Saturday, August 12, 2006

از جمعه تا جمعه در ایران


از جمعه تا جمعه در ایران (70)


سلامی چو بوی خوش آشنا
کشتی به گل نشسته از شواهد و قرائن چنین بر می آید که کفگیر دیکتاتوری مذهبی حاکم بر ایران در بلاد لبنان به ته دیگ خورده و سیاست ,, شبیه سازی ,, در این کشور مصیبت زده با تمامی هارت و پورت های ولی فقیه با شکست جدی روبرو گردیده است. آخوند ها برای فرار از عواقب سیاست های هسته ئی اشان دست به بحرانی دیگر در منطقه زدند. رزیم آخوندی قریب دو دهه بود که در وجود خلاء قدرت در این کشور دست به تشکیل نیروی بومی برای استمرار و صدور انقلاب در لبنان زده بود. این کارت قاعدتا تنها کارت برنده ی رژیم در این بخش از منطقه ی خاورمیانه به شمار می آمد و همواره بعنوان اهرمی برای باجگیری از جامعه بین الملل مورد استفاده قرار میگرفت.
رژیم با این اهرم کارخانه ئی بنام ,, کارخانه ی گروگان گیری ,, براه انداخته بود که هر چند وقت یکبار با گروگانگیری مسائل و معطلات دیکتاتوری مذهبی را حل و فصل میکرد. نقطه ی ورود رژیم نیز اینبار از همین زاویه بود و با تصور اینکه میتواند باز با گروگانگیری دست به معامله بر سر ,, پروژه های اتمی اش , بزند, بحران اخیر راه عامدا براه انداخت. به گزارش سایت ایران اسرار جزئیات امر نیز به قرار زیر بود:
,, حسن خميني, نوه خميني با محمل زيارت حرم حضرت زينت در 10 تا 15 تير ماه 85 به دمشق مسافرت كرد. درهمان زمان چند نفر از مسئولين حزب الله با پوش ديدار با احمد خميني نيز به دمشق آمدند. علي لاريجاني دبير شوراي امنيت رژيم در روز 13 تير (4 ژولاي) كه با سولانا قرار بود روي بسته پيشنهادي ملاقات كند و بهانه اينكه پارلمان اروپا خانم مريم رجوي را دعوت كرده به اين مسافرت نرفت, مخفيانه وارد دمشق شد.رحيم صفوي فرمانده سپاه پاسداران و فيروز آبادي رئيس ستاد ستاد كل نيروهاي مسلح نيز مخفيانه به دمشق آمدند و در روز 13 تيرماه در سفارت رژيم در دمشق جلسه اي با حضور حسن اختري سفير ويژه رژيم در دمشق و نماينده خامنه اي تشكيل دادند. در اين جلسه يك ارزيابي نظامي و سياسي از طرح حمله حزب الله به اسرائيل و شروع جنگ بين آنها بعمل آمد و قرار شد كه حزب الله آماده عمليات باشد.علي لاريجاني پس از ملاقاتش در 20 تيرماه 85 (11 ژوئيه 2006) با سولانا (كه سولانا از نتايج آن اظهار تأسف كرد) از بروكسل به دمشق رفت. ابتدا با نايب رئيس جمهور سوريه ملاقات كرد و هماهنگي ها و موافقت هاي با سوريه را انجام داد و سپس در سفارت رژيم در دمشق با يكي از مسئولين حزب الله ملاقات و فرمان شروع جنگ را به وي ابلاغ كرد .,,

در کنار تمامی کمک های مالی, لجستیکی و نظامی آخوندها بر این باور بودند که عنقریب دست نشاندگان آخوندی جنوب این کشور را ضمیمه ی حاکمیت آنان خواهند کرد. طرح خاورمیانه ی اسلامی که رژیم آخوندی از آن سخن به عمل می آورد, ظاهر آلترناتیوی در مقابل ,, خاورمیانه ی بزرگ ,, است که قرار بود تا ,, آبادانی , آزادی و عدالت اجتماعی ,, را در این منطقه ی حساس به مانند آنچه که در حاکمین ننگین آخوندی برپا کرده اند, با توپ و موشک و تانک به ارمغان بیاورند.
از تغذیه ی نظامی سخن به میان آمد, بد نیست تا به گزارشی از روزنامه الحيات در این رابطه استناد کنیم. در این گزارش از جمله آمده است: ,, حزب الله لبنان هزاران فروند موشك از ايران دريافت كرده كه برد برخي از آنها بيش از 150 كيلومتر است . موشكهاي استفاده شده توسط حزب الله در درگيريهاي اخير با اسراييل از نوع شاهين 2، فجر 3، فجر 5 و ام 220 است. بيشتر اين موشكها كه توليد كارخانجات هوا - فضاي ايران است، كه از نقشه و سيستمهاي موشكي روسيه ، آمريكا يا چين نمونه برداري شده و در انبارهاي نيروهاي مسلح ايران پيش ازجنگ با عراق يا همزمان با آن ذخيره شده است.,, با شکست نطامی که نیروهای دست نشانده ی رژیم در لبنان اکنون همین دیکتاتوری است که ,, مزه ی شکست ,, را بهتر از هر جریان دیگری درک کرده و در بدر بدنبال راه حلی برای بیرون آمدن ار بحران ,, خود ساخته ,, است. از گسیل هیئت های مختلف گرفته تا التماس و درخواست از ,, کشور های دوست ,, برای مشارکت در ,, حل و فصل صلح آمیز ,, تمامی علائم ضعف و تشتت در دستگاه دیکتاتوری است. نشست وزیران خارجه ی کشورهای اتحادیه ی عرب و همچنین در کنار آن کشورهای اسلامی جملگی آب سردی بر طرح های آخوندی ریختند و رژیم با سر شکستگی از این اجلاس بیرون آمد. اکنون دیگر کشوری در عالم نیست که انگشت اتهام را بسوی تهران برای راه انداختن بحران لبنان دراز نکرده باشد . تیز ترین مواضع را فؤاد سينيوره، نخست وزير لبنان در مصاحبه با روزنامه فرانسوی زبان لوريان لوژور چاپ بيروت، گرفت. وی به اظهارات وزير امورخارجه رژِیم درباره طرحی که وی برای آتش بس در کشورش داده است بشدت حمله کرد و گفت متکی "از حد و اندازه اش خارج شده است".
فواد سنیوره، نخُست وزیر لُبنان طرح هفت ماده ای برای خاتمه ی جنگ تحمیلی ارائه داده است که خود به بزرگترین چالش برای رژیم آخوندی و نیروهای دست نشانده اش در این کشور تبدیل شده است.بر سیاق این طرح در کنار تقاضای آتش بس فوری و خروج نیروهای اشغالگر از مناطق تحت اشغال خود، خلع سلاح حزب الله و استقرار نیروهای مُسلح دولت لُبنان در جنوب این کشور را شامل میشود. در کنار تمامی اینها قرار است تا نیروهای حافظ صلح در کنار مرزهای لبنان مستقر شوند. تمامی شاهد و قرائن سخن از آن دارند که چرخ قضایا به هر سو که بگردد, دیگر آبی که ریخته شده به جوی باز نخواهد گشت ونیروهای تحت حاکمیت آخوندی باید سلاح هایشان را زمین بگذارند وخود را تسلیم کنند. این درسی است که آخوندها بهتر از هر جریان دیگری در این قضایا گرفته اند و این چنین آخوندها یکبار دیگر در قماری که خود براه انداخته بودند, سرشکسته بیرون آمدند.

یک سده از مشروطه گذشت

شادید بتوان پیدایش جنبش مشروطیت را با اشتباه سیاسی مظفرالدين شاه یعنی بروی کار آوردن عين الدوله بعنوان نخست وزیر در اواخر شهريور 1382 مترتبط نمود. پرچه جنبش از سالین پیش آغاز شده بود و وقایع جنبش تنباکو راه گشائی خود را در جامعه بعمل آورده بود, اما به یقین میتوان نقطه قلیان جامعه را این اشتباه محاسباتی شاه دانست. عين الدوله که در زور گوئی و گردن کشی شهره ی خاص و عام بود, به مجرد گرفتن قدرت, دست به سركوب گسترده ي “ طلبه خانه هاي تهران “ و بستن قرارداد گمركي با روسيه، زد و علاالدوله را به فرمانداري تهران برگزيد. بازاريان و مردم كه بدليل بي كفايتي دربار و عوامل اش سخت از اوضاع مملكت ناراضي بودند، فرصت را غنيمت شمرده و با بستن مغازه ها، بهمراه جمع كثيري در مسجد شاه بست نشستند.
اين تجمع با حمله ي عساكر و گزمه هاي مظفرالدين شاه، بهنگام سخنراني سيد جمال اصفهاني بهم خورد و خود دليل ديگري شد تا در تاريخ 15 ارديبهشت1284 چند هزار تن از مردم تهران اينبار در اعتراض به موسيو “ نوز بلژيكي “وزير گمركات و ايادي وي، در حرم حضرت عبدالعظيم دوباره متحصن گردند. اكنون دامنه ي اعتراضات و تحصنات به سراسر كشور گسترش يافته و شهر ها يكي پس از ديگري به اعتصاب و اعتراض روي مي آورند. در اين ميان علاء الدوله براي نشان دادن اقتدار شاه در روز 20 آذر 1284 شمسي، يكي از تجار خوشنام تهران بنام “ سيد قندي“ را بجرم اينكه حاضر به فروش قند به قيمت ارزان نگرديده بود، در ملاء عام شلاق زد.
احمد كسروي در كتاب “ تاريخ مشروطه ي ايران“ مي نويسد:
“ چگونگي آنكه در اين روزها در تهران و ديگر شهرها قند گران شده و بهاي آن از پنج قران به هفت قران بالا رفته بود و انگيزه ي آن، پيش آمد جنگ ميان روس با ژاپن بود. علاء الدوله حكمران تهران كه مردي گردنكش و سختگيري مي بود، خواست بازرگانان قند فروش را به كاستن بهاي آن وادارد، و اين كار را با زور و دژ رفتاري پيش برد. در اين ميان حاجي سيد هاشم قندي رت كه يكي از بازرگانان بزرگ قند و خود مرد سالخورده و نيكوكار و ارجمندي مي بود و سه مسجد در تهران ساخته و بنياد هاي نيك ديگر هم گذارده بود آوردند......در اين هنگام حاجي سيد اسماعيل خان را كه سرهنگ توپخانه و هم يكي از بازرگانان قند مي بود را نيز آوردند و او به هنگام در آمدن به اطاق به شيوه ي در باريان تعظيم نكرد و به شيوه ي ديگران تنها سلام بس كرد. اين رفتار خشم علا الدوله را فزونتر گردانيد و دستور داد او را با حاجي سيد قند چي به فلك بستند و به زدن پرداختند.“
در پي اين حادثه كه خبر آن سريعا در شهر تهران پيچيد، شهردر حمايت از اين دو بازرگان به حالت شورش در آمد. دلجويي هاي مشيرالدوله، وزير خارجه از دو تاجر سرشناس نيز اكنون حاصلي به بار نياورده و مردم در حرم حضرت عبدالعظيم دوباره متحصن ميگردند.

با گسترش فشار هاي مردمي و رشد و نفوذ جنبش به ديگر شهر ها ي كشور، سرانجام شاه در 22 ديماه به خواسته هاي متحصنين مبني بر تشكيل “ عدالتخانه “ تن داده و با اعزام هيئتي به سرپرستي “ امير بهادر “ وزير دربار به حرم، مردم به تحصن خود پايان ميدهند. مظفرالدين شاه طي دستخطي در اين باره از جمله چنين مينوسيد: “ جناب اشرف اتابك اعظم- چنانكه مكرر اين نيت خودمان را اظهار فرموده ايم، ترتيب و تاسيس عدالتخانه دولتي براي اجراء احكام شرع مطاع آسايش رعيت از هر مقصود مهمي واجب تر است و اين است بالصراحه مقرر ميفرماييم براي اجراء اين نيت مقدس، قانون معدلت اسلاميه كه عبارت از تعيين حدود و احكام شريعت مطهره است، بايد در تمام ممالك محروسه ي ايران عاجلا داير شود بر وجهي كه ميان هيچيك از طبقات رعيت فرق گذاشته نشود و در اجراء عدل و سياسات بطوريكه در نظامنامه اين قانون اشارات خواهيم كرد، ملاحظه ي اشخاص ، طرفداري ها ي بي وجه قطعا ممنوع باشد ....“
كتاب بيداري ايرانيان
اما عدالتخانه چه بود؟ “ عدالتخانه چسيت؟ چرا علما آنرا ميخواستند؟ عدالتخانه همانست كه امروز مردم عدليه مينامند. اداره يي كه در آن داوراني به دادخواهي مردم رسند و داوري نمايند. گاهي بيدادگراني از درباريان و ديگران پيدا شدندي و دست به دارايي مردم باز كردندي و در اين هنگام بودي كه نياز به دادگاه افتادي و اين در ايران نمي بود. دوم براي برپا كردن عدليه، بدان سان كه خواست علما مي بود، ناگزير شدي كه قانون بگذارد و اين خود گامي در راه قانوني كردن كشور مي بود “
تاريخ مشروطه ايران – احمد كسروي

يك سال بعد و بدنبال كشته شدن طلبه يي بنام “ سيد حميد“ در بازار تهران، مردم بهمراه آقايان طباطبايي و بهبهاني، سران جنبش در تهران كه خواستار راه حل هاي مسالمت آميز و حل و فصل از طريق “ كدخدا منشي“ بودند ، به قم رفته و تا 6 مرداد 1285 در آنجا به تحصن نشستند. همزمان با اين اعتراضات، تظاهرات هاي گسترده يي در شهر هاي مختلف به حمايت از متحصصنين بوقوع پيوست. در تبريز مردم خواستار تدوين قانون اساسي طي ده روز شده بودند و جنبش روز بروزدامنه ي وسيعتري به خود ميگرفت.
در پي گسترش اعتراضات، سرانجام مظفرالدين شاه به خواسته هاي جنبش تن داد و ناچار گرديد تا عين الدوله را عزل و بجاي وي مشيرالدوله را بر سر كار بياورد. وي در 13 مرداد همان سال فرمان “ مشروطه“ را امضاء نمود وفرداي آنروز كه مصادف با روز تولد مظفرالدين شاهؤ آن فرمان را انتشار بيروني دادند. با اين فرمان مردم نخستين پيروزي خود بر “ استبداد سلطنت “ و “ ارتجاع شيخ فضل الله يي“ را جشن گرفتند. گرچه شاه و شيخ ظاهرا به خواسته هاي حق طلبانه ي مردم تن داده بودند، اما از هيچ تلاشي براي به اسارت كشاندن اين “ نهال نوپا ي آزادي “ كوتاهي نكردند. در شهريور همان سال فرمان تشكيل مجلس شوراي ملي و مقررات انتخابات صادر گرديد و نخستين جلسه ي مجلس با“ شكوه فراوان“ در تاريخ مهر 1285 تشكيل گرديد.
مجلس اول با تمامي نواقص و كار شكني هايي كه از سوي عمله هاي استبداد و ارتجاع صورت ميگرفت، هم از لحاظ عمل و هم از لحاظ مجموعه فعاليتهاي خود، موفق به تدوين و تصوسيب قاندن اساسي گرديد. ليرانيان بيدار شده و انقالب كرده، اكنون در پي آن بودن تا امتيازات داده شده به دول استعماري را باز پس بگيرند و منافع ملي كشور را دوباره احيا نمايند. نمايندگان مجلس اول بدليل بافت طبقاتي و نزديكي اشان به دربار، فئودال ها، ملاكين بزرگ، بدون اينكه خدشه يي به اساس سيستم مالكيت فئودالي بياورند، نخست خواهان خرده اقداماتي بيش نبوده و فقط به اقدامات و اصلاحاتي جزيي در دستگاه دولتي، سيستم بازخريد، تنظيم قوانين قيمت گذاري بر ارزاق عمومي و تاسيس اتاقهاي بازرگاني و انجمنهاي ولايتي بسنده كرده كردند.
صوراسرافيل در باره ي نمايندگان مجلس اول ميگويد:
“ در انتخاب وكلا جز به بزرگي شكم، كلفتي گردن، بزرگي عمامه، بلندي ريش و زيادي اسب . كالسكه دقت كزده اند. بيچاره ها خيال كرده اند كه گويا اين وكلا را ميخواهند به مهر و وعده به پلوخوري بفرستند.“ چند ماه پس از امضاء اولين قسمت از قانون اساسي، مظفرالدين شاه در گذشت و محمدعلي ميرزا كه بر نظامي استبدادي بار آمده بود و با مشروطه همدلي نداشت، به سلطنت رسيد. وي كه در واقع از پاييز همان سال بنام پدر بيمارش امور مملكت را اداره ميكرد، از آغاز برآن بود تا به كمك ايادي خود در مجلس، نهال نوپاي مشروطه را ريشه كن نمايد و استبداد را دوباره بر كشور مستولي سازد. اما مردم بجان آمده، خواهان انقلاب و نه رفرم هاي ساختگي بودند. بر اين اساس بود كه بين مردم متشكل در“ انجمن هاي ملي “ از يك سو و محمد علي شاه و مجلس از سوي ديگر اختلافات و تنش هايي پيش آمد. بدليل مردمي بودن اين انجمنهاي ملي و از آنجاييكه خواسته هاي مردم را نمايندگي ميكردند، سرانجام با اعمال نفوذ معنوي، روساي مجلس استعفا داده و بازوي اجرايي حركات و اعتراضات مجاهدان تبريز ، پيش قراولان انقلاب مشروطه گرديدند.


هفته ی خوبی برایتان آرزومندم
مهرداد هرسینی

No comments: