منبع : زود دویچه سایتونگ
تاریخ : 06/09/29
میعاادگاه : تهران
اروپا و آمریکا میتوانند با نزدیک شدن بهم ،در بحران اتمی ایران با نقشهای منفاوت تاثیر گزار باشند
نویسنده John Hulsman
دولت بوش در حالیکه در پنج سال گذشته با مسائل بسیاری در منطقه خاورمیانه در گیر بوده، اما کمتر راجع به آن اندیشیده بود.این امر باعث بوجود آمدن مصیبت های زیادی برایمان شده است.
دستاورد انقلاب لبنان تماما دود شد و به هوا رفت.اسرائیل موفق نشده بر حزب الله در یک جنگ خانه به خانه کوتاه مدت پیروز گردد.در عوض این حزب از حمایت جهان عرب بهره مند گردید.ایران بگونه ای موفقیت آمیز از خواست جهانی سر باز زده و با سرعت برنامه تولید سلاح اتمی اش را به پیش میبرد.طالبان مجددأ به افغانستان باز گشته و علاوه بر این بن لادن در مرز های پاکستان همچنان فعال است.اعتبار بین المللی آمریکا به پائین ترین سطح خود نسبت به هر زمان دیگری از گذشته رسیده است.همه چیز واقعا خیلی تاریک و شوم بنظر میرسد.
اما ما نمیتوانیم مایوس شویم و یا آنچنانکه در اروپا در اغلب موارد مرسوم است،بی عمل و نیش دار به پروسه های سیاسی نوک بزنیم. این کافی نیست که همواره آه حسرت کشیده و بگوئیم که :"آمریکائیان کار را خراب کردند وما موضوع را به خودشان واگذار میکنیم"
ما باید همگی مان یک دور جدید ی بگیریم ،یک دور جدید دیگری.ما احتیاجی نداریم که در جلسات 35 روزه راجع به این بحث کنیم که" آمریکا به کجا میرود"بهتر است راجع به مسائل واقعی گفتگو کنیم و راه حل برایشان در بیاوریم.
درست همانگونه که این روابط در روزهای طلائی زمان ترومن و آیزنهاور عمل میکرد : روابط وقتیکه ما با مسائل نو و جدید درگیر میشدیم رشد وتوسعه پیدا میکرد.بطور مثال ناتو:در ابتدا این ارگان یک تضمین هسته ای برای اروپای غربی را بنمایش میگذاشت.بعد از جنگ کره همه به این نتیجه رسیدند که ناتو یعنی همچنین حضور نظامی ارتش آمریکا در اروپا و بیش از همه در آلمان.بدین گونه اتحاد در یک دنیای واقعی شکل میگیرد. اگر ما بر روی مسئله ای متمرکز شویم،میتوانیم به نتایجی دست پیدا کنیم.اگر ما بتوانیم بر روی یک سیاست مشترک در مقابل ایران متحد شویم، میتوانیم مجموعه اتحادیه کشورهای دوسمت اقیانوس را، اگرکه بتوانیم ثابت کنیم که در شرایطی که جهان دچار تهدید امنیتی است،این اتحادیه در موقعیتی قرار دارد که کمکار باشد،میتوانیم بار دیگر آنرا دوباره زنده کنیم.
مشکل ایران اینستکه هیچ اپوزیسیون واقعا خوبی ندارد.ما با نوع آهسته ای از بحران موشکی کوبا سروکار داریم.
در حال حاضر دو سناریودر مورد ایران وجود داردکه هر دو وحشتناک هستند.
1-فرض کنیم که ما دست به اقدام بزنیم.معنی آن از نظر آمریکائیان یعنی بمباران-نتایج احتمالی آن چه خواهد بود؟
اولا-ما نمیتوانیم تمام ظرفیت هسته ای ایران را نابود کنیم .ایران دارای 125 مرکز هسته ای و مطمئنا تعداد بیشتری که ما نمیشناسیم است.
دوما-خیلی از این مراکزدر زیرزمین قرار دارد.آیا باید بمبهای ضد پناهگاه اسنفاده شود؟ این یعنی بکار گیری بمب هسته ای که بهیچ وجه ایده خوبی نیست.
سوما-ایرانیها عمدا این مراکز را در مناطق مسکونی ایجاد کردند .سلاحهای هوائی ما خیلی عالی هستند اما بعضی وقتها آنها به هدف اصابت نمکنند.و هزاران کشته بوجود خواهد آمد.و من به CNN کشیده خواهم شد تا از من بپرسند،
آیا من میخواهم که بچه ها کشته شوند؟
چهارما- به تمامی نئو محافظه کاران که خواهان دمکراتیزه کردن منطقه هستند باید گفت که این اساسا استراتژی سیاسی موثری نیست که کسانی را که میخواهید در این زمینه قانع کنید،همزمان آنها را بمباران نمائید.این بزرگترین فاجعه دیپلماسی است که من میتوانم تصور کنم.
2-اگر ما دست به اقدامی نزنیم و کاری نکنیم.این سناریو البته زنگ زد ه و از دور خارج نیست.اگر ایران به سلاح هسته ای دست یابد،کشورهای مصر،عربستان،ترکیه هم بدنبال آن خواهند رفت.ناگهان ما در خاورمیانه یک دنیای مجهز شده به سلاح هسته ای خواهیم داشت.و چون این شیوه اسرائیل نیست که آنجا بنشیند و به این باور داشته باشد که بقیه جهان از او حفاظت خواهند کرد، خیلی سریع در منطقه بین دشمنان قسم خورده درگیری بوجود خواهد آمد که حالا دیگر سلاح هسته ای هم دارند.
پس باید چکار کرد؟این کاملا ذهنی و خیالی است که در باره یک راه حل جامع و یا تعویض رژیم صحبت شود.
در یک معامله بزرگ که ما بتوانیم همه مشکلاتمان را با ایرانیها حل کنیم اگرشانس بیاوریم دهها سال طول خواهد کشید.ولی ما چند دهه وقت نداریم.
در مورد چشم انداز تعغیر رژیم ،دانشجویان و مخالفان ملا ها هم خواهان بمب اتمی و یا دست کم امکان بدست آوردن آن هستند.آنها میگویند که ما در احاطه ارتش آمریکا که در عراق و افغانستان مستقر میباشند هستیم همچنین هند و پاکستان هم سلاح هسته ای دارند چرا ما آنرا نداشته باشیم؟از نظر آنها هرگونه دلیل درست و منطقی هم رد شده است.
در این نقطه است که اروپائیان برگ برنده را در دست دارند،و آنهم قطع و تعلیق همه سرمایه گذاریهایشان است.چنین اقدامی ، کشوری را که میبایست سالانه 600000 امکان شغلی ایجاد کند را سریعا به زانو در خواهد آورد.آمریکا بدلیل اینکه در این زمینه ابزاری در اختیار ندارد فاقد قدرت مانور در برابر ایران است.حقیقت مضحک در این زمینه اینست که دولت بوش باید نان قندی بر روی میز بگذارد ، و اروپائیان هم شلاق را همیشه آماده نگه دارند.
شناسائی دیپلماتیک ،تجارت وبازرگانی ،و مسئله ای که ایرانیها در هر شرایطی آنرا از ما خواستار میشدند،یعنی نضمین امنیتی باید به آنها داده شود.ما باید روی تمامی حروف و کلمات قرارداد منع گسترش سلاح هسته ای اندیشه کرده و به ایران اجازه کاملا محدود انجام غنی سازی را بدهیم.البته با این شرط که پنج عضو دائمی شورای امنیت پیشاپیش بر روی اقدامات بعدی شان،در صورتیکه ایران زیر قولش زده و بدنبال استفاده نظامی از آن برود متحد شوند.
امریکا باید صادقانه به شرکایش بانصمام روسیه و چین بگوید که ما صادقانه به این امر تن میدهیم و ما از تعویض رژیم حرفی نمیزنیم. ولی شماها هم ،اگر ایران بر روی قولش پایبند نبودباید جدی باشید. در صورتیکه نبودید،در آن صورت
آمریکا خواهد دانست که شما تمایل کمی دارید تااز یک نظم صلح آمیز جهانی حمایت کنید. و ابن مسئله عواقب خاص خودش را بهمراه خواهد آورد.
این سیاست میتواند اتحاد کشورهای دو طرف اقیانوس را دوباره زنده کند،زیرا که از یک تمایل مثبت در درون آمریکا هم حمایت میکند.اروپائیان باید بدانند که با آمریکائی سروکار دارند که با وجود داشتن تجربه آیزنهاور-ترومن،بعد از11 سپتامبر نتوانست به یک سطح قابل قبولی جدیدی دست پیدا نکرد.
نئو محافطه کاران شکست خوردند،اما بهیج وجه هنوز از دور خارج نشدند. اگر اکنون اروپائیان وارد یک دیالوگ اکتیو با آمریکائیان بشوند،قلب و دستان هرجمهوری خواهی که سیاست خارجی آیزنهاور و بوش پدر را تصدیق میکند،و همچنین هر دمکراتی که ترومن و کندی را ارج میگذارد را بدست خواهند آورد. بنابراین حالا دیگر بشما مربوط
است.
نویسنده مقاله عضو انجمن آلمانی برای سیاست خارجی بوده و مسئولیت شان درزمینه اروپا،آمریکا و خاورمیانه میباشد.
No comments:
Post a Comment