Saturday, September 20, 2008

کریستین ساینس مانیتور بررسی می کند -مجاهدین در عراق

معضل مجاهدين براي آمريکا
تحليل کريستين ساينس مانيتور - یکشنبه 31 شهریور 1387 [2008.09.21]
‏‏
جان هيوگز ‏
در منطقه کوچک خاک آلود و محصور در 60 مايلي شمال بغداد، 3800 مخالف رژيم ايران مشکل بزرگي ‏را جلوي پاي رئيس جمهور بعدي آمريکا گذاشته اند.‏
اعضاي سازمان مجاهدين خلق که زماني از دل عراق دوره صدام حسين به عمليات نظامي عليه حکومت ‏تهران دست مي زدند، پس از اشغال آن کشور خلع سلاح شده و تحت حمايت نيروهاي نظامي آمريکا درآمده ‏اند. خبري که از برخي منابع عراقي درباره استخدام نيروهاي عراق براي "محافظت از اين اردوگاه و نه ‏تخليه آن" به گوش مي رسد، بر پيچيدگي اوضاع افزوده است.‏
اما اکنون بحث خروج نيروهاي آمريکا از عراق به ميان آمده است. ايران با فرض خروج قريب الوقوع ‏آمريکائي ها، به اعمال فشار براي استرداد جنگجويان شاخه نظامي شوراي مقاومت به تهران و يا حداقل ‏تحويل آنها به دولت عراق دست زده است که به اعتقاد آنها، از تصميم ايران پيروي خواهد کرد. طبيعتاً ‏مخالفان ايران از اين در هراسند که سرنوشت آنها با زنداني شدن، شکنجه و يا مرگ گره خواهد خورد. ‏
اعم از اينکه مک کين رئيس جمهور بعدي باشد يا اوباما، روابط آمريکا با ايران مهمترين چالش بين المللي ‏پيش رو خواهد بود. با افزايش غني سازي اورانيوم به بهانه برنامه صلح آميز هسته اي از سوي ايران، زمان ‏با سرعت بيشتري در گذر است. اين درحالي است که آمريکا و شمار زيادي از کشورهاي ديگر تهران را به ‏پيگيري فن آوري تسليحات هسته اي متهم مي کنند. هر دو نامزد رياست جمهوري آمريکا ديدگاه هاي خاص ‏خود را در برخورد با ايران دارند، اما در عين حال بر عدم توسعه تسليحات هسته اي ايران متفق القول هستند. ‏‏ ‏تحويل مجاهدين به ايران با سرنوشت محتومي که در انتظارشان است، سر و صداي زيادي را در افکار ‏عمومي آمريکا و نيز در کنگره آن کشور بدنبال خواهد شد. مجاهدين در کنگره پشتيباناني دارند. درواقع آنها ‏از سوي برخي منابع آمريکائي، افتخار برملا ساختن اولين اطلاعات دقيق راجع به تأسيسات مخفي هسته اي ‏ايران را کسب کرده اند. از طرف ديگر، طفره رفتن از خواست تهران نيز مي تواند به تحت الشعاع قرار ‏گرفتن مذاکرات گسترده تر به منظور کاستن از تنش موجود در روابط ايران- آمريکا شود. ‏
دريافت پناهندگي از آمريکا، يک راه حل مشهود براي اين معضل تلقي مي شود. اما مشکل اين است که ‏اعضاي مجاهدين که تحت معاهده ژنو با عنوان "افراد تحت حمايت" در "اردوگاه اشرف" نگهداري مي ‏شوند، عملاً در فهرست سازمان هاي تروريستي وزارت خارجه آمريکا جاي گرفته اند. ضمناً آنها متهم به ‏اشغال سفارت آمريکا در تهران در سال 1979 هستند. ‏
دادگاه هاي انگلستان و کشورهاي اروپائي، حکم به خروج نام سازمان مجاهدين از فهرست مربوط به سازمان ‏هاي ياد شده داده اند. ‏
روند معقول ديپلماتيک ايجاب مي کند کاخ سفيد گزينه نظامي را در تاکتيک اعمال فشار عليه ايران همواره ‏يک گزينه محتمل فرض کند. هر دو نامزد رياست جمهوري هم بازتابي از اين موضع را نشان داده اند. ‏واقعيت اين است که هم وزارت خارجه و هم پنتاگون مي دانند ترتيب دادن يک حمله نظامي عليه تأسيسات ‏هسته اي ايران، يک فاجعه سياسي بوده و نمي تواند انهدام آن دسته از مراکز قرارگرفته در اعماق زمين را ‏تضمين کند. بنابراين پيش بيني مي شود وزارت خارجه طرفدار ديپلماسي باشد و در همين راستا برخي مشوق ‏هاي صلح آميز را به بوته آزمايش سپرده است. زمزمه هاي بازگشائي دفتر حفاظت از منافع آمريکا در ايران ‏نيز مي تواند قدمي به سوي افتتاح سفارتخانه و به رسميت شناختن ديپلماتيک محسوب شود. در گزارش ها ‏آمده محمود احمدي نژاد از چنين رويدادي استقبال خواهد کرد. ‏
رويداد ديگر هم اعزام يک ديپلمات برجسته آمريکائي- به نام ويليام برنز معاون وزير خارجه- به نشست رو ‏در روي گروه شش با ايراني ها بود. بعد از آن بود که آقاي برنز پيشنهاد مبادلات ورزشي براي برقراري پل ‏ارتباطي را داد. تيم بسکتبال ايران هم براي بازي با تيم هاي ام بي اي، راهي سالت ليک سيتي و دالاس شد. ‏
مسؤولان مختلف عراقي که برخي از آنها به ارتباط داشتن با ايران متهم مي شوند، از اوائل ماه ژوئن زمزمه ‏‏"اخراج" مجاهدين از عراق ظرف شش ماه را سر داده اند. اين يک جدول زماني جالب است، زيرا به طور ‏اتفاقي با آخرين ماه عمر دولت بوش همزمان است. ‏
گزينه پيش روي بوش يا رئيس جمهوري بعدي اصلاً آسان نيست. يک راه، خروج نيروهاي محافظ آمريکائي ‏از اردوگاه اشرف و تحويل مجاهدين به نيروهاي عراقي، و احتمالاً در نهايت به ايران است. اين برخلاف ‏قوانين کميسارياي پناهندگان سازمان ملل درخصوص حمايت از افرادي است که در صورت بازگشت به ‏کشورشان، در معرض خطرات جدي قرار مي گيرند.‏
راه ديگر اين است که مجاهدان به عنوان پناهنده به آمريکا منتقل شوند. عمل به اين گزينه مستلزم گرفتن ‏تصميم ديگري است: ناديده انگاشتن انتصاب آنها به عنوان تروريست. عده اي که طرفدار اين گزينه هستند مي ‏گويند اگر کره شمالي مي تواند از فهرست خارج شود، چرا مجاهدين ايران نشوند؟
اين تصميمي است که اصول انساندوستانه و منافع ملي را دربرابر يکديگر قرار مي دهد.‏
منبع: کريستين ساينس مانيتور- 18 سپتامبر‏

1 comment:

Anonymous said...

Mojahedin tanha gorouhe faal bar aleiheh in regima hastan. Tarsam ke 3800 javan bedaste khoon ashaman khomeini dadeh shavand. Dooste azizam Soheila Jafari dar frough javidan mord va khoda midanad be azadi Iran iman dasht. Bayad UNO ra tahte feshar gharar dad.