چگونه از جنگ با ايران پرهيز شود؟
تحليل کريستين ساينس مانيتور از تلاش هاي صلح جويانه جهاني - پنجشنبه 30 خرداد 1387 [2008.06.19]
جان کي کولي
افزايش علائمي که حاکي ازحمله اسرائيل يا آمريکا به ايران تا قبل از پايان دوره رياست جمهوري جورج بوش است بسياري را در اروپا، خاورميانه و گرداگرد جهان نگران کرده است.
اين شايعات اعم از اينکه واقعي يا بلوف باشند، در زماني رواج يافته اند که احتمال شعله ور شدن آتش جنگ هاي مصيبت بار در خاورميانه، کشته شدن هزاران نفر، رسيدن بهاي نفت به بيش از 200 دلار براي هر بشکه و وقوع رکود جهاني وجود دارد.
گوردون براون نخست وزير انگلستان پس از گفتگو با بوش در جريان سفر اروپايي وي، صريحاً از جنگ سخن نگفت اما از توافق کشورهاي اروپايي در برقراري تحريم هاي مالي جديد عليه تهران خبر داد. بوش هم گفت "همه گزينه ها روي ميز است" و اکنون توپ در زمين تهران است.
بااينحال به نظر مي رسد تهران به سياست ناديده گرفتن خطر تحريم ها ادامه مي دهد.
زمزمه هاي اخير در باره جنگ در حدي فراتر از اظهارات رسمي و به موازات تحريم هاي موجود عليه تهران به گوش مي رسد. شاول موفاز يکي از وزراي کابينه اسرائيل بلافاصله پس از سفر پر سر و صدا به واشنگتن در اوائل ماه جاري به طور علني اعلام کرد حمله اسرائيل به ايران "اجتناب ناپذير" است، مگرآنکه آن کشور فعاليت هاي هسته اي خود را متوقف نمايد.
به گزارش راديو ارتش اسرائيل در اورشليم و برخي وبلاگها و وب سايت هاي آمريکايي، اعضاي هيأت اعزامي بوش به اسرائيل در اواسط ماه مه به مقامات آن کشور اطمينان داده بودند که حمله ايالات متحده به ايران طرح ريزي شده است.
آسيا تايمز هم ماه گذشته اعلام کرد اطلاعات طبقه بندي شده از يک حمله آمريکايي به ستاد فرماندهي سپاه پاسداران ايران- و نه تأسيسات هسته اي- در اختيار دايان فينستين، سناتور دموکرات از کاليفرنيا و ريچارد لوگار سناتور جمهوري خواه از اينديانا قرار گرفته است. به گزارش آن روزنامه هدف از اين حمله نيز "ارسال پيامي" به ايران براي متوقف ساختن پشتيباني از شبه نظاميان ضد آمريکايي در عراق بوده است. هر دو سناتور اين گزارش را قوياً انکار مي کنند.
غرب براي جلوگيري از اظهاراتي اينگونه، مي بايست به مسابقه ايران در کسب تسليحات هسته اي پايان ببخشد، البته اين کار را نه با زور بلکه با ديپلماسي شفاف بايد انجام دهد.
اين بايد شامل گفتگوهاي مستقيم ايران و آمريکا درباره مسائل اساسي باشد که دامنگير روابط آنها از زمان وقوع انقلاب اسلامي و سرنگوني شاه در 1979 و بحران گروگانگيري پس از آن شده است.
يکي از قدم هايي که دولت بوش مي بايست بردارد (اما به احتمال قريب به يقين برنخواهد داشت) ايجاد شفافيت در مقاصد خود در زمينه حضور درازمدت در عراق است. هر دو کشور عراق- به خاطر نگراني از حق حاکميتش- وايران- به دليل نگراني از تهديدهاي نظامي- زير سايه ترس احتمال حضور دائمي پايگاه هاي آمريکايي به سر مي برند.
واقع نگرانه تر اين است که قدرتمندترين و پيشرفته ترين کشورهاي دنيا شامل ايالات متحده، انگلستان، فرانسه، آلمان، ژاپن، روسيه و چين مي بايست همکاري بيشتري از خود با ايران در حوزه انرژي هسته اي و ساير صورت هاي انرژي نشان دهند که در نهايت به کنار گذاشتن غني سازي کنترل نشده اورانيوم و هرگونه برنامه تسليحاتي منجر خواهد شد. هرچند چنين پيشنهاداتي گاه گاه در طول سالهاي گذشته روي ميز مذاکره گذاشته شده، اما اکنون مي تواند با تکرار، بهبود و جزئي تر نمودن آن ها کارآيي بيشتري به آن ها بخشيد.
ايران در ماه مه پيشنهاد رسمي "بسته جامع" خود را به بان کي مون، دبير کل سازمان ملل، ارائه داد؛ اين بسته که گفته مي شد درباره همه مسائل از موضوع هسته اي تا خلع سلاح عمومي و کمک به توافق فلسطين-اسرائيل بحث کرده بود کمتر مورد توجه رسانه هاي غربي قرار گرفت. شايد اگر غرب توجه جدي به آن مي نمود، مي توانست جلوي انزواي فزاينده و خطرناک ايران را بگيرد.
هر دو نامزد رياست جمهوري آمريکا براي فرو نشاندن تنش ها، مي بايست طرح هاي خود از حضور دائم پايگاه هاي ايالات متحده در عراق را آشکار کنند. همانطور که ويليام فاف، تاريخدان آمريکايي، اخيراً نوشته است اصرار بر حضور دائم در عراق، "اين کشور را به کشور اقماري ضدآمريکا تبديل خواهد نمود." اين باعث مي شود که تهران و ساير همسايگان، عراق را به عنوان يک تهديد نگاه کنند و به فعاليت هاي تسليحات هسته اي خود شتاب بخشند.
صداقت ادعاهاي ايران در صلح آميز بودن اهداف اين کشور، با گزارش اخير نهاد ناظر هسته اي سازمان ملل- آژانس بين المللي انرژي هسته اي- زير سوال رفته است.
تحريم هاي چندين ساله ايالات متحده و سازمان ملل نتوانسته سياست هاي ايران را تغيير دهد. چه دليلي وجود دارد که حالا موفق شود؟
بسياري از بانک هاي غربي به درخواست هاي آمريکا در محدوديت ارائه اعتبار به ايران گردن نهاده اند و به واردات محصولات از يخچال گرفته تا اسباب بازي بچه ها ضربه زده اند. اما واردکنندگان ايراني حالا به بانک هاي کوچکتر اروپايي و چيني رو آورده اند. چيزي که ايران فهميده اين است که با وجود همه محدوديت ها، مي تواند موفق شود.
مهمتر از همه اين است که ايران يک قدرت بزرگ منطقه اي است. ايالات متحده با سرنگوني دشمنان اين کشور، صدام حسين و طالبان در افغانستان، از هر دو طرف به ايران کمک کرده و بر قدرتش تا حد فراواني افزوده اند.
ايالات متحده مي تواند با بازگشايي دفتر ديپلماتيک در تهران، کنار گذاشتن تحريم ها به جزء قسمت مربوط به دانش فني نظامي و بهبود پيشنهاد اروپايي-روسي مبني بر انتقال دانش صلح آميز هسته اي تحت نظارت آژانس هسته اي، به فرونشاندن تنش هاي تشديد شده و پيشگيري از وقوع يک جنگ کمک کند.
علاقلانه ترين راه، تشويق سرمايه گذاري (درمقابل ممنوعيت) در صنايع نفت و گاز و ساير صنايع غيرنظامي ايران، تماس مستقيم و برقراري گفتگوهاي سطح بالا با رهبران ايران است.
ما نبايد بيش از اين خود را در گوشه اي گير بياندازيم چرا که نه غرب و نه ايران هيچ راهي براي بيرون آمدن مگر با وقوع يک جنگ نداشته باشند.
منبع: کريستين ساينس مانيتور- 18 ژوئن
تحليل کريستين ساينس مانيتور از تلاش هاي صلح جويانه جهاني - پنجشنبه 30 خرداد 1387 [2008.06.19]
جان کي کولي
افزايش علائمي که حاکي ازحمله اسرائيل يا آمريکا به ايران تا قبل از پايان دوره رياست جمهوري جورج بوش است بسياري را در اروپا، خاورميانه و گرداگرد جهان نگران کرده است.
اين شايعات اعم از اينکه واقعي يا بلوف باشند، در زماني رواج يافته اند که احتمال شعله ور شدن آتش جنگ هاي مصيبت بار در خاورميانه، کشته شدن هزاران نفر، رسيدن بهاي نفت به بيش از 200 دلار براي هر بشکه و وقوع رکود جهاني وجود دارد.
گوردون براون نخست وزير انگلستان پس از گفتگو با بوش در جريان سفر اروپايي وي، صريحاً از جنگ سخن نگفت اما از توافق کشورهاي اروپايي در برقراري تحريم هاي مالي جديد عليه تهران خبر داد. بوش هم گفت "همه گزينه ها روي ميز است" و اکنون توپ در زمين تهران است.
بااينحال به نظر مي رسد تهران به سياست ناديده گرفتن خطر تحريم ها ادامه مي دهد.
زمزمه هاي اخير در باره جنگ در حدي فراتر از اظهارات رسمي و به موازات تحريم هاي موجود عليه تهران به گوش مي رسد. شاول موفاز يکي از وزراي کابينه اسرائيل بلافاصله پس از سفر پر سر و صدا به واشنگتن در اوائل ماه جاري به طور علني اعلام کرد حمله اسرائيل به ايران "اجتناب ناپذير" است، مگرآنکه آن کشور فعاليت هاي هسته اي خود را متوقف نمايد.
به گزارش راديو ارتش اسرائيل در اورشليم و برخي وبلاگها و وب سايت هاي آمريکايي، اعضاي هيأت اعزامي بوش به اسرائيل در اواسط ماه مه به مقامات آن کشور اطمينان داده بودند که حمله ايالات متحده به ايران طرح ريزي شده است.
آسيا تايمز هم ماه گذشته اعلام کرد اطلاعات طبقه بندي شده از يک حمله آمريکايي به ستاد فرماندهي سپاه پاسداران ايران- و نه تأسيسات هسته اي- در اختيار دايان فينستين، سناتور دموکرات از کاليفرنيا و ريچارد لوگار سناتور جمهوري خواه از اينديانا قرار گرفته است. به گزارش آن روزنامه هدف از اين حمله نيز "ارسال پيامي" به ايران براي متوقف ساختن پشتيباني از شبه نظاميان ضد آمريکايي در عراق بوده است. هر دو سناتور اين گزارش را قوياً انکار مي کنند.
غرب براي جلوگيري از اظهاراتي اينگونه، مي بايست به مسابقه ايران در کسب تسليحات هسته اي پايان ببخشد، البته اين کار را نه با زور بلکه با ديپلماسي شفاف بايد انجام دهد.
اين بايد شامل گفتگوهاي مستقيم ايران و آمريکا درباره مسائل اساسي باشد که دامنگير روابط آنها از زمان وقوع انقلاب اسلامي و سرنگوني شاه در 1979 و بحران گروگانگيري پس از آن شده است.
يکي از قدم هايي که دولت بوش مي بايست بردارد (اما به احتمال قريب به يقين برنخواهد داشت) ايجاد شفافيت در مقاصد خود در زمينه حضور درازمدت در عراق است. هر دو کشور عراق- به خاطر نگراني از حق حاکميتش- وايران- به دليل نگراني از تهديدهاي نظامي- زير سايه ترس احتمال حضور دائمي پايگاه هاي آمريکايي به سر مي برند.
واقع نگرانه تر اين است که قدرتمندترين و پيشرفته ترين کشورهاي دنيا شامل ايالات متحده، انگلستان، فرانسه، آلمان، ژاپن، روسيه و چين مي بايست همکاري بيشتري از خود با ايران در حوزه انرژي هسته اي و ساير صورت هاي انرژي نشان دهند که در نهايت به کنار گذاشتن غني سازي کنترل نشده اورانيوم و هرگونه برنامه تسليحاتي منجر خواهد شد. هرچند چنين پيشنهاداتي گاه گاه در طول سالهاي گذشته روي ميز مذاکره گذاشته شده، اما اکنون مي تواند با تکرار، بهبود و جزئي تر نمودن آن ها کارآيي بيشتري به آن ها بخشيد.
ايران در ماه مه پيشنهاد رسمي "بسته جامع" خود را به بان کي مون، دبير کل سازمان ملل، ارائه داد؛ اين بسته که گفته مي شد درباره همه مسائل از موضوع هسته اي تا خلع سلاح عمومي و کمک به توافق فلسطين-اسرائيل بحث کرده بود کمتر مورد توجه رسانه هاي غربي قرار گرفت. شايد اگر غرب توجه جدي به آن مي نمود، مي توانست جلوي انزواي فزاينده و خطرناک ايران را بگيرد.
هر دو نامزد رياست جمهوري آمريکا براي فرو نشاندن تنش ها، مي بايست طرح هاي خود از حضور دائم پايگاه هاي ايالات متحده در عراق را آشکار کنند. همانطور که ويليام فاف، تاريخدان آمريکايي، اخيراً نوشته است اصرار بر حضور دائم در عراق، "اين کشور را به کشور اقماري ضدآمريکا تبديل خواهد نمود." اين باعث مي شود که تهران و ساير همسايگان، عراق را به عنوان يک تهديد نگاه کنند و به فعاليت هاي تسليحات هسته اي خود شتاب بخشند.
صداقت ادعاهاي ايران در صلح آميز بودن اهداف اين کشور، با گزارش اخير نهاد ناظر هسته اي سازمان ملل- آژانس بين المللي انرژي هسته اي- زير سوال رفته است.
تحريم هاي چندين ساله ايالات متحده و سازمان ملل نتوانسته سياست هاي ايران را تغيير دهد. چه دليلي وجود دارد که حالا موفق شود؟
بسياري از بانک هاي غربي به درخواست هاي آمريکا در محدوديت ارائه اعتبار به ايران گردن نهاده اند و به واردات محصولات از يخچال گرفته تا اسباب بازي بچه ها ضربه زده اند. اما واردکنندگان ايراني حالا به بانک هاي کوچکتر اروپايي و چيني رو آورده اند. چيزي که ايران فهميده اين است که با وجود همه محدوديت ها، مي تواند موفق شود.
مهمتر از همه اين است که ايران يک قدرت بزرگ منطقه اي است. ايالات متحده با سرنگوني دشمنان اين کشور، صدام حسين و طالبان در افغانستان، از هر دو طرف به ايران کمک کرده و بر قدرتش تا حد فراواني افزوده اند.
ايالات متحده مي تواند با بازگشايي دفتر ديپلماتيک در تهران، کنار گذاشتن تحريم ها به جزء قسمت مربوط به دانش فني نظامي و بهبود پيشنهاد اروپايي-روسي مبني بر انتقال دانش صلح آميز هسته اي تحت نظارت آژانس هسته اي، به فرونشاندن تنش هاي تشديد شده و پيشگيري از وقوع يک جنگ کمک کند.
علاقلانه ترين راه، تشويق سرمايه گذاري (درمقابل ممنوعيت) در صنايع نفت و گاز و ساير صنايع غيرنظامي ايران، تماس مستقيم و برقراري گفتگوهاي سطح بالا با رهبران ايران است.
ما نبايد بيش از اين خود را در گوشه اي گير بياندازيم چرا که نه غرب و نه ايران هيچ راهي براي بيرون آمدن مگر با وقوع يک جنگ نداشته باشند.
منبع: کريستين ساينس مانيتور- 18 ژوئن
No comments:
Post a Comment