به نوشته تايم:
از زمزمه محاصره تا فرياد جنگ
از زمزمه محاصره تا فرياد جنگ
roozonline
برايان بنت، اسکات مک لئود، آزاده معاوني، جيمز گراف
درگيري ديگر چندان بعيد نيست. در اين مقاله به چگونگي جنگ آمريكا با ايران و هزينه سنگين پيروزي در اين جنگ ميپردازيم.
اولين پيام عادي بود: امريه "آمادگي براي حركت" براي يك زيردريايي، يك رزمناو، دو ناو مينجمعكن و دو ناو مينياب. به آنها دستور داده شده براي حركت در روز اول ماه اكتبر آماده باشند. سروصداي اين پيامها در نيروي دريايي بيش از حد عادي بود، زيرا فرماندهي نيروي دريايي همزمان خواسته بود كه نقشههاي از پيشتهيه شده براي محاصره دريايي دو بندر نفتي ايران در خليج فارس مورد بازنگري قرار بگيرد.
چه خبر است؟ اين دو امريه سرنخهاي گيج كنندهاي را بدست ميدهد. در دنيا جاهاي معدودي است كه ناو مينروب ميتواند در صدر درخواستهاي نيروي دريايي باشد. و همه ميدانند كه در راس همه آنها تنگه هرمز در خليج فارس است كه 40 درصد نفت جهان از آن ميگذرد. درخواست بازنگري طرح محاصره نيز به معني آن است كه آمريكا احتمالا در حال آماده شدن براي جنگ با ايران است.
هيچكس نميداند كه آيا درگيري نظامي با تهران تصويب خواهد شد يا نه. به گفته يك مقام پنتاگون "طراحان نظامي مدام در حال طراحي هستند"، طرحهايي كه بيشتر آنها هرگز به مرحله اجرا نميرسند. وقتي از يك مقام ديگر در مورد امريهها پرسيديم گفت كه نيروي دريايي به اقدامات "تجسسي و شناسايي" خود در خليج فارس افزوده است، يك اقدام احتياطي پس از شليك موشك زمين به دريا در مانور دوهفتهاي ايران. همه شواهد حكايت از آن دارد كه به دليل فعاليت مشكوك تسليحات اتمي ايران، تهديدهاي آن كشور عليه اسرائيل و تبديل شدن به قدرتي مسلط در نفتخيزترين منطقه جهان، احتمالا درگيري با ايران غيرقابل اجتناب است. رئيس سرفرماندهي آمريكا، ژنرال جان ابيزيد، در اين ماه تمامي فرماندهان را به كنفرانسي دعوت كرده كه ايران در دستور كار آن قرار دارد.
اين واقعيت كه دوطرف در صورت درگيري متحمل خسارتهاي سنگين خواهند شد به معني آن نيست كه آنها در سراشيبي جنگ نخواهند لغزيد. و با وجود تمامي ادله ضد جنگ، ميتوان به بسياري از شواهد آشكار بالا گرفتن كار رويارويي ايران و آمريكا خيلي زودتر از آنچه كه بسياري تصور ميكنند اشاره كرد. علي انصاري ميگويد "فعلا ما در راه جنگ حركت ميكنيم."
اما اين جنگ چگونه خواهد بود؟ مصاحبه با ده ها متخصص و مقامات دولتي در واشنگتن، تهران و خاورميانه تصوير تكاندهندهاي را ارائه ميدهد: شانس زيادي براي پيروزي در اين جنگ وجود دارد، اما با هزينهاي بسيار بالا. آمريكا و متحدانش بايد محاسبه دردآوري را انجام دهند: آيا هزينه رويارويي نظامي با ايران از خطرات زيستن با ايراني اتمي بيشتر است؟ و آيا رژيم بنيادگراي تهران را ميتوان با چيزي كمتر از جنگ متقاعد نمود؟
راه جنگ
شكل گيري بحران ايران سالها طول كشيده است. رئيس جمهور احمدينژاد در ماههاي اخير با سفرهاي داخلي خود حق ايران براي برنامه اتمي را به هدفي ملي تبديل كرده و در حال تحكيم موقعيت افراطي خود ميان سپاه پاسداران است. به گفته ناصر هاديان "رهبران ايران متاثر از گذشته پرافتخار ايران و معتقد به نقش اساسي اين كشور در جهان هستند."
اما برنامه اتمي تنها نگراني آمريكا در مورد ايران نيست. تهران هم مليگرايي داخلي را دامن ميزند و هم بشدت موقعيت خود در منطقه تحكيم را ميكند. حمايت تهران از حزبالله باعث برهم خوردن تعادل قوا در منطقه شده است. شواهد بسياري در دست است كه ايران حزبالله را تحريك به جنگ كرده است. پس از آنكه كار جنگ حزبالله و اسرائيل به بنبست كشيد، واشنگتن ايران را در مركز توجه خود قرار داد.
با تمام تلاش هاي ديپلماتيك خانم رايس، هنوز غرب نتوانسته ايران را مجبور به پذيرش درخواستهاي خود نمايد. زمان طولانياي كه براي دادن پاسخ صرف شد و پاسخ رسمي نصفه نيمهاي كه ايران داد حكايت از قصد تهران به ايستادگي دارد. به گفته يك ديپلمات آمريكايي "ايرانيان مذاكرهكنندگان زيركي هستند." اين به معني حتمي بودن جنگ نيست. اما آمريكا و متحدانش بايد با انتخاب نهايي خود روبرو شوند. دولت بوش گفته كه ايران اتمي را تحمل نخواهد كرد. محافل نظامي پيرامون مكان و زمان خطر قرمز بحث ميكنند. از ديدگاه متخصصان منع گسترش، اين خط قرمز زماني است كه ايران به اندازه نياز براي ساخت يك بمب اتمي اورانيوم غني شده داشته باشد. متخصصان ميگويند فاصله ايران با اين خط قرمز فقط يك سال است.
آيا حمله كارساز است؟ پاسخ مثبت و منفي است. صحبت فقط از حمله هوايي به تاسيسات اتمي ايران است. تعداد اين تاسيسات بين 18 تا 30 است. يك مقام پنتاگون به 1500 هدف اشاره ميكند و اين نيازمند بكارگيري تمامي انواع هواپيماهاي آمريكاست. بمبهاي هدايتشونده و ليزري بيشتر پناهگاهها را درهم خواهد شكست، اما در بعضي از موارد بايد بمباران چندين بار تكرار شود تا هدف بكلي نابود گردد. چنين حملهاي نميتواند بدون درد انجام شود و تلفات غيرنظامي حتمي است. اثر يك جنگ چند روزه بر حاكمان ايران بسيار شديد خواهد بود و آنها را در ادامه راه اتمي به فكر خواهد انداخت.
پس از آن چه خواهد شد؟ به گفته ژنرال بازنشسته آنتوني زيني، "مسئله بر سر اين نيست كه آيا اين حمله موفقيتآميز خواهد بود يا نه. اين حمله تا اندازهاي موفقيتآميز خواهد بود. اما آيا براي پيامدهاي آن آماده هستيد؟"
براساس يك بازي كامپيوتري، جنگ آمريكا با ايران، بركنار از ميزان موفقيت آن، پاتكهايي را از طرف ايران به همراه ميآورد. اولين پاتك تروريسم است. حمله حزبالله به اسرائيل براي كشاندن آن كشور به جنگ و بسيج عمومي در داخل.
دومين پاتك ايجاد بلوا در دو كشور همسايه عراق و افغانستان است. پاتك بعدي نفت است. ايران با كاشتن مين ميتواند تنگه هرمز را ببندد و قيمت نفت را به بالاي 100 دلار برساند.
اين پاتكها ميتوانند ماموريت محدود آمريكا را تبديل به ماموريتي پيچيده براي تغيير رژيم ايران نمايد، اعتبار آمريكا را تهديد كند و منجر به ورود سربازان آمريكايي به ايران شود.
آيا ميتوان جلوي آنرا گرفت؟
دنيا چه گزينههايي براي پرهيز از اين جنگ دارد؟ يك راه پذيرفتن ايران اتمي است، اما اين راه منجر به مسابقه تسليحاتي در منطقه خواهد شد. آمريكا تمام تلاش خود را ميكند تا ايران را از رفتن به اين راه بازدارد. به گفته يك مقام دولتي "تمام سعي ما جلوگيري از حالت انتخاب بين ايران اتمي و جنگ است. تنها اميد ما ديپلماسي است." خانم رايس و مشاورانش پويندگان اين راهند، و اميدوارند ايران را آنقدر پايبند مجموعهاي از تعليقها، تاخيرها و مذاكرات نمايند تا جناحي واقعگرا در تهران به قدرت برسد.
اما اين بيشتر به دعا شبيه است تا استراتژي. به نظر يك مدير سابق سيا: "فكر نميكنم هرگز يك ايراني ميانهرو ديده باشم، به ويژه در راس حكومت." در صورتي كه تحريمها عمل نكند، تنها راه باقي مانده، بغير از جنگ، مذاكره مستقيم و اعطاي امتياز به ايران است. اما به گفته يك استاد دانشگاه در تهران "بياعتمادي چنان عميق است كه بنظر نميرسد چنين چيزي امكانپذير باشد."
اين بياعتمادي هرچه بيشتر درحال عميق شدن است. اگر آمريكا و متحدانش و ايران نتوانند راهي براي عملكرد ديپلماسي بيابند، زمزمه محاصره و مينروبها به فرياد جنگ در خليج فارس تبديل خواهد شد. و تجربه آمريكا در پنج سال گذشته ميگويد: جنگ خاورميانه زياد طبق برنامه پيش نميرود.
منبع: مجله تايم، 25 سپتامبر 2006
برايان بنت، اسکات مک لئود، آزاده معاوني، جيمز گراف
درگيري ديگر چندان بعيد نيست. در اين مقاله به چگونگي جنگ آمريكا با ايران و هزينه سنگين پيروزي در اين جنگ ميپردازيم.
اولين پيام عادي بود: امريه "آمادگي براي حركت" براي يك زيردريايي، يك رزمناو، دو ناو مينجمعكن و دو ناو مينياب. به آنها دستور داده شده براي حركت در روز اول ماه اكتبر آماده باشند. سروصداي اين پيامها در نيروي دريايي بيش از حد عادي بود، زيرا فرماندهي نيروي دريايي همزمان خواسته بود كه نقشههاي از پيشتهيه شده براي محاصره دريايي دو بندر نفتي ايران در خليج فارس مورد بازنگري قرار بگيرد.
چه خبر است؟ اين دو امريه سرنخهاي گيج كنندهاي را بدست ميدهد. در دنيا جاهاي معدودي است كه ناو مينروب ميتواند در صدر درخواستهاي نيروي دريايي باشد. و همه ميدانند كه در راس همه آنها تنگه هرمز در خليج فارس است كه 40 درصد نفت جهان از آن ميگذرد. درخواست بازنگري طرح محاصره نيز به معني آن است كه آمريكا احتمالا در حال آماده شدن براي جنگ با ايران است.
هيچكس نميداند كه آيا درگيري نظامي با تهران تصويب خواهد شد يا نه. به گفته يك مقام پنتاگون "طراحان نظامي مدام در حال طراحي هستند"، طرحهايي كه بيشتر آنها هرگز به مرحله اجرا نميرسند. وقتي از يك مقام ديگر در مورد امريهها پرسيديم گفت كه نيروي دريايي به اقدامات "تجسسي و شناسايي" خود در خليج فارس افزوده است، يك اقدام احتياطي پس از شليك موشك زمين به دريا در مانور دوهفتهاي ايران. همه شواهد حكايت از آن دارد كه به دليل فعاليت مشكوك تسليحات اتمي ايران، تهديدهاي آن كشور عليه اسرائيل و تبديل شدن به قدرتي مسلط در نفتخيزترين منطقه جهان، احتمالا درگيري با ايران غيرقابل اجتناب است. رئيس سرفرماندهي آمريكا، ژنرال جان ابيزيد، در اين ماه تمامي فرماندهان را به كنفرانسي دعوت كرده كه ايران در دستور كار آن قرار دارد.
اين واقعيت كه دوطرف در صورت درگيري متحمل خسارتهاي سنگين خواهند شد به معني آن نيست كه آنها در سراشيبي جنگ نخواهند لغزيد. و با وجود تمامي ادله ضد جنگ، ميتوان به بسياري از شواهد آشكار بالا گرفتن كار رويارويي ايران و آمريكا خيلي زودتر از آنچه كه بسياري تصور ميكنند اشاره كرد. علي انصاري ميگويد "فعلا ما در راه جنگ حركت ميكنيم."
اما اين جنگ چگونه خواهد بود؟ مصاحبه با ده ها متخصص و مقامات دولتي در واشنگتن، تهران و خاورميانه تصوير تكاندهندهاي را ارائه ميدهد: شانس زيادي براي پيروزي در اين جنگ وجود دارد، اما با هزينهاي بسيار بالا. آمريكا و متحدانش بايد محاسبه دردآوري را انجام دهند: آيا هزينه رويارويي نظامي با ايران از خطرات زيستن با ايراني اتمي بيشتر است؟ و آيا رژيم بنيادگراي تهران را ميتوان با چيزي كمتر از جنگ متقاعد نمود؟
راه جنگ
شكل گيري بحران ايران سالها طول كشيده است. رئيس جمهور احمدينژاد در ماههاي اخير با سفرهاي داخلي خود حق ايران براي برنامه اتمي را به هدفي ملي تبديل كرده و در حال تحكيم موقعيت افراطي خود ميان سپاه پاسداران است. به گفته ناصر هاديان "رهبران ايران متاثر از گذشته پرافتخار ايران و معتقد به نقش اساسي اين كشور در جهان هستند."
اما برنامه اتمي تنها نگراني آمريكا در مورد ايران نيست. تهران هم مليگرايي داخلي را دامن ميزند و هم بشدت موقعيت خود در منطقه تحكيم را ميكند. حمايت تهران از حزبالله باعث برهم خوردن تعادل قوا در منطقه شده است. شواهد بسياري در دست است كه ايران حزبالله را تحريك به جنگ كرده است. پس از آنكه كار جنگ حزبالله و اسرائيل به بنبست كشيد، واشنگتن ايران را در مركز توجه خود قرار داد.
با تمام تلاش هاي ديپلماتيك خانم رايس، هنوز غرب نتوانسته ايران را مجبور به پذيرش درخواستهاي خود نمايد. زمان طولانياي كه براي دادن پاسخ صرف شد و پاسخ رسمي نصفه نيمهاي كه ايران داد حكايت از قصد تهران به ايستادگي دارد. به گفته يك ديپلمات آمريكايي "ايرانيان مذاكرهكنندگان زيركي هستند." اين به معني حتمي بودن جنگ نيست. اما آمريكا و متحدانش بايد با انتخاب نهايي خود روبرو شوند. دولت بوش گفته كه ايران اتمي را تحمل نخواهد كرد. محافل نظامي پيرامون مكان و زمان خطر قرمز بحث ميكنند. از ديدگاه متخصصان منع گسترش، اين خط قرمز زماني است كه ايران به اندازه نياز براي ساخت يك بمب اتمي اورانيوم غني شده داشته باشد. متخصصان ميگويند فاصله ايران با اين خط قرمز فقط يك سال است.
آيا حمله كارساز است؟ پاسخ مثبت و منفي است. صحبت فقط از حمله هوايي به تاسيسات اتمي ايران است. تعداد اين تاسيسات بين 18 تا 30 است. يك مقام پنتاگون به 1500 هدف اشاره ميكند و اين نيازمند بكارگيري تمامي انواع هواپيماهاي آمريكاست. بمبهاي هدايتشونده و ليزري بيشتر پناهگاهها را درهم خواهد شكست، اما در بعضي از موارد بايد بمباران چندين بار تكرار شود تا هدف بكلي نابود گردد. چنين حملهاي نميتواند بدون درد انجام شود و تلفات غيرنظامي حتمي است. اثر يك جنگ چند روزه بر حاكمان ايران بسيار شديد خواهد بود و آنها را در ادامه راه اتمي به فكر خواهد انداخت.
پس از آن چه خواهد شد؟ به گفته ژنرال بازنشسته آنتوني زيني، "مسئله بر سر اين نيست كه آيا اين حمله موفقيتآميز خواهد بود يا نه. اين حمله تا اندازهاي موفقيتآميز خواهد بود. اما آيا براي پيامدهاي آن آماده هستيد؟"
براساس يك بازي كامپيوتري، جنگ آمريكا با ايران، بركنار از ميزان موفقيت آن، پاتكهايي را از طرف ايران به همراه ميآورد. اولين پاتك تروريسم است. حمله حزبالله به اسرائيل براي كشاندن آن كشور به جنگ و بسيج عمومي در داخل.
دومين پاتك ايجاد بلوا در دو كشور همسايه عراق و افغانستان است. پاتك بعدي نفت است. ايران با كاشتن مين ميتواند تنگه هرمز را ببندد و قيمت نفت را به بالاي 100 دلار برساند.
اين پاتكها ميتوانند ماموريت محدود آمريكا را تبديل به ماموريتي پيچيده براي تغيير رژيم ايران نمايد، اعتبار آمريكا را تهديد كند و منجر به ورود سربازان آمريكايي به ايران شود.
آيا ميتوان جلوي آنرا گرفت؟
دنيا چه گزينههايي براي پرهيز از اين جنگ دارد؟ يك راه پذيرفتن ايران اتمي است، اما اين راه منجر به مسابقه تسليحاتي در منطقه خواهد شد. آمريكا تمام تلاش خود را ميكند تا ايران را از رفتن به اين راه بازدارد. به گفته يك مقام دولتي "تمام سعي ما جلوگيري از حالت انتخاب بين ايران اتمي و جنگ است. تنها اميد ما ديپلماسي است." خانم رايس و مشاورانش پويندگان اين راهند، و اميدوارند ايران را آنقدر پايبند مجموعهاي از تعليقها، تاخيرها و مذاكرات نمايند تا جناحي واقعگرا در تهران به قدرت برسد.
اما اين بيشتر به دعا شبيه است تا استراتژي. به نظر يك مدير سابق سيا: "فكر نميكنم هرگز يك ايراني ميانهرو ديده باشم، به ويژه در راس حكومت." در صورتي كه تحريمها عمل نكند، تنها راه باقي مانده، بغير از جنگ، مذاكره مستقيم و اعطاي امتياز به ايران است. اما به گفته يك استاد دانشگاه در تهران "بياعتمادي چنان عميق است كه بنظر نميرسد چنين چيزي امكانپذير باشد."
اين بياعتمادي هرچه بيشتر درحال عميق شدن است. اگر آمريكا و متحدانش و ايران نتوانند راهي براي عملكرد ديپلماسي بيابند، زمزمه محاصره و مينروبها به فرياد جنگ در خليج فارس تبديل خواهد شد. و تجربه آمريكا در پنج سال گذشته ميگويد: جنگ خاورميانه زياد طبق برنامه پيش نميرود.
منبع: مجله تايم، 25 سپتامبر 2006
No comments:
Post a Comment