Monday, August 14, 2006

تفسيري از گاردين

تفسيري از گاردين
چه کسي جنگ را برد؟
۲۴ مرداد ۱۳۸۵
خلاصه:
چه کسي چنگ را آغاز کرد؟ چه کسي در جنگ پيروز شد؟ اين جنگ چه چيزي را تغييير داد؟ اين ها سووالاتي است که وقتي جنگي به پايان مي رسد، مطرح مي شود و پاسخ دادن به آنها کار آساني نيست. بعيد به نظر مي رسد که حزب الله با گروگان گرفتن سربازان اسرائيلي و آغاز حمله، قصد داشت در چنين مقياسي با اسرائيل مقابله کند.
-->
چه کسي چنگ را آغاز کرد؟ چه کسي در جنگ پيروز شد؟ اين جنگ چه چيزي را تغييير داد؟ اين ها سووالاتي است که وقتي جنگي به پايان مي رسد، مطرح مي شود و پاسخ دادن به آنها کار آساني نيست. بعيد به نظر مي رسد که حزب الله با گروگان گرفتن سربازان اسرائيلي و آغاز حمله، قصد داشت در چنين مقياسي با اسرائيل مقابله کند. حزب الله گمان مي کرد که با اين کار مي تواند فشار اسرائيل بر روي حماس را در سرزمين هاي اشغالي را با بمباران کردن ارتش محاصره شده اسرائيل در زمان تبادل گروگان ها، بردارد و به شکل سمبوليک از آنها حمايت کند.
همچنين بعيد به نظر مي رسد که ايران و سوريه با وجود اينکه هميشه در صدد آزار دادن اسرائيل هستند، بخواهند در اين موقعيت در جنوب لبنان ابراز وجود بکنند. پس اين اسرائيل است که در آن زمان مي خواست از موقعيت بدست آمده استفاده کند و خودي نشان بدهد و حزب الله که نماينده دشمن ديرينه اش در منطقه، ايران، است را از بين ببرد.
با در نظر گرفتن اينکه اسرائيل بدون توجه به توافق هاي بدست آمده براي آتش بس در آخر هفته گذشته به حملات خود ادامه داد، آيا مي توان گفت که اين کشور به نتيجه دلخواه خود رسيد يا بهتر بگوييم که خواهد رسيد؟ حزب الله خسارت ديد، اما نابود نشد. تلفات نظامي حزب الله درست به اندازه اسرائيل است و موشکباران شهرها و دهکده هاي اسرائيل توسط حزب الله، همچنان ادامه دارد. اين موقعيتي نيست که در خور باليدن باشد، اما در هر صورت يک موفقيت به حساب مي آيد. اگر حزب الله پيروز اين جنگ باشد، آيا روز گذشته توانست کابينه لبنان را مجاب کند که خلع سلاح اش را که در قطعنامه آتش بس مطرح شده بود، نپذيرد؟ به طور مشخص نتوانست. تعداد کشته شدگان دقيقا مشخص نشده است، اما مسلما رقم آن بالاست. بسياري از تونل هاي مخفي و استحکامات حزب الله کشف و بمباران شده است و بخش مهمي از ذخيره موشک و مهمات اين گروه نظامي مصرف شده است.
اما اين همه مشکلات جدي حزب الله نيست. جامعه مسيحيان و اهل سنت لبنان در زمان حمله اسرائيل به کشورشان از حزب الله حمايت کردند. اما خشم بوه جود آمده در کشور به نظر مي رسد که بعد از اتمام جنگ، افزايش پيدا کند. مسئله اصلي لبنان، روابط اعضاي شيعه پارلمانش است؛ روابطي که بر پايه وعده حمايت مالي و پشتيباني شکل گرفته است. با وجود کمک هاي مالي ايران، لبنان قادر نخواهد بود پول بازسازي خرابي ها را بدست بياورد. حتي اگر بازسازي جنوب لبنان توسط ديگران، دولت مرکزي لبنان، اروپايي ها و موسسات بين المللي انجام شود، کنترل و سرپرستي منطقه مشخص نيست که به دست چه کسي خواهد افتاد و اين امري است که با همکاري سياسي حل خواهد شد.
تنها در يک صورت حزب الله لبنان مي تواند با عملکردش کار را براي تسلط ديگران دشوار کند. گروه نظامي ديگري هم وجود دارد که مي تواند وارد بازي شود. ارتش عادي لبنان که از تعداد زيادي شيعه و نيروهاي فرانسوي زبان تشکيل شده است را هم نبايد ناديده گرفت. امل، حزب بزرگ شيعه ديگر نيز مي تواند نقش مهمي بازي کند. ورود فرانسه به صحنه مي تواند جاي قدرتي را بگيرد که در زمان وقوع بحران در لبنان، به ايران تعلق داشت. اين يکي از عواملي است که بايد توسط حزب الله و متحدانش در تهران و دمشق سنجيده شود. آنها بايد استفاده از توانايي هاي نظامي حزب الله را در آينده در نظر بگيرند، توانايي که بايد ابقا شود و مسلما از نو ساخته خواهد شد.
طنز تلخي که در اين موقعيت وجود دارد اين است که روند محدود کردن عمليات نظامي به دلايل مختلفي در شرف وقوع بود. اين جنگي بود که هرگز نبايد اتفاق مي افتاد و بايد هرچه زودتر تمام شود. ديگر هيچ نيازي به فجيع تر شدن جنگ نيست؛ شکستن آتش بس، يعني مرحله آخري که ارتش اسرائيل برنامه ريزي کرده بود، ممکن است هنوز اتفاق بيافتد.
منبع: گاردين 14 اوت 2006

No comments: