي وارد شديم، برنامه‌ها به شدت متراکم و فشرده بود، اجلاس عمومي – مذاکرات دوجانبه، جلسات خصوصي و ... در اين ميان تعدادي زيادي از دانشجويان هندو به ديدار ما آمدند. آنها فرياد مي‌زدند: Ahmadinejad, we love you (احمدي‌نژاد ما عاشق تو هستيم). اين وضعيت را ما يک ماه بعد در کشور چين هم داشتيم. جايي که دانشجويان نيمه شب به ديدار ما آمدند و برنامه‌ريزي کردند و سازماندهي کردند و ابراز علاقه به ما مي‌کردند. اواضافه کرده است که درآمريکا هم با چنين برخورد هايي مواجه بوده است:" دانش‌آموزان آمريکايي مي‌گفتند: اينجا نمي‌گذارند ما صداي شما را بشنويم. اين دانش‌آموزان به من شماره تلفن‌هايشان را دادند و گفتند شما زنگ بزنيد ما صدايتان را پشت بلندگوي مدرسه مي‌گذاريم تا همه بفهمند شما چه مي‌گوييد. احمدي نژاد درپايان گفته است که در اين ميان ما ۲ وظيفه مهم داريم:" اول اين که بايستيم و پايداري کنيم و دوم آنکه الگو بدهيم."
يک نيرويي ما را حرکت مي داد
سخنان احمدي نژاد درخصوص ارتباط با خدا و درحالي مطرح مي شود که پيش ازاين ادعاي وي در جلسه ديدار با آيت الله جوادي آملي در مورد "احاطه شدن توسط هاله اي نوراني" در هنگام سخنراني در مجمع عمومي سازمان ملل، جنجال زيادي آفريده بود. وزير علوم احمدي نژاد نيز سال گذشته هنگامي که رييس جمهوري براي شرکت دراجلاس سران کشورهاي اسلامي به عربستان سفرکرد حرف هاي مشابهي زد که مورد توجه رسانه ها قرار گرفت. وي درسخناني گفت: "ما براي جلسه‌ي افتتاحيه به آنجا رفته بوديم، همه در يك سالن بيرون جلسه نشسته بوديم و بعد اعلام شد كه به داخل جلسه برويم، بعضي‌ها بلند شدند و سريع به سر جايشان رفتند، بعد گفت ناخودآگاه - اصلا چيزي نبود - ما كه بلند شديم، پادشاه عربستان هم بلند شد و اصلا مثل اينكه برنامه ريزي شده بود - اينها واقعا عنايات الهي است - كه جلسه‌ي افتتاحيه اين طوري تلقي شود كه من و پادشاه عربستان داريم افتتاح مي‌كنيم، با هم وارد سالن شديم، تمام تلويزيون‌ها دارند نشان مي‌دهند، به افتخار ما دست مي‌زنند و گفت ما واقعا احساس كرديم يك نيروي ديگري ما را حركت داد ... ديديم پادشاه عربستان آمد سمت ما، يك خوش و بش اوليه كرديم و ايشان در همان جا اظهار علاقه كرد كه بنشيند با هم چند دقيقه‌اي صحبت كنيم، حالا همه‌ي سران نشسته‌اند آنجه، يك دفعه ايشان چنين چيزي گفت، نشستيم آنجا، تمام تلويزيون‌ها نشان مي‌داندند كه تمام سران ايستاده‌اند، ايشان اصرار كه بيا بشينيم يك گپ برادرانه‌اي بزنيم، مي‌گفت اين اصلا براي همه‌ي مهمان‌ها عجيب بود، مي‌گفت من اينها را فضل الهي مي‌ديدم ... بعد از اين ديديم دانه دانه تمام سران كشورهاي اسلامي دارند به پيش ما مي‌آيند و اصرار دارند كه ما به كشورشان برويم، اصلا اصرار دارند كه ما 10 دقيقه با آنها حرف بزنيم، اين خيلي مهم است. بعد مي‌گفت وقتي سخنراني ما تمام شد، يك موجي از شادي در بين تمام روساي كشورها ايجاد شد، حالا اسم نمي‌برم، ايشان در جلسه اسم بردند، حتي بعضي‌ها را اسم بردند كه خدا مي‌داند اصلا آدم باورش نمي‌شود، اينها آمده‌اند پيش من و گفتند كه خدا خيرت بدهد، تو آبروي ما مسلمان‌ها را خريدي، تو هويت دادي به اسلام، تو حرف درد دل ما را زدي، حتي آنها كه بر حسب ظاهر با امريكا رابطه دارند. از چند تا كشورها اسم بردند كه وقتي همراهان آن كشورها وقتي رهبر آن كشور حرف مي‌زدند، خودشان هم كفي نمي‌زدند، مي‌گفت وقتي كه ما صحبت كرديم، همه مشت‌ها گره كرده، حالت هم مرگ بر امريكا و هم درود بر شما..."
سانسور سخنان احمدي نژاد توسط رياست جمهوري!
پايگاه خبري "ايرانيوز" در حالي در گزارش ديروز خود اظهارات احمدي نژاد در مورد اتصال به منابع الهي را مورد اشاره قرار داده که دفتر امور رسانه‌اي رياست جمهوري، در خبري که از اين ديدار براي خبرگزاري هاي مختلف ايران ارسال کرده (و در تمام آنها، به يک صورت چاپ شده) کوچکترين اشاره اي به اظهارات مزبور نکرده است. اقدامي که شايد بتوان دليل آن را، پرهيز مديران ارشد رياست جمهوري - يا شخص وي - از تکرار واکنش هايي دانست که پيشتر، در پي ادعاهاي مشابه رييس جمهور (به ويژه ادعاي احاطه وي توسط "هاله نور") صورت گرفته بود. ادعاهايي که هر بار، نه تنها توسط مخالفان ريس جمهور، که حتي از سوي هم جناحان وي نيز با انتقاد و ابراز شگفتي مواجه شدند.
متن خبر ايرانيوز از سخنان احمدي نژاد در مراسم افطاري با اعضاي جامعه مهندسين:http://www.iranews.org/Viewnews.asp?@=40720
متن خبر - يکسان - چاپ شده از همين اظهارات در خبرگزاري هاي مختلف:http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8507230210

Tuesday, October 10, 2006

آمريکا آماده حمله به تاسيسات اتمي ايران

ايل جورنال خبر داد:
آمريکا آماده حمله به تاسيسات اتمي ايران
مارچللو فوآ
۱۹ مهر ۱۳۸۵
اين يک شايعه است، فقط يک شايعه، اما لحظه به لحظه به وقوع آن نزديک تر مي شويم. دولت بوش قصد دارد در اواخر ماه اکتبر، بطور دقيق تر بين 21 تا 25 اکتبر، تاسيسات اتمي ايران را بمباران کند. به گفته هفته نامه آمريکايي نيشن، ابتدا قرار بود حمله آمريکا به شکلي غافلگير کننده در اواخر ماه سپتامبر انجام شود که در آن زمان عده کمي آن را جدي گرفتند. دولت آمريکا بطور رسمي به راه حل هاي ديپلماتيک براي فشار آوردن به ايران براي توقف برنامه هاي اتمي اش، اصرار دارد. ماه هاست که آمريکا به شوراي امنيت سازمان ملل فشار مي آورد که تحريم هاي جديدي در مورد ايران اعمال کند، اما روسيه و چين همواره با آن مخالفت کرده اند. همه کشورها، تا امروز، با توجه به اينکه مي دانستند که ايران تا دستيابي به بمب اتمي دستکم به سه سال وقت نياز دارد، عجله اي نداشتند. اما در روزهاي اخير، باز هاي شکاري در داخل کاخ سفيد، پروازشان را از سر گرفته اند و پيشنهاد حمله نظامي به ايران را که در بهار امسال مطرح کرده بودند و قصدشان فشار به رژيم آيت الله ها بود، دوباره به ميز مذاکرات بازگردانده اند.
اين هفته نامه آمريکايي نشانه هايي براي خبري که منتشر کرده بود، دارد. نشانه اول: ناو هواپيمابر آيزنهاور قرار بود روز اوايل اکتبر از بندر نورفولک حرکت کند که چنين هم شد؛ اين ناو روز 3 اکتبر لنگر هايش را کشيد و با وجود اينکه سايت رسمي نيروي دريايي آمريکا، مقصد آن را فاش نکرده بودند، اما اين راز توسط تعدادي از 6500 سربازي که با مقامات سابق نبروي دريايي مخالف جنگ، از جمله کلنل بازنشسته، سام گاردنر، در تماس بودند، برملا شد: مقصد ناو خليج فارس است.
نشانه دوم: ناو هواپيمابر انترپرايز است. قرار بود که اين ناو در همين روزها به آمريکا بازگردد، اما فرمان بازگشت، هرگز صادر نشد و اين ناو حرکتش را به سمت درياي عربي [احتمالا منظور خليج فارس است] ادامه مي دهد. نشانه بعدي که از بقيه مهم تر است: قرار است به اين دو ناو هواپيمابر، ناو هاي جنگي، زيردريايي ها و ناوهاي تدارکاتي و پشتيباني که از قبل در منطقه مستقر شده اند يا توسط ناو آيزنهاور حمل مي شوند، اضافه شود، که در خبررساني کوتاهي که پنتاگون انجام داد، به منظور تشديد نيروي هايي است که مسلما براي گشودن آتش به روي تاسيسات اتمي ايران در روزهاي آينده، کافي خواهد بود.
به نظر مي رسد که اين بار يک حمله هوايي درکار است و نيروهاي آمريکايي مثل عراق به خاک ايران وارد نخواهند شد. اما چرا اين بايد در اين موقعيت انجام شود؟ بوش، رامسفلد و رايس به اين نتيجه رسيده اند که چين و روسيه هرگز با تحريم ايران موافقت نخواهند کرد و با اصرار براي رسيدن به راه حل ديپلماتيک فقط وقت را تلف مي کنند. بعلاوه، براي اينکه اين حمله تاثير بيشتري داشته باشد، بايد در زماني صورت بگيرد که دشمن انتظارش را ندارد. و در اين زمان، رئيس جمهور ايران، محمود احمدي نژاد مطمئن است که آمريکا آنقدر در عرصه هاي بين المللي و بخصوص در عراق ضعيف شده است که هرگز جرات نمي کند با حمله به ايران، باعث ايجاد بحران در خاورميانه و بالا رفتن قيمت نفت بشود. اما آمريکا هيچ زماني براي حمله اي برنامه ريزي شده و موفقيت آميز که منجر به اثبات برتري و بدست آوردن اعتبار از دست رفته اش بشود، نداشته است؛ چنين حمله اي درس خوبي براي کشورهاي بي پروايي مثل ايران و کره شمالي خواهد بود. کمترين نتيجه اين حمله اين است که آمريکا دوباره بدل به کشوري مي شود که بايد از آن ترسيد.
حمله نظامي به ايران مي تواند در داخل آمريکا هم موثر باشد: روز 7 نوامبر مردم آمريکا براي انتخابات کنگره به پاي صندوق هاي راي خواهند رفت. از آنجايي که آمار ها نشان مي دهند که دموکرات ها در انتخابات جلو افتاده اند، بهتر است حمله نظامي به ايران، قبل از انتخابات انجام بگيرد زيرا متقاعد کردن مجلسي که اکثريت آن را دموکرات ها تشکيل مي دهند، کار سختي خواهد بود. و از همه مهم تر اينکه حمله به ايران مي تواند براي محافظه کاران فضايي ايجاد کند که نفس تازه کنند و راي دهندگان را براي مدتي سرگرم مسئله ايران بکنند. از پيش معلوم است که مقوله "وطن پرستي" کاربرد گذشته اش را ندارد. مايکل کارمايکل، تحليلگر انتخابات به ايل جورناله توضيح داد: "کشور آماده استفاده از نيروهاي نظامي نيست و راه حل هاي ديپلماتيک را ترجيح مي دهد. حمله هوايي فقط در پاسخ به مساله مهمي مثل حمله تروريستي به آمريکا، مورد قبول واقع مي شود."
اين سووالي است که فقط آمريکا قادر به پاسخ دادن به آن است: روز 21 اکتبر همه چيز معلوم مي شود؛ 11 روز به آن تاريخ مانده است.
منبع: ايل جورناله 10 اکتبر 2006

جلسه ناگهاني سران نظام همزمان با حرکت ناو آمريکائي به سوي خيلج فارس

همزمان با حرکت ناو آمريکائي به سوي خيلج فارس
جلسه ناگهاني سران نظام
حميد احدی
۱۹ مهر ۱۳۸۵
خلاصه:
همزمان با قطعی شدن حرکت ناوهواپيمابر هسته ای آيزنهاور به سمت آب های ايران، دیشب در دعوتی ناگهانی مديران کلیدی نظام به محل اقامت آيت الله خامنه ای فراخوانده شدند و بعد از صرف افطار پیرامون سه موضوع حرکت ناو آيزنهاور، پرونده هسته ای و اختلافات داخلی در آستانه مجلس خبرگان گفتگو کردند.
-->
همزمان با قطعی شدن حرکت ناوهواپيمابر هسته ای آيزنهاور به سمت آب های ايران، دیشب در دعوتی ناگهانی مديران کلیدی نظام به محل اقامت آيت الله خامنه ای فراخوانده شدند و بعد از صرف افطار پیرامون سه موضوع حرکت ناو آيزنهاور، پرونده هسته ای و اختلافات داخلی در آستانه مجلس خبرگان گفتگو کردند.
در اين جلسه که علاوه بر روسای قوا و مجمع تشخيص مصلحت نظام و شورای نگهبان، حسن خمينی، مشاوران آيت الله خامنه ای، اعضای مجمع تشخيص مصلحت نظام و عده ای از وزيران سابق هم در آن شرکت داشته اند، به دعوت رهبر ابتدا هاشمی رفسنجانی و به دنبال وی رييس جمهور، رييس قوه قضاييه و رييس مجلس سخن گفته اند و سپس آيت الله خامنه ای به تقصيل موقعيت حساس فعلی کشور را تشريح کرده و خواستار آن شده که همدلی و اتحاد خود را حفظ کنند و از هر نوع سخن علنی که به اختلافات دامن زند پرهيز کنند. يک خبر غيررسمی حکايت دارد که در اين جلسه رهبر جمهوری اسلامی گفته است انتخابات مجلس خبرگان و شوراها موهبتی است که در اين زمان صورت می گيرد تا دشمن بتواند از شور و هيجان مردم پی به خطرات دشمنی با ايران ببرد.
در اين ديدار از جمله دکتر فيروزآبادی رييس ستاد نيروهای مسلح هم سخن گفته و فرماندهان نيروها در ارتش و سپاه پاسداران هم شرکت داشته اند.
خبر حرکت ناوهواپیمابر اتمی آمريکا به سوی آب های خليج فارس را مدت ها قبل منابع نزديک به دولت آمريکا افشا کرده بودند اما سرانجام هفته گذشته [دوم اکتبر برابر با دهم مهر] حرکت خود را آغاز کرد و بنا به گفته ها پس از نوزده روز سفر دريائی، در آخرين روزهای مهر به کنار آب های ايران خواهد رسيد.
در خبرها آمده که دومين ناوگان مين ياب آمريکا هم همزمان با آيزنهاور در دهانه تنگه هرمز خواهد بود.
از سوی ديگر خبر می رسد که ناوهواپيمابر اينترپرايز نيز که بعد از دو سال حضور در دريای عمان مدتی است که به پايگاه خود بازگشته در حال بازگشت به منطقه است تا به جمع ناوگان موجود و در حال اعزام اضافه شود. اين همان ناوی است که آغاز گر حملات موشکی به افغانستان بود و حملات موشکی را تا جائی ادامه داد که حکومت طالبان متلاشی شد. سايت نزديک به سپاه پاسداران نوشته اگر اعزام اينترپرايز جدی باشد می توان گفت طرح های جدی در حال اجراست.سايت بازتاب که عده ای از اعضای سابق سپاه پاسداران گرداننده آن هستند از قول منابع نظامی نوشته آرايش نيروهای دريائی در اطراف ايران برای حمله هوائی به تجهيزات هسته ای، مناطق نظامی، سيستم کنترل و فرماندهی در کشورست.
همين سايت تهديد کرده است که اين حركت آمريکا مي‌تواند باعث ايجاد موجي از خشونت‌هاي نظامي در عراق، عربستان، كويت و ديگر نقاط عليه نيروهاي آمريكايي و خطوط لوله گازي و نفتي و وسايل حمل‌ونقل آنها شود. همچنين حركات ديگري مانند مين‌گذاري تنگه هرمز و افزايش قيمت جهاني نفت، ممكن است رخ دهد.
فرماندهان سابق سپاه در بازتاب نوشته اند چنين جنگي، يك ديوانگي واقعي است و طرح‌ها پشت سر هم توسط ژنرال‌هايي كه تنها به نفر اول مملكت وفادارند نه قانون اساسي، تصويب مي‌شوند.
خبرگزاری های رسمی تنها خبری که از جلسه دیروز عصر مخابره کرده اند، گزارش کوتاهی است به اين شرح : "حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب، عصر امروز در ديدار سران سه قوه، رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام و مسئولان و كارگزاران نظام، ماه رمضان را بهار پربركت رشد و تعالي انسان خواندند و با تأكيد بر وحدت و پايداري مؤمنانه به عنوان تنها راه پيروزي و سعادت، مسئولان، آحاد مردم و گروههاي سياسي اجتماعي رابه احساس تكليف در برابر انتخابات بسيار مهم مجلس خبرگان و شوراهاي اسلامي فراخواندند."

Sunday, October 08, 2006

گزارشي از لحظات درگيري با ياران آيت الله

گزارشي از لحظات درگيري با ياران آيت الله
تهران؛ ساعت 4 صبح
آمنه گيلاني
۱۷ مهر ۱۳۸۵
roozonline
کوچه سرو، کمي پايين‌تر از خيابان آزادي، از هر دو سو در حصار قمه به دستان نقاب پوشي است که مي گويند همه چيزشان را براي حفاظت از جان "آقا"يشان به ميدان آورده‌اند.
مرد جواني، بچه چند ماهه‌اش را در پتو پيچيده جلوي آيت‌الله مي‌گيرد و مي‌گويد: "آقا قرباني آورده‌ام. دستور بدهيد، قرباني شما مي‌کنم."
خيابان کناري پارک اوستا و خيابان کاوه مملو از آدم است، جمعيت هر لحظه بيشتر مي‌شود، نيروي انتظامي کم و اما آنها که هيبتي مشابه بسيجي‌ها دارند، بسيار زيادند. کوچه "سرو" پر از هياهوست، مثل جنگ است، يا تصاوير روزهاي اول انقلاب. هر لحظه از گوشه‌اي فريادي شنيده مي‌شود که صف را به هم نزنيد، زنجيرتان را محکم کنيد.
مردان جوان نقاب پوش شمشير به دست ايستاده‌اند و زنان جوان هم همينطور، از همه تيپي هستند، چادري، بي‌چادر و حتي زناني با چهره‌هاي خيلي امروزي؛ قمه به دست، پوشيه به صورت.
همه مي‌گويند ما جانمان را در دست گرفته‌ايم، روي پشت‌بام همه خانه‌هاي اين اطراف دوربين است. مي‌دانيم که هيچ راه فراري نداريم.
سربازان جان بر کف آيت‌الله از بسيجي‌هايي که قصد دارند با موتور از آنجا بگذرند، گروگان مي‌گيرند.
آيت‌الله مردي خونسرد، شبيه همه روحانياني است که استعداد بالقوه‌اي در اسطوره نشان دادن خود دارند. وسط کوچه، ميان حلقه يارانش ايستاده است، ردايي سفيد و عمامه‌اي سياه، با ريشي سياه و سفيد که بيشتر به سياه مي‌زند. ترجيح مي‌دهد با رسانه هاي خارجي مصاحبه کند، به هر حال وقتي يارانش برايش صندلي پارچه سپيد پيچده آوردند، نشست. زني هراز گاه بر شانه‌هايش بوسه مي‌زند. در واکنش به تماس يک نفر با موبايلي که مي‌خواست با او صحبت کند مي‌گويد: "بگو اينجا اتاق جنگ است."
آيت‌الله شروع مي‌کند: "ما دنبال دين سنتي خودمان هستيم. دين آبا و اجدادي‌مان را مي‌خواهيم، اين را مردم هم مي‌خواهند اما اينها نمي‌گذارند. ديني که اينها مي‌گويند متولد 27 سال پيش است، ديني که ما مي‌گوييم مال 1427 سال پيش است." او از تئوري ديني خود دفاع مي‌کند: "شيوه حکومت مورد نظر ما، شيوه حکومت علي است. ما مي‌گوييم حکومت مال معصوم است."
او در پاسخ به اين سووال که آيا ولايت فقيه را قبول داريد مي‌گويد: "ولايت فقيه مال 1400 سال است، من ولايت مطلقه فقيه را قبول ندارم."
مي‌گويم ياران شما قمه به دست ايستاده‌اند، نمي‌ترسيد خونريزي شود، مي‌گويد: "ما فکر مي‌کنيم که اين اتفاق رخ مي‌دهد و خونريزي هم مي‌شود. ما آماده کشته شدن هستيم. از دو ماه قبل که ما را اذيت کردند به خامنه‌اي و هاشمي شاهرودي نامه نوشتم، به سازمان ملل، پاپ و پارلمان اروپا."چشمهايش در سياهي شب دو دو مي‌زند. انگار منتظر معجزه است. "چند ساعت قبل سردار طلايي زنگ زد و گفت حکم تيرباران من را هم صادر کرده‌اند. اما الان قضيه برون مرزي شده، من از خداي عيسي، موسي، محمد و زرتشت حرف مي‌زنم."
درخواست‌هاي کاظميني بروجردي از حکومت، درآمدن خانه‌اش از محاصره، آزار ندادن يارانش و ماهي يک دفعه اجازه منبر است. اما او از مقام اول حکومت تضمين مي‌خواهد، ‌مي‌گويد:‌ "هيچ کدامشان راست نمي‌گويند وزارت اطلاعات پر از دروغ است."
در عرض نيم ساعت 14 گروگان مي‌گيرند، بچه بسيجي‌هايي مثل خودشان. با تکه پارچه‌اي سفيد، چشم، دهن و دست و پايشان را مي‌بندند، دقيقا مثل گروگان‌هاي سياسي، نشسته يا نيم‌خيز رو به ديوار.
آنها آماده درگيري هستند. صندوق‌هاي شيشه‌هاي خالي نوشابه که حالا کوکتل مولوتوف شده در جاي جاي کوچه سرو به چشم مي‌خورد، معلوم نيست از کجا آجر مي‌آورند و وسط خيابان مي‌شکنند تا تکه‌هايش را به سمت کساني که به سوي کوچه مي‌آيند پرتاب کنند. زني فرياد مي‌زند: "آجر بديد، کمه".
ضلع غربي کوچه سرو، روبروي پارک اوستا، آماده درگيري است. شمشيرها تيز و بران، دست‌ها پر تکه‌هاي آجر و چوب و چماق و کوکتل مولوتوف. صداهايي که تا دقايقي پيش فقط هياهو بود و گهگاه يا حسين يا حسين، کم‌کم به صداي شکستن و بريدن و پرتاب کردن تبديل شد.
آيت‌الله همچنان در وسط کوچه در جمع يارانش موضوع را پيگيري مي‌کند، اما با اينکه صداي انفجار مي‌شنود، هيچ تغييري در چهره و رفتارش ديده نمي‌شود. اسيد هم به ديگر آلات مبارزه اضافه شده، چند نفر در حالي که سعي مي‌کنند نام گروگان‌ها را بپرسند و يا نام گروهشان را شناسايي کنند با يک بطري اسيد آنها را تهديد مي‌کنند.
اولين ساعت از روز يکشنبه گذشته است. مردم محل همچنان بي‌خواب و آرام در کوچه ها ايستاده‌اند، اگرچه اگر قصدي غير از اين هم داشتند به هيچ وجه نمي‌توانستند به آن برسند. اين شب تا صبح بيدار است.
درگيري دو سپاه که هر کدامشان از يک جنبه‌هاي ضعيف بودند و از جنبه‌هاي ديگري قوي، ادامه دارد. يگان ويژه نيروي انتظامي حضور پررنگي ندارد. بسيجي‌ها در بين خود با رگهاي گردني برآمده اعتراض مي کنند که چرا نيروي انتظامي دست خالي آمده است.
سردار ساجدي‌نيا از نيروي انتظامي در ورودي کوچه کاوه ديده مي‌شود. گويا او هم مورد اصابت سنگ و يا تکه آجر قرار گرفته، پشت سرش را پانسمان کرده. مي‌پرسيم: "برنامه‌تان چيست؟" با لهجه اصفهاني مي‌گويد: "نمي‌دانم، ‌من که علم غيب ندارم."
بسيجي‌ها شروع به پيش روي مي‌کنند اما حاميان آيت‌الله هم منتظر همين فرصت هستند تا تمام عقده‌هايشان را از حکومت، سرآنها خالي کنند. آنها گروهي آدم ديني سرسخت هستند که آيت‌الله برايشان نماد دين است به همين خاطر بايد به هر قيمت از آن محافظت کرد.
به راحتي آشوب جلوي کوچه سرو، دامن زده مي‌شود. سر و صدا و فريادهاي نامفهومي به گوش مي‌رسد.موتور آتش مي‌زنند.کوکتل مولوتوف و اسيد پاشي چاشني اين جهاد مقدس است.
با اينکه در کوچه سرو هياهوي زيادي حاکم است. بيرون از آنجا نيروي انتظامي و بسيج فقط قصد دارند مردم را متفرق کنند، گويا شرايط را براي يک اقدام فوري آماده مي‌کند.
بعضي از مردم حتي به شکل يک تفريح يا شب‌نشيني بعد از افطار به ماجرا نگاه مي‌کنند. سر و صداها، تکه‌هاي آجر که با سرعت به سمتشان و با هدف بسيجي کنار دستشان مي‌آيد و... هيچکدام آنها را نمي‌ترساند. بسيجي‌ها هم همان خرده آجرهايي را که ياران آيت‌الله پرت کرده‌اند جمع مي‌کنند و پرت مي‌کنند.
نيروي انتظامي، کوچه را از دو سو با ماشين آتش‌نشاني بسته است. بي‌خوابي به سر خيابان آزادي زده. درگيري جدي حداقل 4 ساعت ادامه پيدا مي‌کند. گويا تاکتيک، خسته کردن ياران آيت الله است.
مرد جواني از ياران آيت‌الله که سنش به 30 و اندي سال مي‌زند، مي‌گويد: "14 سال است که من آقا را مي‌شناسم، از مسجد همت آباد خيابان البرز، ‌ايشون اونجا حرف از پيغمبر و امام و ظهور امام زمان مي‌زد، هيچ وقت حرف‌هايشان سياسي نبود و نيست. اما از همان سال‌ها شروع کردن به اذيت کردن آقا، بعد از مدتي که آقا مجلسي نداشت دوباره کم‌کم شروع کرد به سخنراني. در سخنراني آخر ايشان بدون هيچ اطلاع‌رساني 120 هزار نفر آمده بودند.از آن وقت گفتند که حکم اعدام آقا را صادر کرده‌اند و حکم تيربارانش را داده‌اند. ما هم اينجا جمع شديم تا از ايشان محافظت کنيم. حداقل 40 نفر از بچه‌هاي ما را بردند و شکنجه داده‌اند. نصف شب مي ريزند به خانه‌هايشان و جلوي زن و بچه‌شان، اول کتکشان مي‌زنند و بعد مال و اموالشان را با خودشان مي‌برند".
او مصمم مي‌گويد: "ما تا ته خط را رفته‌ايم. يک جان که بيشتر نداريم، يا خود آقا امام زمان يک فرجي مي‌رساند يا اينکه همين جا مي‌ميريم".
زني که پشت سرمان ايستاده مي‌گويد: "بچه‌ام مريض بود، آوردم آقا شفا داد، ‌الان خوب خوب است". مدام اين را واگويه مي‌کند، شرايط که پرآشوب‌تر مي‌شود، يک بنز سفيد دنبالش مي‌آيد و مي‌رود. خانمي از بين ياران آيت‌الله مي‌گويد: "70 روز است که آيت‌الله مورد تهاجم است. خيلي از بچه‌ها در بند 219 اوين در حال شکنجه هستند. اين جمع از آيت‌الله قرآن درماني و اسلام سنتي را ديده‌اند و اينکه فهميده‌اند راه حقيقي دين چيست. به همين خاطر به سمت ايشان رفته‌ايم. آيت‌الله اعجاز مي‌کند. فقط مبلغ امام زمان هستند، ‌حرف سياسي نمي‌زنند، به ايشان بهتان مي‌زنند."
بسيجي‌ها سعي مي‌کنند فحش ندهند، اما گاهي از دستشان در مي‌رود. يکي که گويا خيلي احساس دست تنها بودن کرده، مي‌گويد: "نيروي انتظامي... ندارد که بيايد اينجا". بسيجي‌ها از فرصت استفاده مي‌کنند، بزرگ‌ترهاشان خاطره‌هاي جنگ و انقلاب را تعريف مي‌کنند و کوچک‌ترهاشان گويا در روياي رقم زدن انقلابي ديگر با کوکتل مولوتوف و اسيد و باتوم هستند.
ساعت 4 صبح است. با چند شليک گلوله و چند زخمي و هياهويي بسيار، ديگر بسيج گروگاني ندارد. ورق برگشته و حالا اين ياران آيت‌الله هستند که گروگان هستند؛ مي گويند آماده شکنجه، بازجويي و حتي تيرباران هستيم. آيا بچه‌هاي نيروي انتظامي و بسيج به سحري خوردن رسيدند؟!
خيابان آزادي پارک اوستا، خيابان کاوه و کوچه سرو طوفان را پشت‌سر گذاشت. تهران به پيشواز دعاي سحر رفت
.

آيت الله مکارم شيرازي اعلام کر - آزادي زينت شيطان استد

آيت الله مکارم شيرازي اعلام کرد:
آزادي زينت شيطان است!
اسفنديار صفاري
۱۷ مهر ۱۳۸۵
roozonline
"در زمان ما زينت هاى شيطان بسيارهستند. قراردادها، كنوانسيون ها والفاظى همچون دموكراسى و آزادى". اين جديد ترين تعريف از ارزشهاي بشري است که توسط آيت الله مکارم شيرازي ارائه شده است. اين روحاني بلندپايه در بخش ديگري از اظهارات اخيرش تاکيد کرد که کنوانسيون "حقوق بشر که درظاهر براي دفاع از حقوق آزادي همه اقوام و ملل به وجود آمده با باز گذاشتن راه فحشا درواقع بشريت را اسير هواي نفس کرده است".
جامعه مدني يا جامعه شيطاني
آيت الله مکارم شيرازي پنج شنبه قبل در جمع مريدانش، ضمن ابراز مطالب فوق، مخالفت خودرا با مفاهيمي که امروزه به عنوان ارزش هاي بشري به شمار مي روند به طور رسمي اعلام کرد.
به نوشته خبرگزاري هاي رسمي کشور، اين روحاني در تازه ترين ابراز نظر خود با بيان اينکه "آزادى، حساب و كتاب دارد" گفت "بين آزادى در جاده مستقيم و آزادى در لبه پرتگاه تفاوت وجود دارد".
اين مرجع تقليد ضمن برشمردن خصوصيات شيطان و عملکردش، درباره ماهيت آزادي گفت: "بسيارى از مسايل زشت و زشت ترين كارها را در لباس آزادى مطرح مى كنند كه يا كار شيطان است يا هواى نفس يا هر دو".
مکارم شيرازي در ادامه اين سخنان كنوانسيون حقوق بشر را مورد نقد قرار داد و اظهار داشت: "تدوين كنندگان اين كنوانسيون در دفاع از حقوق متعالى انسان بدون هيچ قيدى سخن گفتند اما در لابه لاى آن آزادى فحشا را بيان كردند." او با انتقاد از کشورهاي همسايه ايران، افزود: "برخى از كشورهاى همسايه براى اينكه بتوانند عضو گروه هاى غربى شوند اين كنوانسيون و اين بى بند و بارى را پذيرفته اند".
مكارم شيرازى که ظاهرا از امضاي کنوانسيون حقوق بشر در سال هاي پيش از انقلاب و تصويب آن در مجلس مطلع نيست، کنوانسيون حقوق بشر را تنها منحصر به پذيرش حق همجنس بازي معرفي کرد: "در برخى از كشورها نمايندگان ملت ها نشسته و همجنس بازى را به عنوان يك قانون تصويب مى كنند چون آن را آزادى مى دانند و معتقدند اين آزادى براى سعادت انسان خوب است".
اين مرجع تقليد، تدوين چنين قوانيني را "جاذب كردن اين اعمال از سوى شيطان در نظر مردم دانست." مکارم شيرازي مردم را نيز از انتقادات خود بي نصيب نگذاشت و با انتقاد از تغيير نگرش مردم نسبت به برخي از مفاهيم سنتي گفت: "مردم حيا را زشت مى دانند در حالى كه حيا سپر دفاعى در مقابل زشتى هاست".
اين روحاني بلندپايه با اشاره به نقش انتخابات در نظام حکومتي دموکراسي گفت: "فردا مى خواهند از مردم راى بگيرند، مردم گمراه و منحرف جنسى كه تعدادشان در اين كشورها كم نيست، اينها نام آن را آزادى گذاشته و به وسيله آن از هواى نفس استفاده مى كنند".
وي با اشاره به آيات قراني چنين نتيجه گيري کرد که: "قرآن بدي ها و کژي ها را درنظرفرد زيبا جلوه داده و زينت مي دهد." از نظر آيت الله مکارم شيرازي "شيطان" نيز چنان کاري را انجام مي دهد و "هواي نفس نيز اين کاررا انجام مي دهد".
اين استاد حوزه علميه با اشاره به اينکه سلطه شيطان بر کساني است که ولايت او را به اختيار خود مي پذيرند خاطر نشان کرد: "شيطان با گذرنامه اي که از انسان ميگيرد وارد مي شود. امروز تحت عناوين زيبا و لفافه هاي مختلف مانند دموکراسي چه جنايت ها که صورت نمي پذيرد و حق هايي که ناحق نمي شوند." وي با انتقاد از تمدن امروزي به نقد آزادي پرداخت و اظهار داشت: "امروزه بدترين و زشت ترين کارها راتحت عنوان آزادي انجام مي دهند و تحت عنوان تمدن بسياري از امورنادرست رادرزمره سجاياي اخلاقي به شمار مي آورند".
مکارم شيرازي که چندي پيش و به دنبال سخنراني پاپ بنديکيت شانزدهم، او رابه مناظره تلويزيوني دعوت کرده بود، در سخنراني اخيرش به اظهارات پاپ نيز گريزي زد:"پاپ جهاد را خشونت مى داند. سئوال اين است آيا وقتى به شما ظلم كردند نبايد از خودتان دفاع كنيد؟ او با اشاره تاکيد کرده که خداوندمى فرمايد: "با كسانى بجنگيد كه با شما مى جنگند. اين خشونت نيست؟"
جوان بسيجي از کجا بياريم
چند ماه پيشتر نيز وقتي بر اثر اقدامات برخي از فعالان جنبش زنان براي ورود به ورزشگاهها و تماشاي مسابقات ورزشي مردان به ويژه تماشاي فوتبال، محمود احمدي نژاد در اقدامي ظاهرا تبليغاتي مجوز ورود زنان به ورزشگاه ها را صادر کرد، او از اولين کساني بود که به مخالفت با چنين دستوري برخاست. وي در نامه اي به احمدي نژاد ضمن گلايه از او اعلام کرد که ورود زنان به ورزشگاه ها سبب اختلاط زن و مرد و افزايش گناه خواهد شد. در آن نامه مکارم شيرازي تاکيد کرده بود: "هنگامي همه در خانه به راحتي مي‌توانند اين مسابقات را به صورت زنده در تلويزيون ببينند، چه ضرورتي وجود دارد كه بانوان و خانواده‌ها در فضاي نا‌امن ورزشگاه‌ها و در اين اماكن حضور پيدا كنند؟ چرا مسأله‌اي را كه ضرورت ندارد اين ‌گونه در جامعه مطرح سازيم تا شوك شديدي به جامعه وارد شود".
مکارم شيرازي چندي پيش با انتقاد از صدا و سيماي جمهوري اسلامي به علت عدم پخش سخنان وي و ديگر روحانيان گفته بود: "مطالبي است که واقعا درد آور است ؛حوزه علميه قم که خاستگاه انقلاب بود قبل از همه مراکز علميه و آموزشي کشور روز دوشنبه درس خود را شروع کرد و در آغاز آن جلسه بسيار مهمي در مدرسه فيضيه برگزار شد و فضلاو بزرگان و جمع کثيري از طلاب حضور داشتند و مطالب مهمي عنوان شد. با همه اينها شب منتظر انعکاس خبر آن از صدا و سيما بودم، ديدم درباره نمايشگاه شکلات با بچه ها مصاحبه مي کرد که شکلات داخلي را دوست دارند يا شکلات خارجي را؛ در حالي که يک مطلب در مورد حوزه نگفت. چه دست هايي در کار است نمي دانم".
آيت الله مکارم مدتي بعد با حمله به سريال ها و فيلم هاي تلويزيوني، انتقاد خود از صدا و سيما را تکميل و اعلام کرد که تلويزيون رسمي کشور با پخش فيلم هاي خارجي و پخش تصاوير زنان بدون حجاب موجب انحراف مي شود.
انتقاد از کتاب هاي درسي از جمله موارد ديگري است که در ماه هاي اخير مکارم شيرازي به آنها پرداخته است: "دشمنان سعي مي کنند در تمام اقشار اين کشور نفوذ کنند. ما شاهد رد پاي واضح دشمنان اسلام در کتب درسي ابتدايي در جمهوري اسلامي هستيم".
اينکه چگونه با گذشت بيست و هفت سال از استقرار جمهوري اسلامي هنوز ردپاي دشمن در کتاب هاي درسي پيداست نکته اي است که اين روحاني بلندپايه درباره آن مي گويد؛ "طبق اطلاعاتي که به من رسيده و خود نيز بررسي کرده ام در کتب ابتدايي مواردي به چشم مي خورد مبني بر نفوذ آشکار دشمنان اسلام در اين کتاب هاي درسي که به طور مثال مي توان به محجبه بودن دختر سال اول ابتدايي و بي حجاب بودن دختر سال پنجم ابتدايي اشاره کرد. اينها همه جا نفوذ مي کنند، در مطبوعات، ماهواره ها، برنامه هاي مختلف حتي کتاب فرقان الحق را درست مي کنند که براي هر انسان با سوادي مسخره است."
اينترنت، يکي ديگر از پديده هايي است که انتقاد تند آيت الله مکارم شيرازي را به دنبال داشته: "دشمنان اسلام در محافل علمي و سايت‌هايشان براي جوانان شبهه افکني مي کنند.اين مطلب در برخي سايت ها كاملا مشهود است و ايميل هايي که براي ما ارسال مي شود حاوي بسياري از اين نکات است که محتاج سرمايه گذاري براي حل آنهاست".
به رغم آنکه دولت طي يک سال گذشته، اقدامات بسياري را براي ايجاد محدوديت هاي فرهنگي به اجرا گذاشته اما آيت الله مکارم همچنان از فضاي فرهنگي کشور انتقاد دارد. وي چندي پيش دولت را به خاطر بي توجهي به مسايل فرهنگي مورد انتقاد قرار داد و گفت: "بدحجابي به بي‌حجابي تبديل مي‌شود و بي‌حجابي يعني دهن‌كجي به حكومت. حجاب امروز به عنوان يك مسأله سياسي به تمام معنا مطرح شده است....مردم مي‌گويند اين كشور جمهوري اسلامي است پس اسلاميت آن كجاست.... اگر فرهنگ اسلام از بين برود نظام از بين مي‌رود. ما ديگر جوان بسيجي مدافع اسلام نخواهيم داشت".
مخالفت هاي آشکار
برخلاف محمد خاتمي رييس جمهوري سابق که در اولين سالهاي نشستن بر کرسي رياست جمهوري در يکي از سخنراني هاي خود تاکيد کرد اگر دين و آزادي در برابر هم بايستند، آنکه شکست خواهد خورد دين است، در ماههاي اخير و با تند شدن فضاي سياسي در کشور و تشديد بحران هاي مختلف، تعدادي از روحانيان بلند پايه و نزديک به جناح راست در اظهارات خود به شدت به آزادي تاخته اند. علاوه بر اين و برخلاف بيست و هفت سال گذشته، آنها ديگر مخالفت خود را با نظام جمهوري و سيستم انتخاباتي پنهان نمي کنند. مصباح يزدي از نخستين کساني بود که يک سال پيش به طور رسمي اعلام کرد آيت الله خميني قصد داشته در ايران حکومت اسلامي بر پا کند اما چون در شرايط سال هاي اول انقلاب از شکست چنين طرحي نگران بوده، حکومت را "جمهوري اسلامي" اعلام کرده تا بعدها با حذف جمهوريت، حکومت اسلامي مورد نظر را بسازد. اين درحالي است که گروهي ديگر از روحانيان نزديک به آيت الله خميني، از او نقل مي کنند که در همان سالها گفته: "من دو تا خطر و دو تا دشمن جدي دارم. يکي در خارج که آمريکا است و يکي در داخل حجتيه".

- پروژه ضد فرهنگي دولت نهم بيانيه نهضت آزادي در محکوم کردن فشار بر دانشگاه

بيانيه نهضت آزادي در محکوم کردن فشار بر دانشگاه
پروژه ضد فرهنگي دولت نهم
باربد کاوه
۱۷ مهر ۱۳۸۵
roozonline
در دولت نهم اگرچه کارگران شرکت اتوبوسراني دستگير شدند، يا از بين روشنفکران، رامين جهانبگلو راهي زندان شد يا ده ها نفر در اغتشاشات کردستان و آذربايجان دستگير شدند و چهار مجله و روزنامه هم توقيف شد؛ اما هيچ کدام، واقعه اي نبود که در دوره هاي گذشته اتفاق نيفتاده باشد. اما در اين يک سال فشار بر جنبش دانشجويي آنقدر زياد بوده که به قول يکي از روزنامه نگاران دانشجو "حتي 18 تير 78 نيز به اندازه اين يک سال بر دانشجويان سخت نگذشت."
عبدالله مومني نيز بر اين فشارها معترف است و مي گويد: "اگرچه در اين يک ساله نهادهاي مدني دچار محدوديت شدند و با فعالان زنان و کارگري و اينرنتي برخورد شد اما محدوديت و برخورد با دانشجويان بيشتر از ديگران بود و اين هم به خاطر تاثيرگذاري بيشتر دانشجويان بر جامعه است."
گروه هاي سياسي و اصلاح طلب نيز در برابر اين فشارهاي بيش از اندازه موضع گرفتند. نهضت آزادي ايران از اين جمله است که طي بيانيه اي "مهمترين فشا‌رها و آسيب‌ها به جامعه دانشگاهي را در قالب پروژه اي ضد فرهنگي در دولت نهم" معرفي و به برخوردهاي انجام گرفته در اين يک ساله انتقاد کرده است.
اولين اشاره نهضت آزادي مربوط به بازداشت و ايجاد محدوديت براي فعالان دانشجويي است: "محدود سازي فعاليت هاي دانشجويي، شامل بازداشت‌هاي سريالي فعالان دانشجويي، منحل کردن تعدادي از انجمن‌هاي اسلامي و تشكل‌هاي اصلاح طلب در دانشگاه‌ها همراه با توقيف اموال و مهر و موم کردن دفاتر آنها، جلوگيري از برگزاري انتخابات انجمن هاي اسلامي و خودداري از صدور مجوز برگزاري مراسم و سخنراني بوسيله آنها، توقيف و جمع آوري ده ها نشريه دانشجويي و زير فشار قرار دادن نويسندگان و مسئولان مربوط، از طريق احضار آنان به دادگاه‌ها و كميته‌هاي انضباطي."
دومين فشار به جنبش دانشجويي از سوي دولت نهم نيز از نظر اين بيانيه "تضييع حقوق مدني و شهروندي فعالان سياسي دانشگاهي با گسترش عملکرد نهادهاي نظارتي و گزينشي در ادارات و سازمان‌هاي دولتي با هدف اخراج اصلاح طلبان و دگرانديشان" است. اين بيانيه در اين رابطه به "ده ها مورد محروميت پذيرفته شدگان آزمونها از ادامه تحصيل بخصوص در مقاطع کارشناسي ارشد و دکترا" اشاره مي کند كه به گفته اعضاي نهضت آزادي "همه برخلاف اصول يكم، دوم، سوم و چهارم قانون اساسي و مغاير با مفاد اعلاميه جهاني حقوق بشر و ميثاق‌‏هاي بين المللي است كه دولت ايران نيز آنها را امضا نموده است."
"اقدام به تصفيه استادان آزادانديش دانشگاه‌ها زير عنوان بازنشستگي و محروم ساختن آنان از امكانات علمي و دانشگاهي" نيز از ديگر اقدامات دولت نهم در راستاي محدودسازي حوزه دانشگاهي از نظر نهضت آزادي است.اين بيانيه ديگر اقدامات دولت نهم رااينچنين برمي شمرد: "طرح انتصاب رؤساي غيرمستقل در دانشكده‌ها و دانشگاه‌ها، اعمال سليقه و نفوذ وزارتخانه‌ها و نهادهاي دولتي غير مرتبط در مديريت و اداره دانشگاه‌ها و افزايش حوزه اختيارات واحدهاي حراست در دانشگاه‌ ها و اقدامات خودسرانه آنها بدون هماهنگي با مديريت دانشگاه ها، تلاش در راستاي تغيير ماهيت دانشگاه ‌ها از آكادمي‌هاي علمي آزاد به مراكز تاييد و آموزش ايدئولوژي حكومتي از طريق تعطيل نهادهاي مستقل توليد انديشه و گسترش فرهنگ گفتگو در دانشگاها و اقدام به تاسيس تشكل‌هاي كاذب و بدون پايگاه دانشجويي در درون دانشگاه ها كه بصورت بازوي اعمال فشار نيروهاي بيرون از دانشگاه عمل مي کنند. در همين راستا، كرسي هاي به اصطلاح آزاد انديشي نه در راستاي بسط آزادي انديشه، كه با هدف هدايت و مهندسي افكار دانشجويان در چارچوب ايدئولوژي حاكم، ايجاد مي شود كه وظيفه سانسور انديشه ها و افكار منتقد و مستقل را در دانشگاه ها برعهده خواهند داشت و در پايان اقداماتي مانند حذف يا كاهش يارانه كاغذ، سانسور و مميزي سليقه‌اي كتاب‌ها، با هدف محدود كردن دسترسي دانشجويان، روشنفكران و دانشگاهيان به مراجع علمي معتبر و محدود ساختن نشر كتب و مطبوعات. بطوريکه بسياري از ناشرين در حال ورشکستکي هستند."
اين بيانيه موارد ذکر شده را نشان دهنده آن مي داند "كه پس از روي كار آمدن دولت نهم اراده اي قوي براي تسلط بر دانشگاه‌ هاي مستقل شكل گرفته است. فشارها و محدوديت هاي اعمال شده بر جامعه دانشگاهي به حدي است كه حتي از سوي برخي از ناظران، دوران کنوني تاريك ترين دوران فعاليت دانشگاه ها در قرن اخير نام گرفته است."
از نظر نهضت آزادي ايران "تنها فعاليت آكادميک آزاد و مستقل مي تواند به پيشرفت علمي و تكنولوژيك كشور کمک نمايد و سلب آزادي و ايجاد محدوديت در دانشگاه تنها وسيله اي براي دستيابي به اهداف و تحقق آمال حاكميت خواهد بود. اگر علم در خدمت قدرت قرار گيرد، سرمايه گذاري علمي به صورت بهينه و متناسب با نيازهاي واقعي كشور و منافع ملي صورت نخواهد گرفت. دانش رسمي در اسارت قدرت تنها به بندگي انسان ها و خسران منجر خواهد شد.
از سر گيري اين گونه فشارها و محدوديت ها نمايانگر آن است كه نيروهاي دولتي قصد تكرار تجارب دهه 60 يا تجربه انقلاب فرهنگي در کشورهايي مانند چين را دارند، مگر نتيجه انقلاب فرهنگي چين جز فاجعه براي آن کشور چه بود؟ مگر نتيجه 16 سال انقلاب فرهنگي، محدود کردن دانشگاه‌ ها و تصفيه استادان و دانشجويان، پديد آمدن جنبش دانشجويي و روشنفكري در سال 76 نبود؟ مگر نه اين است که آزموده را آزمودن خطاست؟ پس حاكميت ايران با چه محاسباتي در اين انديشه است كه در زمانه اي كه عصر جهاني شدن و انفجار اطلاعات خوانده مي شود همان شيوه‌هاي تجربه شده را از نو تكرار کند؟"
نهضت آزادي ايران همچنين "راه برون رفت از مشكلات كنوني و برخورد با جريانهاي ياد شده را تنها تحرک بيشتر و صبر و مقاومت جنبش دانشجويي" مي داند و در پايان بيانيه از "شرايط حاكم بر جامعه علمي و دانشگاهي ايران" ابراز تاسف مي کند.

بزرگ ترين بانک خصوصي در شرف تعطيل

وقتي رييس دولت مامور وصول بدهي بانک مي شود
بزرگ ترين بانک خصوصي در شرف تعطيل
حميد احدی
۱۷ مهر ۱۳۸۵
roozonline
عزل دو مدير یک بانک خصوصی، جلوگيری از انجام بزرگ ترين معامله تاريخ بورس، و ايجاد فشار روی مدير موفقی که با جلب سرمايه گذاری های خارجی، به دعوت دولت سابق به ايران جذب شده بود، اخباری که در عرض دو روز منتشر شده است، کارشناسان اقتصادی را مطمئن کرده است که دولت برای جلوگيری از رونق و رشد بخش خصوصی که به پيشنهاد مجمع تشخيص مصلحت و تائيد رهبر جمهوری اسلامی، به عنوان سياست کلی نظام رسما به دولت ابلاغ شد همه کار خواهد کرد.
کارشناسان اقتصادی از دو ماه پيش که فرمان مربوط به اصلاح اصل 44 قانون اساسی با امضای رهبر به دولت ابلاغ شد، در مقابل کسانی که مژده می دادند که اين فرمان خواهد توانست تحول بزرگی – همانند چين و بعض کشورهای آسبای جنوب شرقی - در رونق اقتصادی کشور ايجاد کند، با استدلال و تکيه به مستندات و گفته های مديران اصلی دولت احمدی نژاد نشان می دادند که فراهم آوردن چنين زمينه ای برای دولت فعلی غيرممکن است. به گفته اين کارشناسان اولين اقدامی که دولت اقتدارگرا در صدد انجام آن برآمد بهره گيری از قوه قضاييه و ايجاد ناامنی قضائی برای بازرگانان با عنوان مبارزه با مفاسد اقتصادی بود. کاری که سرانجام قوه قضاييه زير بار آن نرفت. و گرچه حاميان دولت از تعرض به قوه قضاييه و رييس آن خودداری نکردند و از طريق رسانه های خود جو روانی نامطمئن را دامن زدند. کوشش بعدی دولت بهره گيری از ديوان محاسبات – زير نظر قوه مقننه – برای اجرای طرح مبارزه با مفاسد اقتصادی بود. اما گرچه آقای رحيمی رييس ديوان محاسبات کاملا همسو با دولت حرکت کرد اما مقاومت مجلس و تهديد به تغيير وی، عملا نشان داد که اين راه بدون بدان سادگی نيست که تصور می رفت.
در دو ماهی که از اوج گيری گرانی و تورم – چنان که از سال گذشته اقتصاددانان پيش بينی کرده بودند – می گذرد، مديران دولتی در فرصت های مختلف بخش خصوصی را عامل اصلی گرانی اعلام داشته و در صدد برآمدند با استفاده از قانون تعزيرات به سراغ اصناف بروند. جرکتی که از همان ابتدا با هشدار تند جناح راست روبرو شد. تازه ترين اقدام هماهنگ دولت، دخالت در امور موسساتی است که در ده ساله گذشته پيرو برنامه رشد خصوصی سازی ايجاد شده اند. اول از همه موسسات بيمه و بانک ها.
اولين و بزرگ ترين دخالت دولت در عملکرد بانک های خصوصی، لايجه کاهش نرخ بهره بانکی بود که با وجود تذکرات جدی اقتصاد دانان به تصويب اکثريت مجلس رسيد. به گفته مديران بانک ها که شکايت به اتاق بازرگانی بردند، اجرای اين دستور حتی برای بانک های دولتی مساله ساز خواهد بود، چه برسد به بانک های خصوصی که از اساس در هيچ جای دنيا تعين بهره شان به عهده دولت نيست و از قوانين بازار آزاد پيروی می کند. از جمله بانک هائی که به طور جدی در برابر اين تصميم ايستاد و مدير عامل آن در جلسات مختلف با نمايندگان مجلس و مقامات کشور با صراحت و بدون پرده پوشی مغايرت اين تصميم را با مصالح کشور يادآور شد آقای ... مدير عامل بانک پارسيان بود.
گفته می شود مديرعامل بانک پارسيان ماه گذشته زمانی که دولت بدون مشورت با بانک های خصوصی و دولتی به طور ناگهانی به عنوان راهی برای مقابله با ترافيک اول سال تحصيلی، ساعت کار بانک ها از جمله بانک های خصوصی را هم تعيير داد، طی نامه ای به ديوان عدالت اداری اين تصميم دولت را مخالف مصالح کشور خواند و خواستار لغو آن شد. و اين درست زمانی بود که ظاهرا کاسه صبر دولت لبريز شد و به بهانه معامله خريد سهام بانک پارسيان، از بانک مرکزی خواست که مديران اين بانک خصوصی را تغيير دهد.
يک اقتصاددان شب گذشته به روز گفت چنين تصميمی از سوی بانک مرکزی درست مانند تصميم معاون رييس جمهور در مورد عزل رييس فدراسيون فوتبال است که اينک به تهديد فيفا برای محروميت فوتبال کشور از صحنه های بين المللی انجاميده است.
"سابقه"رشد بخش خصوصی در ايران به سال های دهه چهل برمی گردد که دولت وقت با يک طرح مشخص اقتصادی به رشد بخش خصوصی و پيوستن به بازار جهانی تمايل نشان داد و با وجودی که در سال های بعد آشکار شد که شاه سابق با واگذاری انحصارات دولتی به بخش خصوصی مخالف بود، دولت توانست در بسياری از زمينه ها بخش خصوصی را تشويق به فعاليت کند. در سال های بعد با وجود آن که به دستور شاه معادن بزرگ، راديو و تلويزيون، و صنايع نفت و گاز و تجارت خارجی در انحصار دولت بود – که حسب مورد به بخش خصوصی واگذار می شد – اما بخش خصوصی ايران در پرتو اضافه درآمد نفت رشدی کرد. که اوج آن در سال 1356 و زمانی بود که با آغاز اعتراض های عمومی دولت های آخری تصميم گرفتند برای رضايت مردم نرخ ها را از طريق بازرسان مخصوص کنترل و توزيع کنندگان گرانفروش را جريمه کنند. کاری که بعد ها نوشته شد از جمله دلايل پيوستن اصناف به صفوف انقلابيون بود.
با پيروزی انقلاب، عملا بخش خصوصی در ايران متوقف شد و همه چيز در انحصار دولت قرار گرفت و دولت زمان جنگ بزرگ شدن دولت و دخالتش در همه امور اجتماع و اقتصاد را نشانه گسترش عدالت اجتماعی ديدند. چنان که در پايان جنگ جناح راست به ميرحسين موسوی کمونيست ريشدار لقب داده بود تا مخالفت خود را با طرح های وی اعلام دارد. اين صفت توسط چند تن از روحانيون هم به رييس دولت جنگ داده شد.
اما عملا در فاصله بعد از جنگ تا دوم خرداد که به عنوان دوران سازندگی شهرت گرفته است روزنه هایی برای فعالیت در بخش خصوصی باز شد. گرچه دولت هاشمی و جانشينش در دوران اصلاحات برای خصوصی سازی همواره با مانع جدی گروه های تندرو روبرو بودند که واگذاری اقتصاد را به بخش خصوصی کاستن از اقتدار دولت می دانستند و با آن به شدت مخالف بودند، اما آمار حاکی است که لايه نازکی از بخش خصوصی در بخش صنعت، بیمه، مشاوره، پیمانکاری عمومی، کشتیرانی، هواپیمایی و سرانجام بانک توانستند در کنار دولت پدیدار شده و آرام آرام بزرگ و نیرومند شوند. با این همه و در مقایسه با اندازه دولت در اقتصاد، بخش خصوصی بسیار کوچک است. این وضعیت در همه بخش ها دیده می شود و به ویژه در بانکداری سهم بخش خصوصی به زحمت و تنها در سال جاری به حدود 12 تا 13 درصد رسید.
حضور بانک های خصوصی – که دردوره جديد عمری حداکثر ده ساله دارند - موجب شده است تا صاحبان پس اندازهای کوچک و بزرگ، متقاضیان اعتبار و وام و سرمایه گذاران آزادی انتخاب بیشتری داشته و مطیع محض بانک های دولتی نباشند. در چنین وضعیتی انتظار می رود که تقویت بانک های خصوصی با هر هدفی حتی هدف عدالت در دستور کار قرار گیرد و آنها نیرومندتر شوند.
با روی کار آمدن دولت احمدی نژاد، با شعارهای عدالت اقتصادی وی و تلاشش برای گسترش يارانه ها و ضديت اعلام شده اش با برنامه چهارم اقتصادی کشور، اين نگرانی برای اقتصاددانان به وجود آمد که بخش خصوصی بار ديگر در محاق تعطيل فرو رود. اينک یک سال گذشته از شروع به کار دولت احمدی نژاد کارگزاران که خود را روزنامه بخش خصوصی تعريف کرده است در سرمقاله خود نوشته " در این روزها یکی از بانک های خصوصی و بزرگترین و کامیاب ترین آنها با دردسر مواجه شده است. هیچ کس از دولت یا رئیس کل بانک مرکزی نمی خواهد در برابر تخلف های احتمالی که برخلاف قانون و عرف ملی و جهانی است ساکت باشند، اما از آنها انتظار می رود که در برخوردها نیز روش مناسبی اتخاذ شود. برخورد با بانک پارسیان از نظر کارشناسان اقتصادی، حقوقدانان و فعالان اقتصادی روش مداراجویانه نبوده و نیست. کاش می شد که مدیران بانک پارسیان فرصت مناسب پیدا می کردند و در همان حد و اندازه هایی که رئیس کل بانک مرکزی توانست فضاسازی منفی کند از خود و کارنامه اش دفاع می کرد. اگر روش برخورد با بخش خصوصی مداراجویانه نباشد و براساس حدس و گمان و ذهنیت های برخوردگرایانه تداوم یابد، آنچه رشته ایم پنبه خواهد شد."
"توجيه بانک مرکزی*
جالب اين که رييس کل بانک مرکزی که در محافل بانکی شايع است که حاضر به انجام توصيه دولت در مورد بانک پارسيان نبوده و سرانجام مجبور به آن شده ، در مصاحبه ای علت عزل مديران بانک پارسيان چنين توصيف کرد طبق قانون يك بانك نمي‌تواند بيش از 20 درصد كل سرمايه را به يك شخص حقيقي و يا حقوقي اعتبار بدهد. چون ريسك بانك بالا مي‌رود و ممكن است سرمايه بانك برنگردد. دوم اين كه عامه مردم در شكل گستردهء آن نمي‌توانند از بانك وام بگيرند و اين موضوعي است كه دولت بر آن تاكيد دارد.
به نوشته سرمايه رييس بانک مرکزی تاکيد کرده که به همين خاطر و با توجه به اخطارهايي كه داده شد، بانك پارسيان موارد مورد نظر را اصلاح نكرد و بانك مركزي خود راسا وارد عمل شد.اين گفته اشاره است به معامله ای که در روزهای پایانی شهریور ماه در بورس تهران صورت گرفت و عملا بدون حضور هیچ خریدار دیگری و با توافق قبلی مبادله‌ای دو سویه میان بانک پارسیان و ایران خودرو صورت گرفت. تنها مشتري عمده پارسيان موفق به خريد يك ميليارد و 440 ميليون سهم «وپارس» به قيمت 2040 ريال شد كه ارزش اين تعداد سهام 293 ميليارد و 760 ميليون تومان برآورد شد.
بانك پارسيان به عنوان بزرگترين بانك خصوصي كشور با سرمايه 500 ميليارد توماني را به خود اختصاص داده است كه تا داراي 78 هزار و 80 سهامدار حقوقي و حقيقي است.
معامله بانك پارسيان كه بيش از پنج ماه وقت صرف اجرايي شدن آن شده بود، در پي ماجراهائی که در وزارت صنایع و شرکت ايران خودرو صورت گرفت قطعيت نيافت علت آن مشكلا‌ت ضمانت‌نامه‌هاي بانكي و ارسال نشدن به موقع (در طول 9روز كاري) به سازمان بورس و اوراق بهادار اعلام شد، عصر روز دوشنبه 10 مهرماه بانك مركزي تصميمات جديدي پيرامون اين بانك اتخاذ كرد.
خبرگزاری ایسنا در تحلیلی بر این ماجرا می‌نویسد: مسوولان بانك مركزي معتقد بودند تخلفات انجام شده در معامله بزرگ‌ترين بانك خصوصي كشور از چنان جايگاهي برخودار است كه نمي‌توان به راحتي از كنار آن گذشت. اين ماجرا زماني كه رييس‌جمهور در سخناني به آن بدون اشاره به نام بانك پرداخت بيشتر مورد توجه قرار گرفت. به اعتقاد برخي كارشناسان ابطال اين معامله مي‌تواند در آينده معاملات بخش خصوصي به ويژه خصوصي‌سازي‌هاي اصل 44 را تحت تاثير قرار دهد.
محاکمه در نظرآباد
جالب اين که از یک هفته قبل از اعلام چنين تصميمی از سوی بانک مرکزی سايت های نزديک به منابع دولت و جناح راست خبرهائی دال بر تخلفات و تقلب ها در بانک پارسيان داده بودند بدون آن که مورد آن را مشخص کنند. از سوی ديگر با اعلام معاملاتی در مورد اکثريت سهام بانک پارسيان، ظاهرا چشم های بيش تری به بزرگ ترين بانک خصوصی کشور خيره شد. و از طريق سازمان بورس جلو اين بزرگ ترين معامله تاريخ بورس به بهانه اداری گرفته شد تا زمانی که سرانجام موضوع تبديل به موجی شد که رييس جمهور هم خود را در سخنرانی برای مردم نظرآباد ساوجبلاغ وارد آن کرد و پانزده روز به دو سرمايه دار که به گفته وی به بانک ها بدهی داشتند مهلت داد تا بدهی خود را ادا کند و تهديد کرد که در غير اين صورت اسامی آن ها را اعلام خواهد داشت.
يک کارشناس بانکی در گفتگوئی با يکی از راديوهای خارجی اظهار داشت شايد اين تنها باری در دنياست که رييس جمهور يک کشور مامور اعلام خبر پرداخت نشدن بدهی یک صاحب حساب بانکی شده است. کاری که حتی در شان مديران بانک ها هم نيست. به گفته اين کارشناس حتی تاکيد محمود احمدی نژاد بر اين که پول حاصل از معاملات بانکی به احزاب داده می شده است نمی تواند کاری را توجيه کند که به هر حال اثبات آن محتاج به دليل است و جای مناسب آن نه در نظرآباد بلکه در دادگاه
.

نماينده مجلس: مردم به دولت بي اعتماد شده اند - دولت و گراني در مقابل همه

نماينده مجلس: مردم به دولت بي اعتماد شده اند
دولت و گراني در مقابل همه
بابک مهديزاده
۱۷ مهر ۱۳۸۵
roozonline
کريم ارغنده پور و صادق زيبا کلام، دو کارشناس سياسی در گفتگوئی با روز، با تائيد نظر اقتصاددانان که سياست های اقتصادی دولت را نادرست می دانند، گرانی را عاملی دانستند که هيچ کس قادر به انکار آن نيست و عملا مجلس همسو با دولت را در مقابل کابينه ای قرار داده که مديران آن تنها کسانی در کشور هستند که گرانی و تورم را انکار می کند.
"افزايش قيمت ها را کنترل کرده ايم." همين يک جمله سخنگوي دولت کافي بود تا آتش زير خاکستر شعله ور شود و ناگهان موجي از اعتراض و انتقاد به عملکرد دولت در قبال مهار گراني ها و تورم به راه بيفتد.
موجي که از جانب اصلاح طلبان و يا آنگونه که سخنگوي دولت سعي در القاي آن داشت، و آيت الله خزعلي هم آن راتاکيد کرد، از جانب "مطبوعات زنجيره اي" به وجود نيامد. اين صداي اعتراض نمايندگان مجلس اصولگراي هفتم بود که بر زبان حجت الاسلام محمد مهدي طباطبايي، نماينده مردم تهران جاري شد که مي گفت:" دولتمردان زيپ دهانشان را ببندند و در مورد گراني ها حرف نزنند."
اگرچه پيش از اين با شروع ماه رمضان طرح "ضيافت الله " دولت با شکست مواجه شد و انتقادات زيادي را بين مجلسيون برانگيخت، اما بعد از اين جمله سخنگوي دولت و در ماه رمضان بود که گراني بي سابقه، حتي آيت الله خامنه اي را واداشت تا در ديدار هيات دولت، رييس جمهور را مکلف کند هرچه سريعتر به حل مشکل گراني بپردازد. هرچند حتي اين نصيحت و گوشزد نيز چاره کار نشد و دولت همچنان از مهار گراني مي گويد، منتها با اين ترجيع بند که: "گراني به نفع کساني است که مي خواهند به دولت ضربه بزنند".
اما بحران اقتصادي در ايران چنان است که نمايندگان همفکر دولت در مجلس هفتم هم تاب اختيار از کف داده اند و با شديدترين الفاظ از دولت انتقاد کنند تا باز نشان دهند آنقدرها هم که بيش از اين تبليغ مي شد دولت و مجلس با هم "تعامل" ندارند.
سرافراز يزدي، عضو فراکسيون اصولگرايان مجلس با بيان اين مطلب که "هيچ نظارتي بر قيمت ها وجود ندارد" مي گويد: "الان مردم واقعا به دولت احمدي نژاد و شعارهاي قبل از انتخابات ايشان بي اعتماد شده اند."
کاظم دلخوش نماينده صومعه سرا نيز در گفت و گو با روزنامه آفتاب يزد، دولت را عامل گراني ها دانسته و ضمن ابراز نگراني از اين رويه گفته است: "دولت بر گراني ها دامن مي زند."
حسين اسلامي، رييس کميته اقتصادي کميسيون اصل نود نيز در واکنش به سخنان سخنگوي دولت که گفته بود آنقدرها هم گراني زياد نيست که مطبوعات مي نويسند گفت: "آنها که منکر گراني مي شوند يک روز خودشان خريد کنند." وي افزود:" يکي از علل افزايش قيمت ها و گراني ها عملکرد ضعيف وزارت بازرگاني است."
قرباني، عضو هيات رييسه مجلس هم در واکنش به سخنان غلامحسين الهام به او نصيحت کرد که: "براي توفيق در مبارزه با گراني بايد به آن اعتقاد داشت."
گرانمايه پور، نماينده کاشان نيز گفت: "ايجاد بحراني نظير گراني، ناشي از اقتصاد دولتي است." محمد استکي، نماينده اصفهان نيز اظهار داشت: "به رغم ادعاي دولت، شاهد افزايش قيمت ها هستيم." و پيمان فروزش، نماينده زاهدان نيز دو عامل را باعث گراني دانست: "عامل اول عدم نظارت کافي دولت و مجلس بر قيمت ها، کنترل بازار و واقعي نبودن قيمت هاست و مورد بعدي نيز نبود استراتژي معين در حوزه سياست هاي اقتصادي مي باشد."
اينها نمونه هاي کوچکي بود از اظهارات نمايندگان اصولگرا. جدا از آنان نمايندگان اصلاح طلب نيز که رقيب را با خود همصدا مي ديدند نقدهايشان را مطرح کردند. معروف ترين اين اظهارات به سخنان دو روز پيش ايرج نديمي، نماينده مردم لاهيجان برمي گردد که از بي نتيجه بودن جلسات مجلس با دولت درخصوص مهار گراني خبر داد.
اما اين انتقادات به همين جا ختم نشد و پس از اظهارات رهبر جمهوري اسلامي درخصوص گراني در کشور و لزوم مهار آن، اکثر ائمه جماعت در مراسم نماز جمعه گذشته به انتقاد صريح از سياست هاي دولت در مهار گراني و تورم پرداختند. آنها که همواره از دولت و سياست هايش حمايت مي کردند اين بار همصدا با نمايندگان مجلس از دولت خواستند هرچه سريعتر در رفع اين مشکل کوشا باشد.
اما اينکه چه شد که حتي مجلس اصولگرا حاضر به حمايت از دولت اصولگرا نشد و جلوتر از هرگرايش ديگري به انتقاد از دولت پرداخت، سئوالي است که با دو فعال و تحليل گر مسايل سياسي در ميان گذاشته ايم.
اقتصاد کشور را به کجا مي بريد؟
صادق زيباکلام، استاد دانشگاه در گفت و گو با روز مي گويد: "خود اينکه مجلس هفتم که بدنه و شاکله اش از محافظه کاران و اصولگرايان همفکر با دولت آقاي احمدي نژاد تشکيل شده و به لحاظ اقتصاد کساني مثل آقاي احمد توکلي - که يکي از مغزهاي متفکر اقتصادي محافظه کاران و اصولگرايان هست- را دارد، از در تقابل با دولت درآمده است خودش به نظر من حکايتي است."
وي با بيان اين مطلب که "تا به حال سابقه نداشته که قوه مجريه اينچنين با قوه مقننه اي که همفکر و همذاتش است و از جنس خودش هست در تقابل باشد" مي افزايد: "ما به ياد داريم که در گذشته، مثلا در زمان دوره دوم دولت آقاي هاشمي که اکثريت مجلس از آن محافظه کاران به رهبري آقاي ناطق نوري بود و با ايشان همراه و هم ذهن هم نبود اما تقابل هرگز در اين حد و حدودي که ما شاهدش هستيم نبود. زماني که مجلس هفتم تشکيل شد سال آخر دولت آقاي خاتمي بود اما باز مي بينيم که بين مجلس اصولگرا و دولت اصلاح طلب اينقدر تقابل و تضاد نبود که اکنون بين مجلس اصولگرا و دولت اصولگرا شاهدش هستيم. به نظر من اين تقابل بسيار عبرت آموز است و حکايت از خيلي چيزها مي کند از جمله و مهمترينش اين است که بحث اين نيست که سياست هاي اقتصادي دولت آقاي احمدي نژاد اساسا غلط است، بحث اين است که اصلا سياست اقتصادي ايشان چيست؟"
وي سپس مي افزايد: "با کلمات زيبا و شعارهاي قشنگ و سخنان و نطق هاي پوپوليستي که آقاي احمدي نژاد مي کنند و يا اينکه بگوييم زالوهاي سرمايه دار ما را محاصره کردند و مستکبرين دارند چنين مي کند و مرفهين بي درد دارند چنان مي کنند و آقازاده ها دارند فلان کار مي کنند که نمي شود اقتصاد يک کشور 70ميليوني را چرخاند. رکود اقتصادي که ظرف يک سال گذشته در ايران به وجود آمده وحشتناک است. شما با کساني که در بازار هستند، در کار توليد هستند، در کار توزيع هستند، در کار صادرات هستند با هرکسي صحبت کنيد مي بينيد که چرخ اقتصاديشان راکد است و دارند مي نالند. با ثروتمند صحبت مي کنيد مي نالد، با فقير صحبت مي کنيد مي نالد. به گمان من اينها برمي گردد به اينکه دولت آقاي احمدي نژاد به جز کلمات و سخنان زيبا واقعا فاقد يک استراتژي سامان يافته و مدون براي اقتصاد کشور است که بگويد آقا من در اين چهار سالي که رييس جمهور هستم برنامه هاي اقتصادي ام اين است. براي صنعت مي خواهم اين کار را بکنم، براي تجارت مي خواهم اين کار را بکنم، براي کشاورزي و واردات و صادرات و غيره هم مي خواهم اين کار را بکنم. چنين برنامه هايي اصلا وجود ندارد."
اين استاد دانشگاه سپس به برکناري مديرعامل بانک پارسيان توسط رييس جمهور اشاره مي کند و مي گويد: "ايشان مي آيد مديرعامل و رييس و اعضاي هيات مديره يک بانک موفق مانند بانک پارسيان را که ظرف يکي دو سال گذشته توانسته براي خودش موفقيت کسب کند عوض مي کند و مي گويد شما ديگر از فردا صبح آنجا کاره اي نيستيد. من اصلا به بحث حقوقي مساله کار ندارم که آيا رييس قوه مجريه مي تواند روساي يک نهاد خصوصي را که توسط سرمايه هاي مردم چرخيده مي شود عزل و نصب کند! حتي اگر فرض کنيم کار آقاي رييس جمهور و بانک مرکزي قانوني بوده آيا به لحاظ اقتصادي اين درست است که به اين ترتيب و با اين سرعت بياييد مسئولان يک موسسه خصوصي حساس مالي را عوض کنيد؟ يا تغيير ساعت کار بانک ها در شروع سال تحصيلي جديد. ببينيد، اينها تصميمات عجولانه اي است که نه با خبرگان و مسئولين و صاحب نظران اقتصادي مملکت هماهنگ شده و نه با مجلس و دانشگاه ها، و رييس جمهور به يک باره مي آيد چنين کارهايي انجام مي دهند. مجموعه اين ها باعث شده که مجلس يواش يواش به صدا دربيايد."زيباکلام در پايان خاطرنشان مي کند: "مجلس تا کجا بايستد و به اين کارها نگاه کند و سقوط اقتصادي کشور را ببينيد؟ آن از وضع گراني، آن از وضع تورم، آن از وضع اشتغال، آن از وضع رکود اقتصادي. اينکه فقط صحبت هاي انقلابي و هيجاني شود که دردي را دوا نمي کند. به همين دليل است که به گمان من مجلس دارد در قبال اين قضايا به خودش مي آيد و علي رغم اينکه برايشان سخت است اما به زبان خيلي ساده به دولت آقاي احمدي نژاد مي گويد: آقا شما داريد اقتصاد کشور را به کجا مي بريد؟"
توزيع منابع، دليل اختلافات
کريم ارغنده پور، روزنامه نگار و عضو جبهه مشارکت نيز در پاسخ به سئوال خبرنگار روز مي گويد: "من فکر نمي کنم مجلس رودرروي دولت است. مساله گراني يک مساله کتمان ناپذير است و هرکسي که نتواند در برابرش راه حلي ارائه دهد و نتواند اميدوار باشد که در آينده راه حلش راه گشا باشد سعي مي کند خودش را کنار بکشد و اين مسئوليت را به گردن ديگري بياندازد. اين با منطق سياست کاملا سازگار است و در مورد دولت و مجلس کنوني هم صدق مي کند."
وي مي افزايد: "دولت با روالي که تا به حال طي کرده هيچ گريزي از اين ندارد که در آينده در برابر مسايل اقتصادي تنها تر بماند. دليلش هم بي برنامگي است. يعني ما متاسفانه برنامه اي که نشان دهنده مجموعه منسجم و راهگشا و جهت دهنده به نقطه اي مشخص باشد نمي بينيم. دولت تئوري اقتصادي علمي مشخصي ندارد. يعني معلوم نيست سياست اقتصاد بازار موردنظرش است يا سياست بسته متمرکز يا ليبراليسيتي يا سوسياليستي."
وي تاکيد مي کند: "در مورد دولت کنوني به نظر مي رسد نگاه ها به اين سمت است که پولي که از نفت حاصل مي شود به نحوي که دولت مي پسندد خرج شود؛ که اين هم نه آن عدالتي که دولت دنبالش هست را به وجود مي آورد نه مشکلات اقتصادي کشور را حل مي کند. گراني ها همچنان ادامه پيدا مي کند. نبايد تعجب کرد که در آينده، دولت در برابر مسئوليت گراني ها تنهاتر از ايني که هست
بماند."

Saturday, October 07, 2006

عرصه که به اخوند تنگ اید انجمن نجات مزدوران به جفنگ اید

عرصه که به اخوند تنگ اید انجمن نجات مزدوران به جفنگ اید

چندی پیش تلویزیونی از لس انجلس بنام رنگارنگ بخشی از وقت تلویزیونش را وقف!! بریده مزدورانی همچون مزدور کریم حقی و مزدور بهزاد علیشاهی کرده بود.ابتدا فکر کردم که اقای صاحب!! تلویزیون نمی داند که این افراد از مزدوران پیشانی سیاه اخوند ها هستند و فی سبیل الله دارد کار میکند و قصد او هم مثل ان مزدوران نجات مجاهدین زندانی در اشرف است.از این رو از سر خیر خواهی برای صاحب تلویزیون مربوطه ایملی نوشتم و به او در نامه خود سوابق ان دو مزدور را گوشزد کردم و خواستم که خواسته یا ناخواسته خوراک اخوندها نشود و خودش را به لجن رژیم پلید اخوندی نیالاید.
اما امروز دیدم که فیلم سمیناری از یک مشت یابو را دارد پخش می کند که قصدشان نجات جگر گوشه هایشان از زندان فرقه رجویست.
یک مزدور تیفی که بتازگی از زیر علم اجنبی به زیر علم اخوند گوشخوار اژه ای رفته و پول و پاس گرفته تا به خارجه انهم بیخ گوش دفتر شورای ملی مقاومت بیاید شروع به صحبت کرد و شرح دلخراش زندانی بودن خود نزد مجاهدین را که حتی نمی توانسته حرف بزند را بیان می کرد و یک خانم مزدوری داشت ان سخنان گوهر بار را به فرانسه برای حاضرین یابوی جلسه ترجمه می کرد.
بعد مزدور دیگری که در جنگهای ارتش ازادیبخش ملی به اسارت رزم اوران ازادی در امده بود و یک قلم جان کثیفش را مدیون مجاهدین می باشد دهن به حرافی گشود و اشاره کرد که قصد او و انجمنش این است که مجاهدینی را که در اشرف در اسارت فرقه رجوی بسر میبرند را می خواهد خیر خواهانه و فی سبیل الله نجات دهد.
با خودم گفتم که این مجاهدین چه قدرتی هستند و من نمیدانستم و بنابراین مرا هم در اسارت خود دارند و من خبر ندارم.اخر من پانزده ماه نزد مجاهدین زندانی بوده ام و الان هم پانزده سال است که باز نزد مجاهدین در اروپا زندانی هستم.
گفتم بد نیست که این حضرات یک فکری هم بحال ما هوادارهای رجوی بکنند و اینهمه ما در زندان اروپا نمانیم و بلکه اوضاع سر و سامان پیدا کند تا زودتر به زندان اشرف برویم.
اما از طنز گذشته به این مزدوران باید گفت که امدی جانا ولی حالا چرا.نوش دارو پس از مرگ سهراب چرا؟رژیمتان رو به مرگ است و همین دیروز بود که بعد از بیست و هفت سال چنگ در چنگ بودن با مجاهدین و ریختن خون بیش از یکصد و بیست هزار از انان تازه بفکر گرفتن تصمیم و فرار از عقوبت محتوم سرنگونی خود از دست مجاهدین انهم در مجلس خود گرفته و نمی داند که مجاهدین و هواداران انان تا ریختن جام زهر دیگری به حلقوم اخوند خامنه ای و زجر کش کردن او و سرنگون کردن رژیمش دست از مبارزه خود بر نخواهند داشت.
حال هرچه می خواهید عر و عر کنید انهم در تلویزیونی که هشتاد درصد به رژیم میزند و تنها بیست درصد به مجاهدین.حالا انکه رژیم است و بیست و چند سال صد در صد تمام توان سیاسی و نظامی و اقتصادیش رابا بسیج ده دولت دنیا خرج نابودی این مقاومت و مجاهدین کرده هیچ غلطی نتوانسته بکند تا با بیست در صد این یاان مزدور بتواند کاری کند.
پس می گوییم رو در روی رژیم و مزدورانش که بجنگ تا بجنگیم.
علی قاسمی

Friday, October 06, 2006

پيرامون ِ لابهء روشنفکران در زندان و مدح ِ مداحان استبداد، ف. م. سخن

پيرامون ِ لابهء روشنفکران در زندان و مدح ِ مداحان استبداد، ف. م. سخن
در مقاله‌ی قبلی‌ام، "ديروز و امروز ِ رامين جهانبگلو"، اشاره‌ای داشتم به اعترافات ِ دانشمند کمونيست، احسان طبری و کتاب‌هايی که ده دوازده سال پيش تحت عناوين "لابه" و "کژراهه" به نام ايشان منتشر شد. ادامه‌ی اين بحث را لازم می‌دانم برای آگاهی‌ی آن دسته از جوانانی که به هر دليل گمان می‌کنند اگر در مقابل فشارهای فزاينده‌ی حکومتی کوتاه بيايند و دست به توجيه و تفسير ظلم بزنند فضای لازم برای فعاليت آنان فراهم خواهد شد. جوانانی که در اظهار نظر حُسن نيت دارند ولی از تجربه‌ی سياسی بی‌بهره اند. تعطيل روزنامه‌ی "شرق" به‌ترين نمونه‌ای‌ست که اين روزها شاهد آن هستيم. ممکن است بخواهيم به هر قيمت بمانيم، اما ماهيت حکومت ِ جور اين اجازه را به ما نخواهد داد. آخرالامر هم تبديل به سربازانی خواهيم شد که راه دشمنان آزادی را برای دست‌يابی به اهداف‌شان هموار می‌کنيم و لعن تاريخ را بر خود می‌خريم.
درمقابل ظلم بايد ايستاد. برای ما روشنفکران و نويسندگان، نبايد فرق کند که اين ظلم را چه کسی و به چه دليل روا می‌دارد. ظلم ِ خوب و بد نداريم. زندان و شکنجه‌ی خوب و بد نداريم. ما وظيفه داريم عليه ظلم قلم بزنيم. اگر اين کار را نکنيم و ميان انواع و اقسام ظلم و شکنجه فرق بگذاريم، اگر توجيه ايدئولوژيک يا سياسی بکنيم، اگر در مقابل برخی سرکوب‌ها سکوت و در مقابل برخی ديگر فرياد کنيم، عاقبت خودمان گرفتار همان ظلم و شکنجه و سرکوب خواهيم شد. اين يک واقعيت تاريخی‌ست. کافی‌ست نگاهی به تاريخ کشورهای استبداد زده بيندازيم و چگونگی بسط وگسترش سرطان ظلم را در بدنه‌ی حکومت و جامعه شاهد باشيم. ظلم يک بيماری مهلک است که اگر در همان مراحل اوليه درمان نشود، به سرعت رشد می‌کند و فراگير می‌شود. سلول‌های سالم و ناسالم را به صورت کور می‌بلعد و حتی خود را نابود می‌کند.
حزب توده‌ی ايران، در يکی دو سال بعد از انقلاب، در مقابل ظلم حکومتی سکوت اختيار کرد، و عاقبت خود در پنجه‌ی مهيب آن گرفتار شد. حزب توده، ظلم را به خوب و بد تقسيم کرد. اگر طناب ِ دار خلخالی به گردن طرفداران نظام شاهنشاهی می‌افتاد خوب بود و حتی می‌بايست برای‌ش کف زد و آن مرد مجنون را رئيس‌جمهور کرد. اگر نظاميان کودتای نوژه به زندان می‌افتادند و شکنجه می‌شدند، خوب بود و جای تقدير داشت. اگر صادق قطب‌زاده رو به دوربين تلويزيون نطق غرا می‌کرد و به انفجار جماران اعتراف می‌نمود، حزب از خوشحالی در پوست نمی‌گنجيد چرا که او از نظر حزب يک سرسپرده‌ی امپرياليسم بود و آقای ری‌شهری حق داشت به هر طريق ممکن زبان او را باز کند. اگر آيت‌الله‌العظمی شريعتمداری ترسان و لرزان در مقابل دوربين تلويزيون از حضرت امام می‌خواست تا تحرکاتی را که عليه او می‌شود پايان بخشد، لبخند فاتحانه بود که بر لب توده‌ای‌ها می‌نشست چرا که کمر حزب خلق مسلمان شکسته بود و بازويی از بازوهای متعدد اختاپوس ضدانقلاب قطع شده بود...
اما داستان به محققی و قطب‌زاده و شريعتمداری ختم نشد و شتر ری‌شهری دَر ِ خانه‌ی حزب نيز نشست. آن جا بود که آه از نهاد توده‌ای‌ها برخاست و تازه پی بردند اين شمشير دو دَم که زمانی خود مستانه می‌گرداندند چقدر تيز و خون‌ريز است. بسياری از سران و اعضای حزب به دست جنايت‌کاران گرفتار آمدند و همان بلايی که بر سر دشمنان حزب آمده بود، بر سر خودشان آمد؛ و چه بلای جان‌سوزی.
امروز، دوستان جوان ما، که برای دريافت مجوز سفر به کشورشان، گاه از لاريجانی تعريف و گاه از وزارت اطلاعات تمجيد می‌کنند، گاه بر جنايت‌های حکومت چشم می‌بندند و گاه سرکوب آزادی‌خواهان را به هزار ترفند، توجيه و تفسير می‌کنند بايد گوشه چشمی به آن روزگاران داشته باشند و يادآوری‌های ما نيز از همين روست که چشم‌ها باز شود و تجربه‌ی آن دوره‌ی تاريخی فراموش نشود.
از کسانی که اعتراف کردند، و نه تنها اعتراف کردند بل‌که جهت فکری و فلسفی‌شان را تغيير دادند، زنده‌ياد احسان طبری بود. اين دانشمند مارکسيست که نظريات فلسفی‌اش در سطح جهان سوسياليستی آن روزگار مطرح بود و ديدگاه‌هايش در معتبرترين نشريات علمی و دانشگاهی منتشر می‌شد، خود بر دو واقعيت تاريخی چشم بسته بود: جنايت‌هايی که در دوران بعد از انقلاب بالشويکی در کشور شوراها می‌شد و جنايت‌هايی که بعد از انقلاب اسلامی در کشور خودش می‌شد. همين چشم بستن باعث شد تا او نيز در دام ظلم گرفتار آيد و جهانی را از دانش و معلومات بی‌نظيرش محروم کند.
احسان طبری در زندان، "لابه" و "کژراهه" را نوشت. از کژراهه بيش‌تر از لابه سخن رفته است و کم‌تر کسی می‌داند که در اين مجموعه‌ی مثلا شعر و نثر چه نوشته شده است. دستگاه اطلاعاتی، لابه را در دو جلد منتشر کرد. جلد اول آن نسبت به جلد دوم انسجام بيش‌تری داشت و جلد دوم که پريشان‌گويی‌های بعد از سکته‌ی مغزی طبری را در بر می‌گرفت چنان رسوا و دردناک بود که انتشارش نه تنها برای نظام آبرو نخريد بلکه آبرويی هم اگر داشت به بدترين شکل ممکن بُرد.
نويسنده‌ی "نوشته‌های فلسفی و اجتماعی" را چنان زير فشار شکنجه پــِرِس کردند که چنين گفت و نوشت:
"انقلاب اسلامی در خط سرخ پيش می‌روددر خط سرخ بر زمينه سياه کفررزم‌کنان، سرودخوان، يورش‌براندر سايه پرچم محمدی...بی کجروی بسوی دوزخ چپ يا راست، شرق يا غرببرای رهايی تمام بشر، تمام جهانو يگانگی همه اقوام در اسلامپيش می‌رود" (۱)
اگر کمونيست نباشيم، آيا بايد بر اين "شعر" لبخند بزنيم و آن را تعبير و تفسير کنيم و حرف خود طبری بدانيم و بی‌اعتنا از کنار شکنجه‌ای که منجر به سرودن آن شده است بگذريم، يا اين‌که به عنوان يک "انسان"، -نه يک مسلمان، نه يک کمونيست، نه يک با دين يا بی‌دين-، بايد بر اين ظلم اشک بريزيم و از غم آن بی‌خواب شويم؟ چطور می‌توان اين جملات را خواند و حتی در عين مخالفت با مرام و مسلک ِ طبری آه از نهاد بر نياورد:

"ای خداوند!... اميد است که مشيت تو از عذاب زندگی رهايم سازد و در جهان عدل و رحمتت جايم دهد و مهر تو مظلوميت و حقارت مرا چاره کند (۲).
حال ببينيد که شاعر ِ کاسه‌ليس ِ نظام، حميد سبزواری، مست از پيروزی اسلام بر کفر، در مقدمه‌ی همين کتاب چه دُرّی افشانده است:
"اشعاری که گواه بر دگرگونی انديشه و عمل احسان می‌دهد فراوان است. او می‌خواهد به همه و همه آگاهی دهد که: از همه دعويهای خود خالصانه عدول کرده، با شرمندگی رو به خدا آورده، به اميد عنايتی به در خانه خدای خويش بازگشته است" (۳).
آيا سخنان حميد سبزواری، ما را به ياد بعضی سخنان که اخيرا در باره‌ی اعترافات جهانبگلو زده شد نمی‌اندازد؟
***