از ديد فيگارو:
چند نتيجه گيري از يک جنگ
پير روسلن
۲ شهریور ۱۳۸۵
roozonline
ايران پس از جنگ عليه حزب الله که به شکلي ناشيانه ازسوي نيروهاي اسراييلي آغاز شد، اکنون خود را در جايگاه قدرت مي بيند و درخصوص پرونده هسته اي سازش ناپذيرتر از گذشته ظاهر مي شود.
تهران روز گذشته پاسخ خود را درخصوص پيشنهاد کشورهاي 5 + 1 ارائه کرد: مشوق هاي اقتصادي، سياسي و امنيتي پيشنهاد شده، به اين شرط که فعاليت هاي غني سازي تا تاريخ 31 اوت متوقف شوند. مقامات ايراني اين شرط اوليه را رد کردند و خواستار ازسرگيري مذاکرات و ارائه يک "فرمول جديد" شدند تا امکان انجام اين گونه فعاليت ها را ميسر سازد.
با متوقف نکردن فعاليت هاي غني سازي، اکنون اين احتمال وجود دارد که شوراي امنيت تحريم ها و مجازات هايي را عليه دولت تهران تصويب کند. درحالي که با توجه به عدم هماهنگي روسيه و چين با کشورهاي غربي، احتمال به زانو درآوردن تهران بسيار کم است.
"سريال هسته اي ايران" تقريباً به همان جايي رسيد که قبل از تابستان قرار داشت، البته با اندکي تفاوت: جنگ لبنان به مدت 34 روز نظاره گر اختلافات بين حزب الله و اسراييل از يک طرف و ايران و ايالات متحده از طرف ديگر بود. به نظر مي رسد از اين درگيري که هيچ جناحي از آن پيروز خارج نشد، هر دو رقيب نتايج متفاوتي گرفته باشند؛ نتايجي مهم براي ادامه درگيري هاي خود.
در نظر جرج بوش [اظهارات روز دوشنبه]، حمله عليه اسراييل نشان دهنده اين است که قطعاً بايد ايران را از دستيابي به بمب هسته اي بازداشت. خواست ايالات متحده در مورد پايان گرفتن خصومت هاي خاورنزديک، صرفاً به اين طريق عملي مي شد که اسراييل توان نظامي حزب الله را از بين ببرد و در نتيجه امکان مقابله به مثل ايران را درصورت حمله به تأسيسات هسته اي اين کشور به صفر برساند. با توجه به اين ديدگاه، تمايل ايالات متحده براي خنثي کردن نيروي حزب الله کماکان به قوت خود باقي است.
از ديد جمهوري اسلامي، اينکه متحدان شيعه اش در لبنان توانستند در برابر بمباران هاي اسراييل تا زمان صدور آتش بس مقاومت کنند، يک پيروزي بزرگ، به ويژه در بين افکار عمومي اعراب، محسوب مي شود. اين موفقيت به موفقيت هاي ديگري نيز افزوده شد: تشکيل يک قدرت شيعه در عراق و پيروزي اسلام گرايان حماس در انتخابات مجلس فلسطين که منجر به تقويت موضع استراتژيک ايران خواهد شد و جاه طلبي هاي دولتمردان آن را در نظر کشورهاي غربي توجيه خواهد کرد.
جنگ لبنان پارامترهاي پرونده هسته اي ايران را تغيير نداده، ولي شرايط رواني آن را متحول کرده است. ديگر مذاکرات و مباحثات به مثابه يک اقدام ديپلماتيک نظري به حساب نمي آيند، بلکه از اين پس به تشديد نگراني هاي ناشي از وضعيت منطقه دامن خواهند زد.
بدين طريق وضعيت لبنان و استقرار نيروهاي بين المللي صرفاً با پذيرش يک فرضيه ممکن به نظر مي رسد: مقابله نظامي با ايران و حمله به تأسيسات هسته اي اين کشور؛ رويکردي که چشم پوشي از آن توسط ايالات متحده کمي بعيد به نظر مي رسد.
منبع: فيگارو، 23 اوت 2006
مترجم: علي جواهرفروش
چند نتيجه گيري از يک جنگ
پير روسلن
۲ شهریور ۱۳۸۵
roozonline
ايران پس از جنگ عليه حزب الله که به شکلي ناشيانه ازسوي نيروهاي اسراييلي آغاز شد، اکنون خود را در جايگاه قدرت مي بيند و درخصوص پرونده هسته اي سازش ناپذيرتر از گذشته ظاهر مي شود.
تهران روز گذشته پاسخ خود را درخصوص پيشنهاد کشورهاي 5 + 1 ارائه کرد: مشوق هاي اقتصادي، سياسي و امنيتي پيشنهاد شده، به اين شرط که فعاليت هاي غني سازي تا تاريخ 31 اوت متوقف شوند. مقامات ايراني اين شرط اوليه را رد کردند و خواستار ازسرگيري مذاکرات و ارائه يک "فرمول جديد" شدند تا امکان انجام اين گونه فعاليت ها را ميسر سازد.
با متوقف نکردن فعاليت هاي غني سازي، اکنون اين احتمال وجود دارد که شوراي امنيت تحريم ها و مجازات هايي را عليه دولت تهران تصويب کند. درحالي که با توجه به عدم هماهنگي روسيه و چين با کشورهاي غربي، احتمال به زانو درآوردن تهران بسيار کم است.
"سريال هسته اي ايران" تقريباً به همان جايي رسيد که قبل از تابستان قرار داشت، البته با اندکي تفاوت: جنگ لبنان به مدت 34 روز نظاره گر اختلافات بين حزب الله و اسراييل از يک طرف و ايران و ايالات متحده از طرف ديگر بود. به نظر مي رسد از اين درگيري که هيچ جناحي از آن پيروز خارج نشد، هر دو رقيب نتايج متفاوتي گرفته باشند؛ نتايجي مهم براي ادامه درگيري هاي خود.
در نظر جرج بوش [اظهارات روز دوشنبه]، حمله عليه اسراييل نشان دهنده اين است که قطعاً بايد ايران را از دستيابي به بمب هسته اي بازداشت. خواست ايالات متحده در مورد پايان گرفتن خصومت هاي خاورنزديک، صرفاً به اين طريق عملي مي شد که اسراييل توان نظامي حزب الله را از بين ببرد و در نتيجه امکان مقابله به مثل ايران را درصورت حمله به تأسيسات هسته اي اين کشور به صفر برساند. با توجه به اين ديدگاه، تمايل ايالات متحده براي خنثي کردن نيروي حزب الله کماکان به قوت خود باقي است.
از ديد جمهوري اسلامي، اينکه متحدان شيعه اش در لبنان توانستند در برابر بمباران هاي اسراييل تا زمان صدور آتش بس مقاومت کنند، يک پيروزي بزرگ، به ويژه در بين افکار عمومي اعراب، محسوب مي شود. اين موفقيت به موفقيت هاي ديگري نيز افزوده شد: تشکيل يک قدرت شيعه در عراق و پيروزي اسلام گرايان حماس در انتخابات مجلس فلسطين که منجر به تقويت موضع استراتژيک ايران خواهد شد و جاه طلبي هاي دولتمردان آن را در نظر کشورهاي غربي توجيه خواهد کرد.
جنگ لبنان پارامترهاي پرونده هسته اي ايران را تغيير نداده، ولي شرايط رواني آن را متحول کرده است. ديگر مذاکرات و مباحثات به مثابه يک اقدام ديپلماتيک نظري به حساب نمي آيند، بلکه از اين پس به تشديد نگراني هاي ناشي از وضعيت منطقه دامن خواهند زد.
بدين طريق وضعيت لبنان و استقرار نيروهاي بين المللي صرفاً با پذيرش يک فرضيه ممکن به نظر مي رسد: مقابله نظامي با ايران و حمله به تأسيسات هسته اي اين کشور؛ رويکردي که چشم پوشي از آن توسط ايالات متحده کمي بعيد به نظر مي رسد.
منبع: فيگارو، 23 اوت 2006
مترجم: علي جواهرفروش
No comments:
Post a Comment