Thursday, August 03, 2006

از جمعه تا جمعه در ایران69

سلامی چو بوی خوش آشنا

قطعنامه ی 1696

سرانجام شواری امنیت ملل متحد با صدور نخستین قطعنامه ی خود, از دیکتاتوری مذهبی خواست تا به رای جامعه جهانی گردن نهاده و تمام فعالیت‌های مربوط به غنی‌سازی اورانیوم، از جمله فعالیت‌های تحقیقاتی را ظرف یکماه متوقف سازد. در قطعنامه ی صادره که با اکثریت آرا بتصویب رسید, آمده است که در صورت تخطی رژیم آخوندی از این قطعنامه روند جریانات به اعمال تحریم‌های اقتصادی و سیاسی کشیده خواهد شد. همچنین ملل متحد از تمامی کشورها خواستار آن گردید تا از انتقال کالا هایی با مصارف دوگانه یعنی آندسته از تکنولوژِی که رژیم آخوندی برای ساختن بمب و حمل موشکی میتواند استفاده نماید, خودداری ورزند.
تلويزيون سي.ان.ان در گزارشي میگوید: همانطور كه انتظار مي رفت شوراي امنيت قطعنامه يي تصويب كرد كه به ايران ضرب الاجلي داده تا غني سازي اتمي را تا پايان ماه ا وت متوقف سازد. ايران به بسته مشوقهاي بين المللي جواب نداد. اعضاي شورا با رأي 14 به 1 به نفع اين قطعنامه رأي دادند. پيشنويس اين قطعنامه توسط فرانسه، بريتانيا و آلمان تهيه شده بود. اين قطعنامه گفته است كه اگر ايران متابعت نكند شوراي امنيت اقدامات مناسب را در نظر خواهد گرفت. اين اولين قطعنامه در مورد ايران است كه قدرت اجرايي دارد و تهديد كرده است كه تحريمها را در نظر مي گيرد.,,
مشارکت و رای تمایل کشورهای طرفدار رژیم در صدور این قطعنامه خود نیز از جمله تحولات اخیر می باشد. در حالیکه روسیه و چین بکرات از هرگونه همکاری در راه صدور قطعنامه ئی علیه رژیم خود داری میکردند, در اجلاس اخیر شورای امنیت , سرانجام در پی فشارهای غرب, آنان نیز به جرگه ی موافقان پیوسته و نشان دادند که منافع طولانی مدت برای این دوکشور, نه در راستای طرح های دیوانه وار آخوندی و تولید سلاح اتمی بدست مشتی قدرت پست نهفته است, بلکه منافع دراز مدت برای ایندو کشور در رابطه با غرب و همکاری با آنان است. این خود یکی از تحولات عمده در پی صدور قطعنامه می باشد و مبنائی است تا با آن بتوان قدمهای احتمالی بعدی را پیش بینی نمود.
بی بی سی در این رابطه میگوید: ,, بعضی از مسئولان پرونده هسته ای ايران اميدوار بودند که روسيه و چين بتوانند تعريف جديدی از تعليق غنی سازی اورانيوم به اعضای ديگر شورای امنيت بقبولانند و در نتيجه جمهوری اسلامی با کوتاه آمدن در مورد تعليق غنی سازی در مقياس بزرگ حداقل برای حفظ آبرو و راضی نگهداشتن طرفداران خود بتواند غنی سازی در سطح کوچک و تحقيقی را ادامه دهد. ,,
رژیم که به عمد سیاست خرید زمان و کش دادن اوضاع را در دستور کار خود قرار داده بود و به یمن آتش افروزی ها در لبنان هرگز تصور صدور قطعنامه , آنهم در این اوضاع و احوال را نداشت. آخوندها بر این باور بودند که اکنون جهان با معضل بزرگتری دست به گریبان است و بطور اصولی توان حل دو تضاد آنهم در منطقه ی مهمی مانند خاورمیانه را دارا نمی باشد. یعنی با براه انداختن جنگ افروزی در لبنان و به کشتن دادن مردم بیگناه این کشور, تلاش داشت تا مسئله اتمی و پروژکتورهای بین الملل را هرچه بیشتر و بیشتر بروی پروژه های اتمی اش کم نور تر نماید. عدم پاسخ نهائی به بسته ی پیشنهادی از سوی کشورهای 5 بعلاوه 1 نیز با همین بینش و به عمد به تاخیر انداخته میشد. دیپلماسی کودن و جنگ افروز آخوندی بر این باور بود که با پیدایش جنگی همه جانبه در خاورمیانه و انحراف نگاهها به لبنان , اکنون با خیال راحت میتواند در خفا و با خریدن وقت زرادخانه ی اتمی را شتاب بیشتر بخشیده و با خیالی آسوه بدنبال ,, معبود ,, خود, همانا بمب اتم باشد.
اما پاسخ رژیم به این شوک چه بود. جلالي مخبر كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي رژیم در واكنش به تصويب قطعنامه‌ي شوراي امنيت می گوید: قطعنامه‌ي شوراي امنيت مورد پذيرش ما نيست و اين قطعنامه فضا را به سمتي مي‌برد كه به نفع هيچ‌كس نخواهد بود. آمريكايي‌ها مطمئن باشند كه ايران بازي برد - باخت را نخواهد پذيرفت و اگر قرار باشد در اين بازي بازنده‌اي وجود داشته باشد، بازنده كساني هستند كه مسير پرونده‌ي ايران را از راه گفتگو و حركت مصالحه‌جويانه خارج كرده باشند.,,
بهرحال اکنون توپ در زمین ولی فقیه ارتجاع است و این رژیم است که یا باید از عربده کشی و باج خواهی از مردم ایران وجهانیان دست بردارد و جام زهر دیگری نوش جان نماید و یا بر همین بستر به مانند ماشینی که ترمز اش بریده و در جاده ی سقوط قرار دارد, تا به آخر بر طبل اتمی بکوبد. از ظواهر امر چنین بر می آید که آخوندها از سر ناچاری و آبروباختگی راه دوم را همچان در دستور کار دارند. از واکنش های هراس آلود پاسدار احمدی نژاد در راستای رد قطعنامه و دیگر مقامات ریز و درشت آخوندی میتوان نتیجه گرفت که استفاده از بند 41 منشور ملل متحد علیه رژیم آخوندی روز بروز جدی تر میگردد.

جنگ افروزی آخوندی در لبنان

سرانجام دولت پاسدار احمدی نژاد به دستور ولی فقیه ارتجاع مذهبی حاکم بر ایران آن کاری که نباید میکرد, انجام داد و منطقه را به جنگ حانمان سوزی دیگر سوق داد. اگر تا سال گذشته کسی تهدید های رژیم را برای بحرانی کردن منطقه را باور نمیکرد و به آن با دیده ی شک و تردید ناه مینمود, اکنون دیگر بر همگان ثابت شده است که با آمدن پاسدار احمدی نژاد , رژیم به جهان و کشورهای منطقه ئی اعلان جنگ داده است. این جنگ اکنون در سه جبهه خود را به نمایش گذاشته است. نخست اتمی, دوم جبهه ی عراق و سوم جبهه ی لبنان و کشور فلسطین می باشد. دبیر خانه ی شورای ملی مقاومت در اطلاعیه خود در این رابطه میگوید:
,, اظهارات خامنه اي هيچ ترديدي در اهداف شوم رژيم آخوندي براي به آتش كشيدن منطقه باقي نميگذارد و نشان ميدهد فاشيسم مذهبي حاكم بر ايران, مانع اصلي صلح و آرامش دراين منطقه از جهان است. جامعه جهاني بايستي يك سياست قاطع در مقابل رژيم آخوندي اتخاذ نموده و به مقابله بلادرنگ با آتش افروزي و صدور تروريسم و بحران از سوي اين رژيم برخيزد همانطور كه رئيس جمهور برگزيده مقاومت ايران در ابتداي بحران جديد خاورميانه گفت : راه حل , خلع يد از رژيم ملايان در سراسر خاورميانه بويژه در لبنان و فلسطين و عراق توسط شوراي امنيت ملل متحد است. تنها بازنده صلح در منطقه و دمكراسي در عراق, ديكتاتوري ديني حاكم بر ايران است. اين رژيم برخلاف دعاوي دجالگرانه اش, بيشترين ضربه را به مردم فلسطين و لبنان زده است.,,
قریب دو هفته است که لبنان دستخوش جنگی ناخواسته گردیده است. جنگی که خود در آن هیچ منفعتی نداشته و بواقع دستخوش دسیسه های منطقه ئی و بویژه از سوی دیکتاتوری مذهبی حاکم بر ایران شده است. به باور بسیاری از کارشناسان , گرچه طرح حمله به لبنان و قطع دستان آخوندی در منطقه از مدت ها پیش کشیده و برنامه ریزی شده بود, اما نقطه ی قلیان آن یعنی درگیری و موشک پرانی و همچنین گروگانگیری های آخرین, دست طرف مقابل را برای دخالت نظامی هرچه بیشتر و بیشتر باز نمود و خود توجیهی شد برای لشکر کشی به مردم بی گناه این سرزمین. آخوندها بر این باور بودند که با گشودن جبهه ئی دیگر در خاورمیانه , نگاهها را که طی ماههای گذشت بسوی سیاست های اتمی, دخالت در امور داخلی عراق و همچنین به وضعیت وخیم حقوق بشر در ایران معطوف شده بود, منحرف نمایند. واقعیت این است که دیکاتوری مذهبی اطمینان داشت که با ربودن سربازان طرف مقابل, میتواند به مانند سنوات گذشته همچنان با اهرم ,, گروگانگیری ,, دست به معامله بزند و برای مدتی بحران هایش را حل و فصل نماید. اما اینبار اشتباه محاسبه ی عظیمی کرد که با بازتاب بسیار سنگین و خشنی روبرو گردید. زاویه ورود رژیم به این بازی خطرناک نیز همان مسئله ی اتمی بود. جنگ ناعادلانه ئی که اکنون به مردم این سرزمین تحمیل شده , اساسا برآیند خواسته های مردم لبنان نمی باشد, بلکه جنگی است تحمیلی که راه به کشتار کودکان و سالخوردگان و تهی دستان برده است. دیدن صحنه های تکان دهنده ی کشتار مردم بی دفاع لبنان یقیننا دل هر انسانی را بدرد می آورد. دیدن اجساد قطعه قطعه شده ی کودکان و نوجوانان لبنانی که این چنین ورد تعرض بی رحمانه و تجاوزکارانه قرار میگیرند, نمونه ی بارز و انکار ناپذیز جنایت علیه بشریت است. عدم تعادل قوای نظامی راه بدانجا برده که تا به امروز بیش از 900 نفر از شهروندن این کشور قتل عام شده اند و قریب یک میلیون آواره گردیده اند. با هر دید و تصوری به این صورت مسئله نگاه کنیم, هیچ چیز نمی تواند اینگونه جنایات علیه شهروندان بیگناه را توجیه نماید. با نگاهی به موضعگیری بسیااری از سیاستمداران, بویژه کشورهای عربی بخوبی میتوان دریافت که بواقع مردم منطقه براین اعتقاد اند که دستان پلید آخوندی دراین جنگ افروزی نقش عمده ئی داشته و اساسا طرح ها و نقشه های شوم آنان بوده که لبنان را اکنون به ویرانه ئی تبدیل کرده است. تجهیز نیرو های شبه نظامی و آموزش سیاسی, ایدئولوژیک و تقویت مالی آنان که سالیان متمادی در بستر سیاست ,, گسترش انقلاب اسلامی ,, نهفته بود, کار به آنجا برده که طرف مقابل با دستی باز به نیروی قهریه ی نظامی روی بیاورد. در حالیکه رسانه های غربی با زاویه و احتیاط اخبار مربوط به جنگ را دنبال میکنند, با نگاهی اجمالی به دستگاه تبلیغات آخوندی, میتوان خشنودی دیکتاتوری مذهبی از براه افتادن جنگی دیگر و آنهم بیش از 2000 کیلومتر دورتر از مرزهای رژیم, بغایت استقبال میکنند و روزی نیست که بر تنور ادامه ی جنگ ندمند.
نکته ی قابل تامل در این رابطه اینکه آخوندها به هیچ وجه تمایل شرکت مستقیم در این جنگ را ندارند, زیرا از ابعاد ضربات نظامی احتمالی آن بخوبی آگاهی دارند. اما تا میتوانند از جیب مردم لبنان و فلسطین برای حفظ بقای خود سوء استفاده مینمایند. قضیه جکایت آن مثل معروف را دارد که میگوید , مرگ خوب است اما برای همسایه.

یکی از تحلیل گران بنام عرب بنام فواد عظیم در مصاحبه با شبکه ی سی بی اس میگوید: ,, این ایران است که پشت خزب الله است که نخ حزب الله را در دست دارد و اين جنگ را برافروخته است. در واقع جنوب لبنان, هم مرز نيست, اين ايران است كه هم مرز با سوريه است. اين ايران است كه هر گاه كه بخواهد و منافعش اقتضا كند, سرنخ حزب الله را تكان ميدهد و به خاطر منافعي كه دارد, حزب الله را به حركت و اقدام وادار ميكند. شيخ نصرالله آخوند جواني است كه كاملا بر اساس منويات روحانيون حاكم بر ايران كار ميكند و خواسته هاي آنها را انجام ميدهد».

وليد جنبلاط دبيركل حزب سوسياليست و نماينده مجلس لبنان كه با روزنامه فرانسوي فيگارو مصاحبه مي كرد، گفت كه حزب الله با ربودن دو سرباز اسرائيلي بازي بسيار خطرناكي را آغاز كرده و افراطي‌گري مورد حمايت رژيمهاي ايران و سوريه را به اجرا در مي آورد. جنبلاط افزود : يك سال است كه سوريه به كشوري از اقمار تهران تبديل شده است. دمشق سعي مي كند لبنان را بي ثبات سازد و دولتش را سرنگون نمايد.,,



هفته ی خوبی برایتان آرزومندم مهرداد هرسینی


No comments: