سرنگونی گام به گام!
روز دوشنبه 31 جولای 2006 میتواند بعنوان سرفصل و نقطۀ عطفی در تاریخ مبارزات ملّت ایران ثبت گردد. در این روز برای اوّلین بار قطعنامه ای علیه رژیم با اکثریت1-14 تصویب شد. در این اجماع جهانی به رژیم غرقه در بحران تا تاریخ 31 اُوت فرصت داده شد تا با قطع غنی سازی اورانیوم، بال و پر بلندپروازیهای قرون وسطایی خود را بدست خود بچیند در غیر اینصورت مورد تنبیه و تحریم جهانی قرار خواهد گرفت. در صورت جدیّت در اعمال الزامات قطعنامۀ مزبور، رژیم در برابر دو انتخاب مرگبار، بناچار گام به گام بسوی سرنگونی خود پیش خواهد رفت.
از آنجا که علم کردن جاه طلبی های هسته ای و گسترش شبکه های تروریستی جهانی، مقدّم بر هر نیّت خارجی و برون مرزی، برای آخوندها مصرف داخلی، در جهت سرکوب و تحکیم دیکتاتوری مذهبی و قرون وسطایی خود دارد، مردم در داخل ایران نه تنها از آخوندها حمایت نمیکنند بلکه اکثریت بجان آمده مترصد فرصتی مناسب برای رویارویی جهت ساقط کردن آخوندها میباشند.
طی 27 سال گذشته بی وفقه، هزاران تظاهرات و حرکات عظیم اجتماعی-که تماماً بدلیل سرکوب شدید داخلی و عدم حمایت مکفی خارجی-به نتیجۀ مطلوب نرسید، می تواند اینبار با تغییر شرایط بین المللی، یعنی با تحریم و طرحهای تنبیهی به نتیجه برسد. تحریم و تنبیهات بین المللی برای ملّت ایران میتواند حاوی این پیام باشد که غرب و جهان متمدّن دیگر قصد حمایت از جمهوری اسلامی را ندارد و زمان خیزشهای ملّی و سراسری برای جارو کردن رژیم منزوی آخوندها فرا رسیده است. حنای رژیم حداقل در داخل دیگر رنگی ندارد و بیش از 90% مردم ضمن تنفر از رژیم، هیچگونه توهّمی نسبت به توانمندی، وطن پرستی، اسلام گرایی، مستضعف نمایی و عربده های ضدامپریالیستی آخوندها ندارند. موضوعی که باعث شده رژیم روباز و بدون هیچ دست بستگی، با استفاده از اندک نیروهای عقب افتاده و مومن خود تا خیل مزدوران و جیره خوارانش با سرکوب تمام عیار علنی مانع از سقوط خود شود چنین احوالی باعث شده که رژیم بالاترین درآمد حاصله از فروش نفت را برای سرکوب داخلی و حمایت و گسترش تروریسم بین المللی صرف کند که با تگنا قرار گرفتن مالی و تحریم نفتی-تسلیحاتی، توان سرکوب بمیزان قابل توجهی پائین آید و امکان به ثمر رسیدن خیزشهای اجتماعی اعم از مسالمت آمیز تا قهرآمیز جهت تغییر دموکراتیک این نظام قرون وسطایی فراهم گردد.
البته این شقِ معقول و شاید خوش بینانۀ حل مسئله باشد سناریویی که بازیگر اصلی صحنه مردم ایران هستند یعنی بعبارتی تحقق شعار نه جنگ و نه مماشات! ولی در صورت عکس العمل نابخردانۀ جهان-بویژه اروپا و آمریکا برای حلِ "سریع" و شاید هم پردرآمدِ" نظامی"-که مورد حمایت هیچ ایرانی آزاده و وطن پرستی نخواهد بود، اگر چه سرنگونی جمهوری اسلامی بوقوع خواهد پیوست ولی دستیابی به دموکراسی و پیشرفت نیز برای سالیان دراز به تعویق خواهد افتاد. در این رابطه دیگر بار تاکید و ضرورت شکل گیری یک ائتلاف ملّی فراگیر از جمهوری خواهان با حضور فعال و موثر مجاهدین و شورای ملّی مقاومت در کانون این ائتلاف ضامن گذار سرفرازانه از این پیچ خطرناک تاریخ میهنمان به مردم سالاری و دمکراسی و آزادیهای پایدار خواهد بود. شکل گیری هر چه سریعتر این ائتلاف ملّی برای سرنگونی و جایگزینی رژیم پا به گور جمهوری اسلامی، بهترین وسیله برای تغییر دموکراتیک و مانعی جدّی برای دخالت نظامی خارجی در ایران خواهد بود. تا آنجا که به آمریکا و اروپا برمیگردد جدیّت خود برای دفع شر آخوندها و حسن نیّت آنها برای برقراری دموکراسی در ایران را با به رسمیّت شناختن حق فعالیت آزادانۀ سازمانها و جریانات سیاسی از جمله مجاهدین و شورای ملّی مقاومت و خارج نمودن نام آنها از لیست سازمانهای تروریستی، میتوانند به نمایش بگذارند. و بمردم ایران ثابت کنند که قصد ندارند اشتباهات دوران مصدّق را تکرار کنند. تا آنجا که بمردم ایران مربوط است 27 سال تسلیم نشدن در برابر ستمکارترین، سرکوبگرترین رژیم معاصر جهان و تقدیم هزاران شهید-که سودایی جز عشق به ایران و آزادی نداشتند-بهترین گواه بر بلوغ و آمادگی یک ملّت برای دستیابی به خواست دیرنیۀ آزادی، استقلال و عدالت اجتماعی است. در پایان با توجه به اینکه تخقق آزادی و دموکراسی در ایران، نقش بسزایی در برقراری امنیّت و ثبات جهان، بویژه خاورمیانه خواهد داشت سرنگونی رژیم آخوندها، نه تنها یک ضرورت داخلی بلکه ضرورتی جهانی است. جهانی که ظاهراً عزم راسخ خود را با تصویب قطعنامۀ 31 جولای و شمارش معکوس مرگ رژیم آغاز گردیده و امید است که به همّت و دستان توانای ملّت ایران تکمیل و به پایان رسد!
مجید آریا-آمریکا
روز دوشنبه 31 جولای 2006 میتواند بعنوان سرفصل و نقطۀ عطفی در تاریخ مبارزات ملّت ایران ثبت گردد. در این روز برای اوّلین بار قطعنامه ای علیه رژیم با اکثریت1-14 تصویب شد. در این اجماع جهانی به رژیم غرقه در بحران تا تاریخ 31 اُوت فرصت داده شد تا با قطع غنی سازی اورانیوم، بال و پر بلندپروازیهای قرون وسطایی خود را بدست خود بچیند در غیر اینصورت مورد تنبیه و تحریم جهانی قرار خواهد گرفت. در صورت جدیّت در اعمال الزامات قطعنامۀ مزبور، رژیم در برابر دو انتخاب مرگبار، بناچار گام به گام بسوی سرنگونی خود پیش خواهد رفت.
از آنجا که علم کردن جاه طلبی های هسته ای و گسترش شبکه های تروریستی جهانی، مقدّم بر هر نیّت خارجی و برون مرزی، برای آخوندها مصرف داخلی، در جهت سرکوب و تحکیم دیکتاتوری مذهبی و قرون وسطایی خود دارد، مردم در داخل ایران نه تنها از آخوندها حمایت نمیکنند بلکه اکثریت بجان آمده مترصد فرصتی مناسب برای رویارویی جهت ساقط کردن آخوندها میباشند.
طی 27 سال گذشته بی وفقه، هزاران تظاهرات و حرکات عظیم اجتماعی-که تماماً بدلیل سرکوب شدید داخلی و عدم حمایت مکفی خارجی-به نتیجۀ مطلوب نرسید، می تواند اینبار با تغییر شرایط بین المللی، یعنی با تحریم و طرحهای تنبیهی به نتیجه برسد. تحریم و تنبیهات بین المللی برای ملّت ایران میتواند حاوی این پیام باشد که غرب و جهان متمدّن دیگر قصد حمایت از جمهوری اسلامی را ندارد و زمان خیزشهای ملّی و سراسری برای جارو کردن رژیم منزوی آخوندها فرا رسیده است. حنای رژیم حداقل در داخل دیگر رنگی ندارد و بیش از 90% مردم ضمن تنفر از رژیم، هیچگونه توهّمی نسبت به توانمندی، وطن پرستی، اسلام گرایی، مستضعف نمایی و عربده های ضدامپریالیستی آخوندها ندارند. موضوعی که باعث شده رژیم روباز و بدون هیچ دست بستگی، با استفاده از اندک نیروهای عقب افتاده و مومن خود تا خیل مزدوران و جیره خوارانش با سرکوب تمام عیار علنی مانع از سقوط خود شود چنین احوالی باعث شده که رژیم بالاترین درآمد حاصله از فروش نفت را برای سرکوب داخلی و حمایت و گسترش تروریسم بین المللی صرف کند که با تگنا قرار گرفتن مالی و تحریم نفتی-تسلیحاتی، توان سرکوب بمیزان قابل توجهی پائین آید و امکان به ثمر رسیدن خیزشهای اجتماعی اعم از مسالمت آمیز تا قهرآمیز جهت تغییر دموکراتیک این نظام قرون وسطایی فراهم گردد.
البته این شقِ معقول و شاید خوش بینانۀ حل مسئله باشد سناریویی که بازیگر اصلی صحنه مردم ایران هستند یعنی بعبارتی تحقق شعار نه جنگ و نه مماشات! ولی در صورت عکس العمل نابخردانۀ جهان-بویژه اروپا و آمریکا برای حلِ "سریع" و شاید هم پردرآمدِ" نظامی"-که مورد حمایت هیچ ایرانی آزاده و وطن پرستی نخواهد بود، اگر چه سرنگونی جمهوری اسلامی بوقوع خواهد پیوست ولی دستیابی به دموکراسی و پیشرفت نیز برای سالیان دراز به تعویق خواهد افتاد. در این رابطه دیگر بار تاکید و ضرورت شکل گیری یک ائتلاف ملّی فراگیر از جمهوری خواهان با حضور فعال و موثر مجاهدین و شورای ملّی مقاومت در کانون این ائتلاف ضامن گذار سرفرازانه از این پیچ خطرناک تاریخ میهنمان به مردم سالاری و دمکراسی و آزادیهای پایدار خواهد بود. شکل گیری هر چه سریعتر این ائتلاف ملّی برای سرنگونی و جایگزینی رژیم پا به گور جمهوری اسلامی، بهترین وسیله برای تغییر دموکراتیک و مانعی جدّی برای دخالت نظامی خارجی در ایران خواهد بود. تا آنجا که به آمریکا و اروپا برمیگردد جدیّت خود برای دفع شر آخوندها و حسن نیّت آنها برای برقراری دموکراسی در ایران را با به رسمیّت شناختن حق فعالیت آزادانۀ سازمانها و جریانات سیاسی از جمله مجاهدین و شورای ملّی مقاومت و خارج نمودن نام آنها از لیست سازمانهای تروریستی، میتوانند به نمایش بگذارند. و بمردم ایران ثابت کنند که قصد ندارند اشتباهات دوران مصدّق را تکرار کنند. تا آنجا که بمردم ایران مربوط است 27 سال تسلیم نشدن در برابر ستمکارترین، سرکوبگرترین رژیم معاصر جهان و تقدیم هزاران شهید-که سودایی جز عشق به ایران و آزادی نداشتند-بهترین گواه بر بلوغ و آمادگی یک ملّت برای دستیابی به خواست دیرنیۀ آزادی، استقلال و عدالت اجتماعی است. در پایان با توجه به اینکه تخقق آزادی و دموکراسی در ایران، نقش بسزایی در برقراری امنیّت و ثبات جهان، بویژه خاورمیانه خواهد داشت سرنگونی رژیم آخوندها، نه تنها یک ضرورت داخلی بلکه ضرورتی جهانی است. جهانی که ظاهراً عزم راسخ خود را با تصویب قطعنامۀ 31 جولای و شمارش معکوس مرگ رژیم آغاز گردیده و امید است که به همّت و دستان توانای ملّت ایران تکمیل و به پایان رسد!
مجید آریا-آمریکا
No comments:
Post a Comment