Wednesday, June 18, 2008

چگونه از جنگ با ايران پرهيز شود؟ - تحليل کريستين ساينس مانيتور از تلاش هاي صلح جويانه جهاني

چگونه از جنگ با ايران پرهيز شود؟
تحليل کريستين ساينس مانيتور از تلاش هاي صلح جويانه جهاني - پنجشنبه 30 خرداد 1387 [2008.06.19]
‏‏جان کي کولي ‏
افزايش علائمي که حاکي ازحمله اسرائيل يا آمريکا به ايران تا قبل از پايان دوره رياست جمهوري جورج ‏بوش است بسياري را در اروپا، خاورميانه و گرداگرد جهان نگران کرده است. ‏
اين شايعات اعم از اينکه واقعي يا بلوف باشند، در زماني رواج يافته اند که احتمال شعله ور شدن آتش جنگ ‏هاي مصيبت بار در خاورميانه، کشته شدن هزاران نفر، رسيدن بهاي نفت به بيش از 200 دلار براي هر ‏بشکه و وقوع رکود جهاني وجود دارد. ‏
گوردون براون نخست وزير انگلستان پس از گفتگو با بوش در جريان سفر اروپايي وي، صريحاً از جنگ ‏سخن نگفت اما از توافق کشورهاي اروپايي در برقراري تحريم هاي مالي جديد عليه تهران خبر داد. بوش هم ‏گفت "همه گزينه ها روي ميز است" و اکنون توپ در زمين تهران است. ‏
بااينحال به نظر مي رسد تهران به سياست ناديده گرفتن خطر تحريم ها ادامه مي دهد. ‏
زمزمه هاي اخير در باره جنگ در حدي فراتر از اظهارات رسمي و به موازات تحريم هاي موجود عليه ‏تهران به گوش مي رسد. شاول موفاز يکي از وزراي کابينه اسرائيل بلافاصله پس از سفر پر سر و صدا به ‏واشنگتن در اوائل ماه جاري به طور علني اعلام کرد حمله اسرائيل به ايران "اجتناب ناپذير" است، مگرآنکه ‏آن کشور فعاليت هاي هسته اي خود را متوقف نمايد. ‏
به گزارش راديو ارتش اسرائيل در اورشليم و برخي وبلاگها و وب سايت هاي آمريکايي، اعضاي هيأت ‏اعزامي بوش به اسرائيل در اواسط ماه مه به مقامات آن کشور اطمينان داده بودند که حمله ايالات متحده به ‏ايران طرح ريزي شده است. ‏
آسيا تايمز هم ماه گذشته اعلام کرد اطلاعات طبقه بندي شده از يک حمله آمريکايي به ستاد فرماندهي سپاه ‏پاسداران ايران- و نه تأسيسات هسته اي- در اختيار دايان فينستين، سناتور دموکرات از کاليفرنيا و ريچارد ‏لوگار سناتور جمهوري خواه از اينديانا قرار گرفته است. به گزارش آن روزنامه هدف از اين حمله نيز ‏‏"ارسال پيامي" به ايران براي متوقف ساختن پشتيباني از شبه نظاميان ضد آمريکايي در عراق بوده است. هر ‏دو سناتور اين گزارش را قوياً انکار مي کنند. ‏
غرب براي جلوگيري از اظهاراتي اينگونه، مي بايست به مسابقه ايران در کسب تسليحات هسته اي پايان ‏ببخشد، البته اين کار را نه با زور بلکه با ديپلماسي شفاف بايد انجام دهد. ‏
اين بايد شامل گفتگوهاي مستقيم ايران و آمريکا درباره مسائل اساسي باشد که دامنگير روابط آنها از زمان ‏وقوع انقلاب اسلامي و سرنگوني شاه در 1979 و بحران گروگانگيري پس از آن شده است. ‏
يکي از قدم هايي که دولت بوش مي بايست بردارد (اما به احتمال قريب به يقين برنخواهد داشت) ايجاد شفافيت ‏در مقاصد خود در زمينه حضور درازمدت در عراق است. هر دو کشور عراق- به خاطر نگراني از حق ‏حاکميتش- وايران- به دليل نگراني از تهديدهاي نظامي- زير سايه ترس احتمال حضور دائمي پايگاه هاي ‏آمريکايي به سر مي برند. ‏
واقع نگرانه تر اين است که قدرتمندترين و پيشرفته ترين کشورهاي دنيا شامل ايالات متحده، انگلستان، ‏فرانسه، آلمان، ژاپن، روسيه و چين مي بايست همکاري بيشتري از خود با ايران در حوزه انرژي هسته اي و ‏ساير صورت هاي انرژي نشان دهند که در نهايت به کنار گذاشتن غني سازي کنترل نشده اورانيوم و هرگونه ‏برنامه تسليحاتي‎ ‎‏ منجر خواهد شد. هرچند چنين پيشنهاداتي گاه گاه در طول سالهاي گذشته روي ميز مذاکره ‏گذاشته شده، اما اکنون مي تواند با تکرار، بهبود و جزئي تر نمودن آن ها کارآيي بيشتري به آن ها بخشيد.‏
ايران در ماه مه پيشنهاد رسمي "بسته جامع" خود را به بان کي مون، دبير کل سازمان ملل، ارائه داد؛ اين ‏بسته که گفته مي شد درباره همه مسائل از موضوع هسته اي تا خلع سلاح عمومي و کمک به توافق فلسطين-‏اسرائيل بحث کرده بود کمتر مورد توجه رسانه هاي غربي قرار گرفت. شايد اگر غرب توجه جدي به آن مي ‏نمود، مي توانست جلوي انزواي فزاينده و خطرناک ايران را بگيرد. ‏
هر دو نامزد رياست جمهوري آمريکا براي فرو نشاندن تنش ها، مي بايست طرح هاي خود از حضور دائم ‏پايگاه هاي ايالات متحده در عراق را آشکار کنند. همانطور که ويليام فاف، تاريخدان آمريکايي، اخيراً نوشته ‏است اصرار بر حضور دائم در عراق، "اين کشور را به کشور اقماري ضدآمريکا تبديل خواهد نمود." اين ‏باعث مي شود که تهران و ساير همسايگان، عراق را به عنوان يک تهديد نگاه کنند و به فعاليت هاي تسليحات ‏هسته اي خود شتاب بخشند. ‏
صداقت ادعاهاي ايران در صلح آميز بودن اهداف اين کشور، با گزارش اخير نهاد ناظر هسته اي سازمان ‏ملل- آژانس بين المللي انرژي هسته اي- زير سوال رفته است. ‏
تحريم هاي چندين ساله ايالات متحده و سازمان ملل نتوانسته سياست هاي ايران را تغيير دهد. چه دليلي وجود ‏دارد که حالا موفق شود؟
بسياري از بانک هاي غربي به درخواست هاي آمريکا در محدوديت ارائه اعتبار به ايران گردن نهاده اند و به ‏واردات محصولات از يخچال گرفته تا اسباب بازي بچه ها ضربه زده اند. اما واردکنندگان ايراني حالا به ‏بانک هاي کوچکتر اروپايي و چيني رو آورده اند. چيزي که ايران فهميده اين است که با وجود همه محدوديت ‏ها، مي تواند موفق شود. ‏
مهمتر از همه اين است که ايران يک قدرت بزرگ منطقه اي است. ايالات متحده با سرنگوني دشمنان اين ‏کشور، صدام حسين و طالبان در افغانستان، از هر دو طرف به ايران کمک کرده و بر قدرتش تا حد فراواني ‏افزوده اند.‏
ايالات متحده مي تواند با بازگشايي دفتر ديپلماتيک در تهران، کنار گذاشتن تحريم ها به جزء قسمت مربوط به ‏دانش فني نظامي و بهبود پيشنهاد اروپايي-روسي مبني بر انتقال دانش صلح آميز هسته اي تحت نظارت ‏آژانس هسته اي، به فرونشاندن تنش هاي تشديد شده و پيشگيري از وقوع يک جنگ کمک کند.‏
علاقلانه ترين راه، تشويق سرمايه گذاري (درمقابل ممنوعيت) در صنايع نفت و گاز و ساير صنايع ‏غيرنظامي ايران، تماس مستقيم و برقراري گفتگوهاي سطح بالا با رهبران ايران است.‏
ما نبايد بيش از اين خود را در گوشه اي گير بياندازيم چرا که نه غرب و نه ايران هيچ راهي براي بيرون ‏آمدن مگر با وقوع يک جنگ نداشته باشند. ‏
منبع: کريستين ساينس مانيتور- 18 ژوئن

No comments: