شام با احمدي نژاد
گزارش وال استريت ژورنال از مهماني دولت ايران - دوشنبه 8 مهر 1387 [2008.09.29]
فرناز فصيحي
چهارشنبه شب گذشته، سالن پذيرائي هتل بزرگ هايت در مرکز منهتن احساس يک مهماني مجلل عروسي ايراني را منتقل مي کرد. بالغ بر هزار مهمان با لباس هاي رسمي دور تادور ميزهاي فشرده نشسته بودند و مشغول صحبت هاي معمول به زبان فارسي بودند.
اما اين يک مراسم ضيافت شام به ميزباني محمود احمدي نژاد رئيس جمهور ايران بود. فهرست ميهمانان نيز شامل ايراني-آمريکائي هاي بود که در منطقه نيويورک و اطرافش زندگي مي کردند و از ليست موجود در کنسولگري واشنگتن و نمايندگي ايران در سازمان ملل انتخاب شده بودند.
آقاي احمدي نژاد اين هفته براي حضور در مجمع عمومي سازمان ملل در نيويورک بود و مصاحبه هاي فشرده اي را با رسانه هاي آمريکائي انجام مي داد. او در حقيقتت دوضيافت شام را ميزباني کرد که يکي مربوط به گروه انتخاب شده اي از متخصصان و فرهيختگان ايراني بود، ديگري هم براي "هموطنان ايراني" ترتيب يافته بود.
دعوتنامه من براي صرف شام با رئيس جمهور از طريق پست ارسال شده بود. در آن نامه کوتاهي به زبان فارسي وجود داشت و يادآوري مي کرد خانم هاي ميهمان مي بايست بر اساس قوانين جمهوري اسلامي موهايشان را بپوشانند. موقع صرف شام متوجه شدم تنها زناني که موهايش را نپوشانده است، يک پيشخدمت و يک زن ميانسال ايراني با کت قرمز راه راه هستند. وقتي اين زن بين ميزها حرکت مي کرد، کاکل فرفري او هم به حرکت در مي آمد.
از او پرسيدم: "کسي از شما نخواست موهايتان را بپوشانيد؟"او بدون اينکه نامش را بگويد گفت: "هيچکس، همه آنها هم مرا ديدند."
اگر زني در ايران از قانون حجاب تخطي کند، خطر بازداشت شدن را به جان مي خرد. من درست قبل از عبور از ردياب فلزي و تحويل کيفم به يک پليس آمريکايي براي بازرسي، شال سبز رنگي را به سر کردم.
براي اينکه آقاي احمدي نژاد بتواند ضيافت شامش را در هتل هايت بر گزارکند، مي بايست تدابير امنيتي شديدي برقرار شود. ده ها نفر از سرويس مخفي آمريکا با کت و شلوارهاي ساده و گوشي هاي پليس در گوش در سرسراي هتل گشت مي زدند و در داخل سالن پذيرائي، شانه به شانه محافظان ايراني ايستاده بودند. آسانسورهائي که به طبقه محل برگزاري اين مراسم باز مي شدند، کار نمي کردند.
مأموران پليس نيويورک هم با فاصله مستقر شده بودند. سگ هاي پليس منطقه را بو مي کشيدند و حداقل 20 ماشين پليس در خارج هتل صف کشيده بودند. ضمناً آمبولانس و ماشين آتش نشاني هم حاضر بود. همه اين تدابير براي شرايطي احتمالي است که سوء قصدي متوجه آقاي احمدي نژاد شود. يکي از افسران پليس گفت آنها براي حفاظت از امنيت هتل، تمام روز مشغول مراقبت بوده اند.
هفته گذشته هنگام سخنراني آقاي احمدي نژاد در سازمان ملل، تظاهرکنندگان آمريکائي و ايراني در خارج از محوطه سازمان جمع شده بودند و عليه سياست هاي هسته اي، سابقه حقوق بشر و کينه توزي وي عليه اسرائيل به سردادن شعار مشغول بودند.
در داخل ايران نيز، ديدگاه ها نسبت به او دچار انشعاب شده است. محافظه کاران بسيار افراطي، رفتار پوپوليستي وي را تقدير مي کنند، درحاليکه سايرين از دولت او به دليل سياست هاي اقتصادي منجر به افزايش بيکاري و رسيدن نرخ تورم به 25 درصد عليرغم جاري شدن پول هنگفت فروش نفت بداخل کشور، انتقاد مي کنند.
تالار پذيرائي هتل را طوري تزئين کرده بودند که گوئي روز ملي ايران است.
اين اولين حضور من در مهماني شام يک رئيس جمهور ايراني نبود. يکبار در ميهماني محمد خاتمي- رئيس جمهور سابق ايران- و يک بار ديگر هم در ميهماني قبلي آقاي احمدي نژاد حاضر بودم. هر دو ضيافت شام قبلي کوچکتر بودند و زرق و برق کمتري داشتند. به نظر مي رسيد اين بار مسؤولان ايراني براي نشان دادن هويت ملي، سيماي نرم تر و ميانه روتري را در معرض ديد گذاشته اند.
وقتي بالاخره آقاي احمدي نژاد بالاي سکو رفت تا براي جمعيت حرف بزند با تشويق و صداي سوت حاضرين روبرو شد. او از وقفه اي که در صرف شام ايجاد مي کند معذرت خواست. دقايقي قبل از اين، ديس هاي برنج زعفراني، گوشت و مرغ کباب شده و سس انار و گردو سر ميزها گذاشته شده بود.
احمدي نژاد در نطق طولاني خود ساده و خاکي بود. جوک تعريف مي کرد. درحاليکه استفاده از ادبيات رسمي در بين مقامات مرسوم است، او چنان از اصطلاحات خياباني استفاده مي کرد که گوئي با جمعي از رفقا حرف مي زند. او گفت ديدار با ايرانيان مقيم آمريکا نقطه اوج سفرش بوده است. حتي يک خط شعر هم از جائي خواند: "وقتي شما را مي بينم، مثل ماهي هستم که به آب بازگشته است."
آقاي احمدي نژاد پس از ايراد سخناني درباره صلح آميز بودن ماهيت برنامه هسته اي ايران، با قاطعيت گفت: "اگر تمام دنيا، حتي با همه اجدادشان جمع شوند، نمي توانند ما را از غني سازي اورانيوم باز بدارند."
او وقتي درباره غرب حرف مي زد، در ابتدا صلح طلب و آرام بود. او گفت ايران يک ملت طالب صلح است و به دنبال روابط دوستانه با تمام ملت ها بر اساس احترام متقابل است و هيچ تهديدي را متوجه هيچ کشوري نمي کند. اما او در ادامه گفت: "من مي خواهم در پيشگاه همه شما ايرانيان به دنيا بگويم، اگر کسي حتي تصور حمله به ايران را بکند، قبل از اينکه دستش به دگمه شليک برسد، ما بازويش را قطع خواهيم کرد."
اين اظهارات ابتدا با سکوت و سپس با تشويق حاضران همراه شد.
نظرات او درباره جايگاه ايران در جهان، از خودبزرگ بيني مرسوم در جمهوري اسلامي حکايت داشت: "اگر شما رفتارتان را درست نکنيد، ايران تمام معادلات را در دنيا به هم مي زند و آنرا با عدالت جايگزين خواهد کرد."
شايد يکي از مهمترين بخش هاي پيام پاياني وي به ايراني-آمريکائي ها، درخواست کمک و پشتيباني از آنها بود. احمدي نژاد گفت: "شما بايد از شرايطي که امروز با آن روبرو هستيم آگاه باشيد. ايراني ها امروز هرجاي دنيا که هستند، دست به دست هم بدهند. شما بايد سازمان ها و نهادهائي را بوجود آوريد و خيلي قدرتمند شويد. ما اينجا به اندازه کافي ايراني داريم، اگر شما دست به دست هم بدهيد، مي توانيد همه آمريکا را بگيريد."
پس از پايان سخنراني احمدي نژاد، مردم ايستادند و او را تشويق کردند.
ديدن تنوعي از ايراني-آمريکائي ها در يک چنين مراسمي تکان دهنده بود. جمعيت ايراني هاي مقيم آمريکا معمولاً با جامعه آمريکائي عجين شده اند و در بين مهاجران، طبقه تحصيلکرده و موجهي را تشکيل مي دهند. به زبان ديگر، آنها عمدتاً حامي حکومت ايران نيستند. اغلب آنها خانه و کشورشان را براي بدست آوردن زندگي بهتر و آزادتر در آمريکا ترک گفته اند.
حتي بعضي از آنها يک روز مرخصي گرفته بودند تا از واشنگتن دي سي، مريلند و ويرجينيا براي شرکت در مهماني شام با احمدي نژاد- يکي از محافظه کارترين و بحث انگيزترين روساي جمهور تاريخ اخير ايران- تا اينجا رانندگي کنند.
بعداز اينکه با هم ميزي هاي خودم کمي راحت شدم، از آنها سؤالاتي پرسيدم. بيشتر آنها نمي خواستند نام فاميلشان گفته شود و حتي از اين تعجب مي کردند که چطور مرا به مراسم دعوت کرده اند.
ماندانا 31 ساله از واشنگتن دي سي که در يک سازمان غير انتفاعي کار مي کند، گفت از روي کنجکاوي آمده است. او به من گفت: "همه يک جوري راجع به احمدي نژاد حرف مي زنند که انگار او را مي شناسند، من آمدم تا خودم ببينم او چه شکلي است."
اسماعيل 74 ساله و پزشک که يک مسيحي ايراني و ساکن نيويورک است اين را کتمان نمي کند که طرفدار رژيم نيست. "اغلب مردمي که امشب اينجا مي بينيد مخالف سياست هاي ايران هستند، بااينحال به اينجا مي آيند چون مي خواهند به هويت ايراني خودشان متصل باقي بمانند."
حسين موسوي 60 ساله و مهندس، به جلو خم شد و درگوشي گفت رئيس جمهور را تحسين مي کند و آرزو مي کرد سياستمداران بيشتري نظير او بودند. "من او را تحسين مي کنم چون شبيه خيلي از سياستمداران ديگري نيست که براي منافعشان، موضع خود را عوض مي کنند. او صادق است و سر حرفش مي ماند."
نيلوفر 23 ساله که به تازگي از کالج فارغ التحصيل شده و لباس تنگي به تن داشت گفت ديدن هر رئيس جمهوري يک افتخار است و اگر به او دعوتنامه ديدار با جورج بوش را هم مي دادند، او حضور پيدا مي کند، هرچند با سياست هاي او هم موافق نيست.
سپس آقاي احمدي نژاد به اتاق جداگانه اي که پرده سياه داشت و توسط صفي از ماموران پليس مخفي آمريکا محافظت مي شد، رفت و مشغول گرفتن عکس و ديدار خصوصي با حاضرين در مراسم شام شد.
مسؤولان ايراني کاغذ و قلم هائي را پخش مي کردند تا مردم مطالب و درخواست هاي خود را بنويسند. مردي به نام علي از مريلند مي خواست پسرش از سربازي معاف شود تا بتواند به ايران برگردد. زني به نام ميشا از لس آنجلس هم نوشت رژيم به جاي سختگيري مي تواند آزادي بيان، سياسي و اجتماعي بيشتري بدهد. يک زن جوان ديگر هم که اسمش را نگفت مي خواست رژيم اعتياد به مواد مخدر را از بين ببرد.
من راهم را از بين جمعيت باز کردم تا با منوچهر متکي وزير خارجه ايران برسم و با او گفتگو کنم. از او پرسيدم جلسه اين هفته سازمان ملل چطور بود؟ او پاسخ داد: "آنها مي توانند هرچه که مي خواهند بگويند، اما جورج بوش عملاً از دور کنار رفته است."
پرسيدم آيا نمايندگان ايران با نامزدهاي دموکرات و جمهوري خواه تماس داشته اند، او گفت "نه، ولي هرکسي که رئيس جمهور اين کشور بشود، چاره ديگري جز اعمال تغييرات گسترده در سياست خارجي نسبت به ايران نخواهد داشت."
منبع: وال استريت ژورنال- 27 سپتامبر – 2008
گزارش وال استريت ژورنال از مهماني دولت ايران - دوشنبه 8 مهر 1387 [2008.09.29]
فرناز فصيحي
چهارشنبه شب گذشته، سالن پذيرائي هتل بزرگ هايت در مرکز منهتن احساس يک مهماني مجلل عروسي ايراني را منتقل مي کرد. بالغ بر هزار مهمان با لباس هاي رسمي دور تادور ميزهاي فشرده نشسته بودند و مشغول صحبت هاي معمول به زبان فارسي بودند.
اما اين يک مراسم ضيافت شام به ميزباني محمود احمدي نژاد رئيس جمهور ايران بود. فهرست ميهمانان نيز شامل ايراني-آمريکائي هاي بود که در منطقه نيويورک و اطرافش زندگي مي کردند و از ليست موجود در کنسولگري واشنگتن و نمايندگي ايران در سازمان ملل انتخاب شده بودند.
آقاي احمدي نژاد اين هفته براي حضور در مجمع عمومي سازمان ملل در نيويورک بود و مصاحبه هاي فشرده اي را با رسانه هاي آمريکائي انجام مي داد. او در حقيقتت دوضيافت شام را ميزباني کرد که يکي مربوط به گروه انتخاب شده اي از متخصصان و فرهيختگان ايراني بود، ديگري هم براي "هموطنان ايراني" ترتيب يافته بود.
دعوتنامه من براي صرف شام با رئيس جمهور از طريق پست ارسال شده بود. در آن نامه کوتاهي به زبان فارسي وجود داشت و يادآوري مي کرد خانم هاي ميهمان مي بايست بر اساس قوانين جمهوري اسلامي موهايشان را بپوشانند. موقع صرف شام متوجه شدم تنها زناني که موهايش را نپوشانده است، يک پيشخدمت و يک زن ميانسال ايراني با کت قرمز راه راه هستند. وقتي اين زن بين ميزها حرکت مي کرد، کاکل فرفري او هم به حرکت در مي آمد.
از او پرسيدم: "کسي از شما نخواست موهايتان را بپوشانيد؟"او بدون اينکه نامش را بگويد گفت: "هيچکس، همه آنها هم مرا ديدند."
اگر زني در ايران از قانون حجاب تخطي کند، خطر بازداشت شدن را به جان مي خرد. من درست قبل از عبور از ردياب فلزي و تحويل کيفم به يک پليس آمريکايي براي بازرسي، شال سبز رنگي را به سر کردم.
براي اينکه آقاي احمدي نژاد بتواند ضيافت شامش را در هتل هايت بر گزارکند، مي بايست تدابير امنيتي شديدي برقرار شود. ده ها نفر از سرويس مخفي آمريکا با کت و شلوارهاي ساده و گوشي هاي پليس در گوش در سرسراي هتل گشت مي زدند و در داخل سالن پذيرائي، شانه به شانه محافظان ايراني ايستاده بودند. آسانسورهائي که به طبقه محل برگزاري اين مراسم باز مي شدند، کار نمي کردند.
مأموران پليس نيويورک هم با فاصله مستقر شده بودند. سگ هاي پليس منطقه را بو مي کشيدند و حداقل 20 ماشين پليس در خارج هتل صف کشيده بودند. ضمناً آمبولانس و ماشين آتش نشاني هم حاضر بود. همه اين تدابير براي شرايطي احتمالي است که سوء قصدي متوجه آقاي احمدي نژاد شود. يکي از افسران پليس گفت آنها براي حفاظت از امنيت هتل، تمام روز مشغول مراقبت بوده اند.
هفته گذشته هنگام سخنراني آقاي احمدي نژاد در سازمان ملل، تظاهرکنندگان آمريکائي و ايراني در خارج از محوطه سازمان جمع شده بودند و عليه سياست هاي هسته اي، سابقه حقوق بشر و کينه توزي وي عليه اسرائيل به سردادن شعار مشغول بودند.
در داخل ايران نيز، ديدگاه ها نسبت به او دچار انشعاب شده است. محافظه کاران بسيار افراطي، رفتار پوپوليستي وي را تقدير مي کنند، درحاليکه سايرين از دولت او به دليل سياست هاي اقتصادي منجر به افزايش بيکاري و رسيدن نرخ تورم به 25 درصد عليرغم جاري شدن پول هنگفت فروش نفت بداخل کشور، انتقاد مي کنند.
تالار پذيرائي هتل را طوري تزئين کرده بودند که گوئي روز ملي ايران است.
اين اولين حضور من در مهماني شام يک رئيس جمهور ايراني نبود. يکبار در ميهماني محمد خاتمي- رئيس جمهور سابق ايران- و يک بار ديگر هم در ميهماني قبلي آقاي احمدي نژاد حاضر بودم. هر دو ضيافت شام قبلي کوچکتر بودند و زرق و برق کمتري داشتند. به نظر مي رسيد اين بار مسؤولان ايراني براي نشان دادن هويت ملي، سيماي نرم تر و ميانه روتري را در معرض ديد گذاشته اند.
وقتي بالاخره آقاي احمدي نژاد بالاي سکو رفت تا براي جمعيت حرف بزند با تشويق و صداي سوت حاضرين روبرو شد. او از وقفه اي که در صرف شام ايجاد مي کند معذرت خواست. دقايقي قبل از اين، ديس هاي برنج زعفراني، گوشت و مرغ کباب شده و سس انار و گردو سر ميزها گذاشته شده بود.
احمدي نژاد در نطق طولاني خود ساده و خاکي بود. جوک تعريف مي کرد. درحاليکه استفاده از ادبيات رسمي در بين مقامات مرسوم است، او چنان از اصطلاحات خياباني استفاده مي کرد که گوئي با جمعي از رفقا حرف مي زند. او گفت ديدار با ايرانيان مقيم آمريکا نقطه اوج سفرش بوده است. حتي يک خط شعر هم از جائي خواند: "وقتي شما را مي بينم، مثل ماهي هستم که به آب بازگشته است."
آقاي احمدي نژاد پس از ايراد سخناني درباره صلح آميز بودن ماهيت برنامه هسته اي ايران، با قاطعيت گفت: "اگر تمام دنيا، حتي با همه اجدادشان جمع شوند، نمي توانند ما را از غني سازي اورانيوم باز بدارند."
او وقتي درباره غرب حرف مي زد، در ابتدا صلح طلب و آرام بود. او گفت ايران يک ملت طالب صلح است و به دنبال روابط دوستانه با تمام ملت ها بر اساس احترام متقابل است و هيچ تهديدي را متوجه هيچ کشوري نمي کند. اما او در ادامه گفت: "من مي خواهم در پيشگاه همه شما ايرانيان به دنيا بگويم، اگر کسي حتي تصور حمله به ايران را بکند، قبل از اينکه دستش به دگمه شليک برسد، ما بازويش را قطع خواهيم کرد."
اين اظهارات ابتدا با سکوت و سپس با تشويق حاضران همراه شد.
نظرات او درباره جايگاه ايران در جهان، از خودبزرگ بيني مرسوم در جمهوري اسلامي حکايت داشت: "اگر شما رفتارتان را درست نکنيد، ايران تمام معادلات را در دنيا به هم مي زند و آنرا با عدالت جايگزين خواهد کرد."
شايد يکي از مهمترين بخش هاي پيام پاياني وي به ايراني-آمريکائي ها، درخواست کمک و پشتيباني از آنها بود. احمدي نژاد گفت: "شما بايد از شرايطي که امروز با آن روبرو هستيم آگاه باشيد. ايراني ها امروز هرجاي دنيا که هستند، دست به دست هم بدهند. شما بايد سازمان ها و نهادهائي را بوجود آوريد و خيلي قدرتمند شويد. ما اينجا به اندازه کافي ايراني داريم، اگر شما دست به دست هم بدهيد، مي توانيد همه آمريکا را بگيريد."
پس از پايان سخنراني احمدي نژاد، مردم ايستادند و او را تشويق کردند.
ديدن تنوعي از ايراني-آمريکائي ها در يک چنين مراسمي تکان دهنده بود. جمعيت ايراني هاي مقيم آمريکا معمولاً با جامعه آمريکائي عجين شده اند و در بين مهاجران، طبقه تحصيلکرده و موجهي را تشکيل مي دهند. به زبان ديگر، آنها عمدتاً حامي حکومت ايران نيستند. اغلب آنها خانه و کشورشان را براي بدست آوردن زندگي بهتر و آزادتر در آمريکا ترک گفته اند.
حتي بعضي از آنها يک روز مرخصي گرفته بودند تا از واشنگتن دي سي، مريلند و ويرجينيا براي شرکت در مهماني شام با احمدي نژاد- يکي از محافظه کارترين و بحث انگيزترين روساي جمهور تاريخ اخير ايران- تا اينجا رانندگي کنند.
بعداز اينکه با هم ميزي هاي خودم کمي راحت شدم، از آنها سؤالاتي پرسيدم. بيشتر آنها نمي خواستند نام فاميلشان گفته شود و حتي از اين تعجب مي کردند که چطور مرا به مراسم دعوت کرده اند.
ماندانا 31 ساله از واشنگتن دي سي که در يک سازمان غير انتفاعي کار مي کند، گفت از روي کنجکاوي آمده است. او به من گفت: "همه يک جوري راجع به احمدي نژاد حرف مي زنند که انگار او را مي شناسند، من آمدم تا خودم ببينم او چه شکلي است."
اسماعيل 74 ساله و پزشک که يک مسيحي ايراني و ساکن نيويورک است اين را کتمان نمي کند که طرفدار رژيم نيست. "اغلب مردمي که امشب اينجا مي بينيد مخالف سياست هاي ايران هستند، بااينحال به اينجا مي آيند چون مي خواهند به هويت ايراني خودشان متصل باقي بمانند."
حسين موسوي 60 ساله و مهندس، به جلو خم شد و درگوشي گفت رئيس جمهور را تحسين مي کند و آرزو مي کرد سياستمداران بيشتري نظير او بودند. "من او را تحسين مي کنم چون شبيه خيلي از سياستمداران ديگري نيست که براي منافعشان، موضع خود را عوض مي کنند. او صادق است و سر حرفش مي ماند."
نيلوفر 23 ساله که به تازگي از کالج فارغ التحصيل شده و لباس تنگي به تن داشت گفت ديدن هر رئيس جمهوري يک افتخار است و اگر به او دعوتنامه ديدار با جورج بوش را هم مي دادند، او حضور پيدا مي کند، هرچند با سياست هاي او هم موافق نيست.
سپس آقاي احمدي نژاد به اتاق جداگانه اي که پرده سياه داشت و توسط صفي از ماموران پليس مخفي آمريکا محافظت مي شد، رفت و مشغول گرفتن عکس و ديدار خصوصي با حاضرين در مراسم شام شد.
مسؤولان ايراني کاغذ و قلم هائي را پخش مي کردند تا مردم مطالب و درخواست هاي خود را بنويسند. مردي به نام علي از مريلند مي خواست پسرش از سربازي معاف شود تا بتواند به ايران برگردد. زني به نام ميشا از لس آنجلس هم نوشت رژيم به جاي سختگيري مي تواند آزادي بيان، سياسي و اجتماعي بيشتري بدهد. يک زن جوان ديگر هم که اسمش را نگفت مي خواست رژيم اعتياد به مواد مخدر را از بين ببرد.
من راهم را از بين جمعيت باز کردم تا با منوچهر متکي وزير خارجه ايران برسم و با او گفتگو کنم. از او پرسيدم جلسه اين هفته سازمان ملل چطور بود؟ او پاسخ داد: "آنها مي توانند هرچه که مي خواهند بگويند، اما جورج بوش عملاً از دور کنار رفته است."
پرسيدم آيا نمايندگان ايران با نامزدهاي دموکرات و جمهوري خواه تماس داشته اند، او گفت "نه، ولي هرکسي که رئيس جمهور اين کشور بشود، چاره ديگري جز اعمال تغييرات گسترده در سياست خارجي نسبت به ايران نخواهد داشت."
منبع: وال استريت ژورنال- 27 سپتامبر – 2008
No comments:
Post a Comment