آنان که حقیقت را نمیدانند ابله اند
اما آنان که حقیقت را میدانند ولی آنرا انکار میکنند، تبهکارند!
(برتولت برشت)
این روزها یاد آور یکی از تلخترین و هولناکترین فجایع تاریخ ایران میباشد. هیجده سال پیش در سال 1367 در چنین ایامی رژیم جمهوری اسلامی به یکی از فجیعترین جنایات قرن دست زده است! در چنین ایامی پاسداران اسلامی فرزندان رشید خلقی در بند را در زندانهای رژیم اسلامی دسته دسته و گروه گروه به بالای چوبه های دار فرستادند. زندانیان بیگناهی که تنها به جرم عقیده شان در زندانهای تفتیش عقاید حاکمان اسلامی بسر میبردند. بسیاری از آنها حتی دوران به اصطلاح محکومیتشان هم به اتمام رسیده بود و منتظر آزادشدن بوده اند... بسیاری از آنان سالیان سال را در زندان گذرانده بوده اند. بسیاری هم از زندان آزاد شده بوده اند ولی مجددا فقط جهت پاره ای توضیحات کوتاه به زندان فرا خوانده شده بودند. آنان چه ساده لوحانه و معصومانه برای ادای پاره ای توضیحات به سلاخ خانه پا گذاشتند! و بی خبر از آنکه خون آشام جماران به کمک همدستان خود قصد سلاخی آنان را دارد.
مرداد بود و یاد آور ایامی شوم گذشته های دور.. یاد آور کودتای ننگین بورژوازی علیه دولت ملی مصدق... و اینبار نیز شبه کودتایی دیگر در شرف تکوین بود. خمینی و همدستانش کمر به قتل تمامی آزادیخوا هان به معنی واقعی کلمه بسته بودند. مقدمات امر از ماهها قبل در حال آماده سازی بود. ماشین جنگی خمینی که تاب مقاومت در مقابل ماشین جنگی عراق را از دست داده بود و امام قاتلان زمان میرفت که با نوشیدن جام زهر به حیات ننگین سیاسی خود خاتمه دهد، مصمم شده بود که همه چیز را بعد از خود نیست و نابود سازد و فرصت دوباره سازی کشور را از خلق به جان آمده بگیرد. برای اینکار میبایست هر آن کس و هر آنچه که متعلق به جبهه خلق بود و نشانی از مقاومت بر علیه فاشیست اسلامی خمینی داشت نابود گردد. این ادامه سیاست جنگی هیتلر بود که در مقابل هر شکست از پارتیزانها و نیروهای مقاومت دست به انتقام کشی از مردم بی دفاع و اسرای جنگی میزد. اسرا و مردم بی دفاع و بی گناه را دسته دسته برای تلافی شکستهای خود در جبهه های جنگ به جوخه های تیرباران میفرستاد تا بدین ترتیب پارتیزانها و نیروهای ضد هیتلری دست از مقاومت بکشند. آری این تاکتیک کثیف و ضد بشری از هیتلر به خمینی به ارث رسیده بود.
خمینی و حامیان وی که میدانستند چاره ای جز تسلیم خفت بار در جنگ ضد خلقی را ندارند از اوایل تیرماه 67 شروع به قتل عام زندانیان سیاسی نمودند تا در صورت وقوع هر گونه اعتراض و شورشی از سوی مردم لاقل نیروهای بالقوه سیاسی در صحنه نباشند. همچنین با افکندن رعب و وحشت میان مردم در نتیجه موج اعدامهای جدید به مانند سال 60 جلوی اعتراض و قیام و شورش احتمالی خلق گرفته شود. سیاستی که همواره از سوی اسلام گرایان حاکم بر ایران اجرا شده است. از جریان سرکوب خلق کرد در سال 58 تا سرکوب خلق عرب و ترکمن در سالهای بعد و تا سرکوب خونین سال 60 و ... تا قتل عام سال 67 همه اینها ادامه همان سیاست کشتار و گسترش جو رعب و وحشت بوده است.
اما نکته دردناک امروز پس از گذشت هیجده سال از وقوع این جنایت ضد بشری این است که عده ای خواسته و نا خواسته با بیانات آگاه و ناآگاهانه خود مجددا دارند سیاستهای کثیف و ضد بشری حاکمان اسلامی را ترویج میکنند و سعی در عوض نمودن جای قربانی و قاتل دارند.
از جمله این رجالگان میبایست به مزوران اکثریتی/ توده ای اشاره کرد که کشتار و قتل عام تابستان 67 را نتیجه عملیات نظامی مجاهدین خلق دانسته اند. و یا نمونه دیگر همین دوست مبارز مان که سعی دارد ژستی مثل گاندی بگیرد یعنی برادر اکبر گنجی عضو سابق و فعال سپاه پاسداران که سعی مینماید به نحوی زیرکانه بار دیگر هم پالگی ها و یاران سابقش را از زیر ضرب بیرون ببرد و قتل عام را نتیجه حمله نظامی یک سازمان اپوزیسیون به رژیمی ضد بشری قلمداد کند!!! زهی وقاهت و بی شرمی!!!
در پاسخ به این یاوه سرایان باید بگویم که اولا گیریم که قتل عام نتیجه حمله نظامی یک سازمان اپوزیسیون بوده است!!! آیا هیتلر برای جلوگیری از عملیات پارتیزانها دست به چنین اقدامات حیوانی و کثیفی نمیزد؟؟ آیا بارها ما در کتب و وقایع تاریخی نخوانده ایم که عوامل هیتلری اهالی یک روستا را به خاطر پناه دادن به پارتیزانها قتل عام کرده اند؟؟ ایا این همه جنایات به حساب پارتیزانهای مقاومت که سمبل غرور و افتخار یک ملتی بوده اند نوشته شد یا مسببین این جنایت یعنی همان عوامل هیتلری به دادگاههای جنایی کشیده شده اند؟؟
ولی نکته مهمتر و قابل توجه در اینجاست که این قتل عام بر خلاف ادعاهای مزدوران رنگ و وارنگ حکومتی به هیچ وجه نمیتوانست نتیجه حمله نظامی یک سازمان سیاسی نظامی اپوزیسیون باشد!!! چرا؟؟؟
بخاطر اینکه موج قتل عامها از اوایل تیر ماه آغاز گردیده بود و رژیم به چنان فلاکت و بحرانی دچار شده بود که حتی زندانیان اکثریتی و توده ای را هم به جوخه های اعدام سپرده بود و این همه در حالی بوقوع پیوسته بود که عملیات نظامی سازمان مجاهدین خلق از سوم مرداد شروع شده بود!!!
باید قاطعانه در اینجا بگویم که آنان که نمیدانند و نا دانسته و نا آگاهانه آب به اسیاب رژیم ضد بشری اسلامی میریزند و با بیان چنین ادعا هایی سعی در تخفیف و یا احیانا تبریه جانیان اسلامی دارند افرادی ابله هستند!!! ولی آنان که میدانند و کاملا آگاهانه چنین خطی را به پیش میبرند مانند برادر اکبر گنجی و جاسوسان اکثریتی / توده ای تبهکارانند.
مسعود ابراهیم نژاد
No comments:
Post a Comment